سرباز وطن، از فداکاری تا خطاکاری

سرباز وطن، از فداکاری تا خطاکاری

با اعمال محدودیت پس از مصدق، مکی به کار تدوین و تألیف آثار علمی در زمینه تاریخ معاصر روی آورد. حاصل این فعالیتها آثاری چون تاریخ بیست ساله در 8 جلد، کتاب دو جلدی زندگانی سیدحسن مدرس، وقایع سی تیر، زندگانی سیاسی سلطان احمدشاه و آثار دیگر است . . .

کافه تاریخ- مقاله تاریخی

 

حسین مکی از افراد شناخته شده و چهرههای سیاسی در دوره پهلوی اول و دوم است که البته شهرت او بیشتر به دوران ملی شدن صنعت نفت و همراهیش با دکتر محمد مصدق بازمی­گردد. وی فعالیت خود را با موضع گیری در جریان ملی شدن نفت ایران آغاز نمود و در این راه مواضع خاص و متفاوتی را اتخاذ کرد که از همراهی با دکتر مصدق تا مخالفت با وی و همکاری با آیت­الله کاشانی و مظفر بقایی قابل مشاهده است. این مواضع متفاوت چهره­ای خاص با فعالیتهایی پیچیده از این شخصیت به جا گذاشته است که در این نوشته به اابعاد شخصیتی این چهره سیاسی به خصوص از لحاظ مواضع و فعالیتهای سیاسی پرداخته می­شود.

شرح کوتاهی از دوران کودکی و جوانی حسین مکی

حسین مکی در سال 1291 ش در میبد یزد متولد شد. وی تحصیلات ابتدایی را در مدارس متفاوتی همچون دارالمعلمین گذراند و با اتمام تحصیلات خود در کلاس دهم به عنوان معلم در شهر یزد به تدریس دروسی چون ریاضیات مشغول گشت. اما از آنجا که محیط فرهنگی یزد، با رشد فرهنگی و ادبی وی مناسب نبود، به تهران رفت. وی در زمنیه ادبی تتبع می‌کرد و به جمع‌آوری اشعار می‌پرداخت.1 مهاجرت به تهران باعث شد تا مکی علاوه بر اشتغال، شرایط مناسب جهت ادامه تحصیل را نیز به دست آورد. از این رو حضور در تهران با تحصیل و اشتغال وی همراه گشت. فعالیتهای مکی در ابتدا با همکاری در مطبوعات آغاز شد. این دوران که مقارن با سقوط پهلوی اول و آزادی نسبی فضای سیاسی کشور بود، این فرصت را برای مکی ایجاد کرد تا به همکاری ادبی با مطبوعاتی چون روزنامه مهر مشغول گردد. فعالیتهای مکی در مطبوعات، زمینه آشنایی و علاقه او نسبت به فعالیتهای سیاسی را به همراه داشت و منجربه تغییر گرایش و علایق او به سمت مسائل سیاسی گشت.

آغاز فعالیتهای سیاسی

نقطه عطف فعالیتهای سیاسی مکی را می­توان، تأسیس حزب ایران در سال 1322 دانست. او این حزب را به همراه تعدادی از مهندسان تأسیس نمود. اما اتفاق مهمتر در سال 1325 افتاد که طی آن احمد قوام، نخست وزیر، از حسین مکی دعوت کرد تا عضو مؤسس حزب دموکرات ایران شود.2 عضویت در حزب، در آشنایی او با مسائل سیاسی تأثیر مهمی داشت. بعد از این فعالیتها، مکی توانست در انتخابات پانزدهم مجلس به آن راه یابد. در این مجلس، وی جز اقلیتی بود که به برخی از مسائل و موضوعات مورد منافشه اعتراض کرد. استیضاح دولت از جانب «عباس اسکندری» طرح مسائل نفت و بحرین و سپس استیضاح دولت ساعد از جمله موضوعاتی بود که از طرف مکی، حائری زاده و مظفر بقایی انجام گرفت و موضوع آن اعتراض به تشکیل مجلس مؤسسان برای تغییر قانون اساسی و مداخلات غیرقانونی مقامات نظامی در امور کشوری بود.3

فراهم شدن زمینه آشنایی مکی با دکتر مصدق از دیگر اتفاقات مهمی بود که بر نگرش سیاسی او تأثیر خاصی داشت. در سال 1328 و همزمان با انتخابات مجلس شانزدهم کمیته­ای دوازده نفره به رهبری دکتر مصدق تشکیل می­شود تا در اعتراض به نبود آزادی انتخابات با هژیر گفتگو نمایند. این کمیته که در حیاط دربار تشکیل شده بود شامل سه گروه بود. حسین مکی نیز یکی از اعضای گروه دوم این کمیته بود. گروه اول شامل برخی از سیاستمداران و چهرههای سرشناس بود؛ اما گروه دوم را سیاستمداران مرتبط با بازار همچون حسین مکی و مظفر بقایی تشکیل می­داد.4 او در مجلس شانزدهم پلیس را به دخالت در انتخابات اصناف متهم ساخت و به ثروتمندان ایراد گرفت و که با هدر دادن پولهای خود برای گشت و گذار در اروپا کمونیسم را تشویق می­کنند. او همچنین اعمال محدودیت بر واردات منسوجات ارزان قیمت را پیشنهاد کرد.5

وی که در مجلس پانزدهم و شانزدهم به همراه بقایی و حائری زاده و دیگران اقلیت مجلس را تشکیل می­دادند، توانستند با وجود اصرار دولت ساعد، مانع از تصویب قرارداد گس گلشانیان شوند.6 مکی در سال 1329 بعد از رد قرارداد گس- گلشائیان به عنوان مخبر کمیسیون نفت در گزارش شفاهی خود به مجلس، ضمن بیان علل رد قرارداد الحاقی از پیشنهاد پنج نفر از اعضای جبهه ملی عضو کمیسیون مبنی بر ضرورت ملی کردن صنعت نفت در تمام کشور سخن راند.7 فعالیتهای مکی در زمینه ملی شدن نفت باعث شد تا به پاس خدماتش به سرباز فداکار وطن ملقب گردد. تا این دوره روابط مکی با جبهه ملی و به خصوص دکتر مصدق بسیار نزدیک و مستحکم بود. مکی تا قیام 30 تیر 1331 همچنان به مصدق وفادار بود؛ اما بتدریج بعد از قیام 1331 رابطه وی و مصدق تیره گردید. در باب این اختلافات دلایل متعددی نقل شده است. از جمله اینکه گفته شده، یکی از علل اختلافات وی با مصدق به اقدامات انگلیسیها در ایجاد نفاق و دودستگی در میان اعضای جبهه ملی بازمی­گردد؛ اما خود مکی علت این جدایی را اینگونه شرح می­دهد: عقیده داشتم و دارم که او  (مصدق) برخلاف نهضت ملی قدم برداشت و من نتوانستم با او همکاری کنم. بعد از جدایی مکی از مصدق و جبهه ملی که در سال 1332 به اوج خود می­رسد، وی مدتی به همکاری با آیت­الله کاشانی و مظفر بقایی می­پردازد؛ بعد از کودتا مکی مسیر متفاوتری را آغاز و به زاهدی نزدیک می­گردد. گفته می­شود وی طی دیدارهایی با زاهدی، پیشنهادات شغلی نیز از سوی او دریافت می­کند؛ اما این رابطه هم به زودی تیره می­شود. پس از آن مکی در سال 1334 به دنبال سوء قصد به جان حسین علاء دستگیر و یک ماه به زندان افتاد.8

با اعمال این محدودیت، مکی به کار تدوین و تألیف آثار علمی در زمینه تاریخ معاصر روی آورد. حاصل این فعالیتها آثاری چون تاریخ بیست ساله در 8 جلد، کتاب دو جلدی زندگانی سیدحسن مدرس،  وقایع سی تیر، زندگانی سیاسی سلطان احمدشاه و آثار دیگر است. مکی بعد از انقلاب نیز در ایران ماند و به فعالیتهای خود در زمینه تألیف ونگارش ادامه داد و سرانجام در سن 87 سالگی بر اثر بیماری سرطان درگذشت. گرچه مواضع متفاوت و متناقض مکی، شخصیتی پیچیده از او ساخته است؛ اما کسانی چون آبراهامیان او را محافظه­کاری از یک خانواده بازاری معرفی می­کند که در کتاب معروف خود تاریخ بیست ساله ایران، نظر مثبتی به روحانیون و دیدگاه خصمانه­ای به حکومت سلطنتی داشت.9

 

فهرست منابع

1. باقر عاقلی، شرح رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، جلد 3، تهران، نشر گفتار، نشر علم، 1380، ص 1525

2. عاقلی، همان، ص 1525

3. سیدجلال­الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1391، چاپ هفدهم، ص 342

4. یرواند آبراهامیان. ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمدگل محمدی و محمد ابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، 1384، چاپ یازدهم، ص 310

5. آبراهامیان، همان، ص 323

6. مدنی، همان، ص 343

7. علیرضا ازغندی، روابط خارجی ایران (1320- 1357) تهران: نشر قومس، 1384، چاپ ششم، ص 168

8. عاقلی، همان، 1529  

9.آبراهامیان، همان، ص 323

 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •