عجایب خواندنی درباره«دیکتاتورپرحاشیه»

عجایب خواندنی درباره«دیکتاتورپرحاشیه»

بعد از انتشار خبر مرگ هیتلر، شایعه درباره او زیاد شد؛ از غیب شدنش در زمین بگیر تا رفتن دنبال آدم فضایی ها!

بعد از انتشار خبر مرگ هیتلر، شایعه درباره او زیاد شد؛ از غیب شدنش در زمین بگیر تا رفتن دنبال آدم فضایی ها!


«آدولف هیتلر» مرد مرموزی بود؛ آنقدر که هنوز بعد از گذشت 70 سال از دوران قدرت و حکومتش، هنوز گوشه های تازه ای از زندگی اش کشف می شود چه برسد به مردنش که از همان روزهای اول تا همین حالا پر از حرف و حدیث بوده و شایعه و تئوری درست از زمانی که روس ها اعلام کردند رهبر رایش سوم خودش را ناکار کرده تا این روزها که شایعه شده او سر همه را گول مالیده و تا سال 1984 (1363) در آرژانتین خوش و خرم به زندگی اش مشغول بوده. داستان ها درباره زندگی و مرگ او بعد از جنگ جهانی دوم تمامی نداشته. تئوری های مشهوری که در زمان خودشان، سروصدای زیادی به راه انداخته بودند.

سفینه داشت رفت کره ماه!

بار اول نیست که آدمیزاد اینطور دچار توهم می شود. شاید هم خاصیت ماه و جذابیت همیشگی آن باعث شده که وقتی می خواهند کسی را محبوب و مقبول نشان دهند، موقع غیب شدنش می گویند طرف رفته کره ماه. به هر حال می گویند در اسناد به جا مانده از آلمان نازی مدارکی هست که نشان می دهد هیتلر در زمان خودش مشغول انجام کارهای فضایی بوده تا حدی که حتی به فکر راه اندازی تجهیزاتی فراتر از ناسا هم افتاده.
 

با این اوصاف و بعد از مرگش، طرفدارانش که نمی خواستند مرگ رهبر رایش سوم را قبول کنند، بنا را بر این گذاشتند که هیتلر برای خودش پناهگاهی در ماه درست کرده و می خواسته روز مبادا به آنجا برود. حتی تصاویری جعلی هم بین مردم منتشر شد که پایگاه نازی ها را روی ماه نشان می داد. بعدها این توهم سراغ چهره های مشهور آمریکایی (حتی هالیوودی ها) هم رفقت.

آدم فضایی ها زاغش را می زدند

یک تئوری متوهمانه دیگر درباره زندگی و مرگ هیتلر شاید باورش سخت باشد اما زمانی عده ای در دنیا باور داشتند که آدولف هیتلر، از معدود آدم های روی زمین بوده که با آدم فضایی ها ارتباط داشته. آنها می گفتند آدم فضایی ها در فرصتی مناسب به زمین آمدند و روش کنترل زمین را به هیتلر گوشزد و حتی برای ساختن تجهیزات فوق مدرن به او کمک کردند؛ تنها به این شرط که هیتلر زمینه حضور آنها روی زمین را فراهم کند.

به عقیده این عده، هیتلر قبل از رسیدن نیروهای متفقین، به دست همین آدم فضایی ها به جایی نامعلوم در کهکشان ها رفته است. آن سال ها ساده لوح ترین نازی ها باور داشتند که هیتلر مشغول یاد گرفتن فوت و فن فضایی هاست تا ترتیب جنگی بزرگ را بدهد و دوباره آلمان را سر زبان ها بیندازند.

غیب شد، رفت تو زمین

شاید این اصطلاح که می گویند: «طرف حتما رفته توی زمین»، از باور نازی ها گرفته شده باشد چرا که عده ای از آنها معتقد بودند که هیتلر برای خودش راه فراری در دل زمین پیدا کرده و به آنجا رفته. ادعای آنها این بود که بعد از رسیدن نیروهای متفقین به نرماندی و رسیدن خبرش به هیتلر، او به جای خودکشی، از طریق راهی زیرزمینی که کسی هنوز از آن خبردار نشده، خودش را به هواپیمایی مخفی رسانده و از آنجا یکسراست به سمت جنوب (در واقع قطب جنوب) رفته. آنجا هم وارد سوراخی شده که به دل زمین می رفته و بعد از آن، سال های سال برای خودش روزگار گذرانده.

عجیب آن که بعضی مشاوران عالی رتبه هیتلر، معتقد بودند زمین توخالی است و نازی ها می توانند در این فضای خالی، کانال بزنند و به هر جایی برسند. این باور در زمان جنگ خیلی کاربرد داشت اما در قرن حاضر اصرار روی این ادعا یک مرحله پایین تر از جنون است.

«دکتر دیوانه» تکثیرش کرد

هیتلر و داستان جنایت هایش یک طرف، کارهای تحقیقاتی دکتر «جوزف منگله» هم یک طرف. این پزشک مورد اعتماد نازی ها در سال های قدرت هیتلر، هر کاری که خواست روی نوع بشر کرد. او به انجام آزمایش های ترسناک روی اسرای جنگی معروف بود و برای رسیدن به یافته های ژنتیکی و وراثتی، جنایت ها مرتکب شد. بعد از پایان جنگ، متفقین بیش از آن که به دنبال ردپایی از هیتلر باشند در جستجوی منگله بودند که دست آخر هم به نتیجه ای نرسیدند.

حالا فکرش را بکنید که با وجود چنین پزشکی با تخصص ژنتیک، چه افسانه ها که درباره استفاده هیتلر از آزمایش های او نساخته اند. معروف ترین شان بعد از ناپدید شدن هیتلر بود که شایعه شد هیتلر خودش را به دست منگله، شبیه سازی کرده و به زودی دنیا پر می شود از ورژن های کوچکتر او که روزی جهان را فتح می کنند.نازی ها می گفتند جسدی که در پناهگاه برلین سوخته، فقط یکی از نمونه های شبیه سازی شده هیتلر بوده و خود اصلی اش جای امنی مانده.

پارکینسون داشت، مرد

باز شکرش باقی است که در این تئوری، حداقل تصویر آدمیزادی از هیتلر می دهند؛ آدمی که مثل بقیه آدم های روی کره زمین، ممکن است به بلا و بیماری هم گرفتار شود، نه این که با آدم های فضایی حشر و نشر داشته باشد و بین ماه و ستاره ها سر کند.

البته مردن به خاطر پارکینسون، ادعای رد شده ای است چرا که پارکینسون به خودی خود بیماری کشنده ای نیست. آنطور که بعضی ها می گویند، هیتلر در روزهای آخر عمرش پارکینسون گرفته بوده و دیگر حتی قدرت تکلم درست و حسابی هم نداشته. حالا چطور به نظر آنها از پارکینسون مرده، هنوز معلوم نیست.

به ینگه دنیا رفته بود

یک ضرب المثل قدیمی از خاور دور می گوید: «دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیکتر». گویا هیتلر آن زمان ها تحت تاثیر این آموزه شرقی، از آمریکایی ها غافل نبوده و برای خودش در دل سرزمین آنها، پایگاهی دست و پا کرده بوده. مدت هاست که خیلی ها درباره ساختمانی خاص در «سن دیه گو» حرف می زنند. ساختمانی که از نمای بالا، به شکل صلیب شکسته است. این ساختمان که حالا متعلق به ارتش آمریکاست، در سال 2007 (1386) کلی هزینه برد تا از حالت صلیبی اش بیرون بیاید. می گویند هیتلر مدت زمانی طولانی در این ساختمان به سر می برده، بدون این که نگران حضورش در آمریکا باشد.

رفت قطب، قاطی پنگوئن ها

می گویند نازی ها در دهه سی میلادی (1308 تا 1318 شمسی) مشغول ساختن پایگاهی در قطب جنوب - «آنتارک تیکا» (Antarctica) – بوده اند. این مسئله را افسر برجسته نیروی دریایی آلمان«کارل دونیتز» هم در سال 1943 (1322) به زبان آورده بود؛ این که زیردریایی های آلمانی، در جایی دور از قاره های پرجمعیت کرده زمین، مشغول ساختن پایگاهی هستند ولی کسی به جز خودی ها از محل دقیق آن خبر ندارد.
 

داستان داشتن پایگاهی در قطب درست بود چرا که نیروهای آمریکایی و انگلیسی در دهه پنجاه میلادی 1328 تا 1338 شمسی) به آنجا رفتند و بعد از پیدا کردن پایگاه، آن را با سلاح های اتمی از بین بردند اما این که هیتلر با زیردریایی به آنجا فرار کرده باشد، تئوری نامعلومی است که خیلی ها احتمالش را ضعیف می دانند چرا که در آن موقع سال، اصولا زیردریایی ها نمی توانند در قطب روی آب بیایند؛ ضمن اینکه حتی اگر هیتلر به قطب هم رفته باشد، در همان بمباران متفقین سر به نیست شده و تمام!

رازهای مرگ هیتلر

واقعیت هایی از زندگی هیتلر که کمتر شنیده اید

* هیتلر اولین بار، عاشق دختری یهودی شد. می گویند او تا آخر عمرش هرگز این دختر را فراموش نکرده؛ هر چند هیچ وقت به دلیل کم رویی نتوانسته بود حتی کلمه ای با او حرف بزند.

* نام واقعی او «آدولف شیکل گرومر» بود. گرچه هیچ وقت کسی او را به این نام نشناخت و صدا نکرد چرا که پدرش دو سال قبل از تولد او – یعنی در سال 1877 (1256) – نام خانوادگی شان را عوض کرده بود.

* هیتلر بیماری مزمن معده داشت و کلا دل و روده درست و حسابی برایش باقی نمانده بود. می گویند او برای درمان نفخ خود 28 جور دارو امتحان کرده و به نتیجه نرسیده بود.

* او اولین کسی است که در تاریخ مدرن بشر، کمپین «مبارزه با مواد مخدر» راه انداخت. در زمان حکومت رهبر رایش سوم، سراسر آلمان پر بود از پوسترهای هشداردهنده به سیگاری ها که در خیابان های شهر پخش می شدند.

* موقع جنگ جهانی اول، تا پای مرگ رفت و برگشت. سرباز آلمانی در میدان نبرد به شدت زخمی شده بود و سربازی انگلیسی بالای سرش هم می توانست تیر خلاص را به او بزند اما معلوم نیست چرا از خونش گذشت. بعدها البته همان سرباز آلمانی، حتی به یک انگلیسی هم رحم نکرد.

* در طول جنگ به دستور هیتلر کل لیورپول را بمباران کردند. این وسط خانه خواهرزاده خودش هم در امان نماند و با خاک یکسان شد. مرد جوان آنقدر از دایی اش کینه به دل گرفته بود که به نیروی دریایی آمریکا پیوست و به جنگ او رفت.

* هیتلر در اتاق کارش عکس معروفی داشت. او تصویری از «هنری فورد» (نظریه پرداز آمریکایی و موسس شرکت خودروسازی فورد) را به دیوار پشت میز کارش چسبانده بود و از او به عنوان «الهام بخش زندگی اش» یاد می کرد.

* هیتلر گیاه خوار بود و لب به گوشت نمی زد. او آنقدر از خوردن گوشت ابا داشت که در زمان حکومتش، قانون سفت و سختی را برای مبارزه با اعمال خشونت علیه حیوانات وضع کرده بود.

* هیتلر در زندگی اش شانس های زیادی داشته. یک بار سربازی انگلیسی جانش را نجات داد و یک بار هم در چهارسالگی، کشیشی او را از رودخانه بیرون کشید و نگذاشت پسرک خفه شود. شاید برای همین بود که همیشه در کودکی دوست داشت کشیش یا مبلغ مذهبی شود.

* فقط یک یهودی در دنیا بود که هیتلر با او سر جنگ نداشت؛ پزشکی اتریشی که آن وقت ها به خاطر شرایط مالی بد خانواده هیتلر، آنها را مجانی ویزیت می کرد. او تنها کسی است که هیتلر از او با عنوان «یهودی خوب» اسم برده.

* شاید باورش کمی سخت باشد اما آدولف هیتلر در سال 1939 (1318) به پیشنهاد یکی از اعضای کمیته نوبل، کاندید گرفتن جایزه صلح نوبل شده بود.

* آمریکایی ها برای خلاص شدن از دست هیتلر، نقشه عجیبی ریخته بودند. سرویس مخفی آمریکا قصد داشت با هر ترفندی که شده هر روز به غذای هیتلر مقداری هورمون زنانه اضافه کند، به این خیال که شاید او کمی خلق و خوی زنانه بیابد و دست از جنگ و آدمکشی بردارد.

* هیتلر در سال 1938 (1317) به عنوان مرد سال مجله تایم انتخاب شد و تصویرش روی جلد این مجله رفت. رهبر رایش سوم فوبیای عجیبی داشت. او مثل موسولینی و ناپلئون از گربه می ترسید و از یک فرسخی هیچ گربه ای رد نمی شد، در عوض عاشق سگ بود و یک دوجین سگ داشت. می گویند او ارتشی از سگ ها در آلمان به راه انداخته بود.

* در سال 1913 (1292)، هیتلر با خیلی دیگر از چهره های مشهور در یک شهر زندگی می کرد، بدون آن که هیچ کدام همدیگر را بشناسند. در آن سال او و استالین، تروتسکی، تیتو و فروید در یک شهر و به فاصله چند خیابان از هم سکونت داشتند، بی خبر از این که سال ها بعد چه اتفاقی بین شان می افتد.

* هیتلر هیچ وقت رانندگی یاد نگرفت اما عاشق ماشین بود. او به شکلی عجیب، «فولکس واگن» را دوست داشت و هر از گاهی برای توسعه این کارخانه ماشین سازی آلمانی، آستین بالا می زد.

* در «روز دی» (D-day) یعنی همان روزی که متفقین یکباره به نرماندی ریختند و عملیات بزرگ شان را علیه هیتلر و نیروهایش شروع کردند، او خواب بود. این وسط هیچ کدام از دور و بری ها هم جرأت نداشتند او را بیدار کنند و بگویند که نیروهای مهاجم تا بیخ گوش شان آمده اند. آنها آنقدر صبر کردند تا هیتلر از خواب بیدار شود و بعد با اجازه او، نیروی کمکی به میدان بفرستند.
 
منبع: همشهری
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •