روایت پارسونز آخرین سفیر بریتانیا از انقلاب اسلامی

روایت پارسونز آخرین سفیر بریتانیا از انقلاب اسلامی

انتخاب پارسونز به عنوان سفیر با اهداف خاصی صورت میگرفت. درواقع هدف اصلی پارسونز از مأموریت در ایران، عادی ساختن روابط کشورش با شاه و دولت او بود. بنابراین از زمانی که وی به عنوان سفیر انگلستان به ایران فرستاده شد روابط ایران و انگستان وارد مرحله ای از حسن تفاهم و همزیستی مجدد گردید . . .

کافه تاریخ- مقاله تاریخی

 

آنتونی پارسونز، آخرین سفیر بریتانیا در ایران پیش از وقوع انقلاب اسلامی می­باشد. وی در حساسترین دوره حکومت پهلوی یعنی سالهای 52- 57 به عنوان سفیر بریتانیا در ایران انتخاب شد و از نزدیک شاهد بسیاری از تحولات سیاسی ایران بود. از این رو نه تنها کتب و صحبتهای وی پیرامون اتفاقات آن سالها منبع مهمی در تبیین بسیاری از حوادث آن روزگار است، بلکه گزارشات وی به کشورش در باب تحولات ایران جهت تصمیگیری برای آینده ایران، نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. وی در کنار سولیوان، آخرین سفیر آمریکا در دوره رژیم پهلوی، تمام اتفاقات ایران را رصد و بر اساس آن به تحلیل آن وقایع پرداخته و به کشور خود اطلاع می­داد. بر اساس این توضیحات، عملکرد این فرد در ایران طی آن سالها و نیز دیدگاه او نسبت به انقلاب ایران، موضوع محوری نوشته پیش رو را تشکیل می­دهد.  

 

آنتونی پارسونز که بود و در دوران مأموریتش چه کرد؟

سر آنتونی پارسونز، آخرین دیپلمات بریتانیا در ایران طی سالهای 1974- 1979 بود و به فاصله چند روز بعد از خروج محمدرضا شاه ایران را ترک کرد. وی پیش از این، در سمت معاونت امور خاورمیانه در وزارت خارجه، خدمت می­کرد. وی در زمان اقامت خود، دلبستگی خاصی به ایران پیدا کرد. چنانچه در بخش از توصیفات خود درباره ایران می­گوید «تو در توهای این بازار انگار که از روزگار هزار و یک‌ شب و شهرزاد باقی مانده است، بازار تهران شبیه هیچ جای دیگری نیست، جز افسانه‌های کهن.»1 انتخاب پارسونز به عنوان سفیر با اهداف خاصی صورت می­گرفت. درواقع هدف اصلی پارسونز از مأموریت در ایران، عادی ساختن روابط کشورش با شاه و دولت او بود. بنابراین از زمانی که وی به عنوان سفیر انگلستان به ایران فرستاده شد روابط ایران و انگستان وارد مرحله­ای از حسن تفاهم و همزیستی مجدد گردید.»2

انگلیس که در سال 1349 نیروهای خود را از خاورمیانه خارج کرده بود، در رقابت تنگاتنگ با آمریکا درصدد حفظ بازارها و منافع اقتصادی خود بود. در این راستا تأمین نیازهای نفتی نیز اهمیت خاصی داشت. بر همین اساس، تلاشها از سوی پارسونز جهت تقویت روابط دو کشور آغاز شد. این تلاشها تا حدی بود که روابط اقتصادی، نظامی و سیاسی دو کشور را به سطح مطلوبی تا پیش از او رساند. «به نحوی که در دوران سفارت او روابط سیاسی و نظامی دو کشور در سطح بسیار خوبی قرار داشت، به نحوی که انگلستان تلاش می­کرد فروش و صادرات هر چه بیشتر تولیدات خود به ایران را افزایش دهد و در بهره­کشی از نفت ایران مشارکت گسترده­ای داشته باشد.»3 به طور کلی مسائل اقتصادی برای انگلیس از اهمیت و اولویت بیشتری برخوردار بود و همانطور که نیکی کدی هم می­گوید، «روی هم رفته انگلستان فقط از آن دسته از اصلاحاتی حمایت می‌کرد که موجب تسهیل هر چه بیشتر تجارت انگلیسیها و حفظ جان خارجیها و افراد وابسته به آنان می‌شد.»4

این روابط در نهایت به سود انگلستان نیز نمام شد و تلاشهای پارسونز در زمینه بهبود به نتایج مورد انتظار منجر گردید. چنانچه «از لحاظ اقتصادی در فاصله سال های 1352 تا 1356 ایران بازاری عمده برای کالاهای انگلیسی به شمار می­رفت. در طی همین سالها، انگلیس در تجارت با ایران مقام چهارم را داشت.»5 از لحاظ سیاسی نیز وضعیت طبق انتظارات انگلیس برآورده شد. همانطور که خود پارسونز نیز اعتراف می­کند: «قدر مسلم این بود که دوام رژیم شاه و توفیق او در اجرای برنامه‌هایش به سود ما بود. بعید به نظر می‌رسید که هیچ رژیم دیگری در ایران منافع اقتصادی و بازرگانی و هدف‌های سیاسی و استراتژیک ما در ایران را بهتر از رژیم شاه تأمین نماید»6 با این حال، دوره مأموریت پارسونز مصادف با حساسترین دوره حکومت پهلوی یعنی سالهای نزدیک به انقلاب گردید. پارسونز شاهد بسیاری از اتفاقات ایران در آن دوره بود. طبیعی است که وی تحلیل خاصی از وقایع آن دوران داشته باشد. پارسونز در کتاب معروف خود «غرور و سقوط» که در همین رابطه یعنی وقایع و اتفاقات ایران طی سالهای مأموریت خود پرداخته، تحلیل خود از وقوق انقلاب را نیز بیان نموده است. البته شرح کامل این کتاب و دیدگاه وی از انقلاب، مجال دیگری را می­طلبد، ولی اشاره به برخی از دیدگاههای مختصر وی در باب وقوع علل انقلاب اسلامی از نکات جالب این کتاب و تحلیلهای پارسونز است.  

علل وقوع انقلاب اسلامی از دیدگاه پارسونز

پارسونز در بخشهای مختلف کتاب به عامل مدرن سازی ایران توسط شاه به عنوان مهمترین دلیل نارضایتی بخشهای سنتی جامعه اشاره کرده است. او در بخشی از کتاب خود می­گوید: «ما می­دانستیم که عناصر مذهبی در ایران سرسختانه با برنامه های شاه برای تبدیل ایران به یک کشور صنعتی و مدرن و ترویج معیارهای تمدن غرب در این کشور مخالفت می­کنند.»7

پارسونز برگزاری جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی را نیز یکی از مصادیق برنامههای مدرن سازی شاه و همسرش دانسته و آن را عاملی در تحریک احساسات مذهبی مردم می­داند. به نظر وی «این گونه کارها در توده‌های مردم مسلمان و رهبران مذهبی آنان که مخالف رژیم بوده اند تأثیر نامطلوب و عمیق بر جای گذاشته است. شاید به نظر او (شهبانو) این گونه اقدامات به عنوان روشهای درمانی برای جدا کردن مردم ایران از روشهای اسلامی بود.»8 البته پارسونز در کنار برنامه های مدرن سازی بر فضای سیاسی کشور و اختناق حاکم بر آن نیز اشاره کرده و از آن به عنوان عامل نارضایتی در میان طبقات روشنفکر جامعه یاد می­کند. «ما می­دانستیم که حکومت استبدادی شاه و فشار و اختناق حاکم بر ایران موجب عدم رضایت و گسترش موجب مخالفت در میان روشنفکران و دانشجویان ایرانی شده بود.»9 از نظر پارسونز، فضای سیاسی کشور در آن دوره به گونه­ای بود که «زندانی کردن افراد بدون محاکمه، شکنجه و اعدامهای سریع و آزار و تعقیب دانشجویان و کارگزاران مخالف و ناراضی یک امر عادی به شمار می آمد.»10

علیرغم این اعترافات، پارسونز در مقام یک سفیر به بسیاری از جوانب انقلاب توجه نکرده و یا به تحلیل و درک درست از آنها نائل نیامده است. چنانچه در بخشهایی از کتاب، علیرغم اعتراف به فضای سیاسی اختناق آمیز، از شاه به عنوان فردی دموکراتیک یاد می­کند. با این حال حضور پارسونز در ایران، موجد تحولاتی در زمینه بهبود ارتباطات ایران و انگلیس بود و به تقویت روابط فی مابین انجامید. او  انقلاب ایران را تا ماههای منتهی به آن از نزدیک مشاهده نمود و با اعتراف به عظمت انقلاب اسلامی، آن را با انقلابهای روسیه و فرانسه برابر ­دانست.  

 

فهرست منابع

1. سایت تاریخ ایرانی، «سر آنتونی پارسونز، چشم بینای بریتانیا در ایران»، سفیری که غرور و سقوط شاه را دید"، امیلی امرایی، 3 دی 1390

2. علیرضا ازغندی، روابط خارجی ایران (1320- 1357) تهران: نشر قومس، 1384، چاپ ششم، ص 429

3. ازغندی، همان، ص 429

4. نیکی. آر. کدی، ریشههای انقلاب، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، 1375، صص 75- 76

5. منوچهر محمدی، «انگلیس پشت پرده» گنجینه معارف، صلنامه زمانه، شماره 3 و 4، پایگاه اطلاع رسانی حوزه

6. آنتونی پارسونز، غرور و سقوط، ترجمه دکتر منوچهر راستین، انتشارات هفته، تهران، 1363، چاپ دوم، ص 39

7. همان، ص 18

8. پارسونز، همان، صص 52 - 53

9.همان، ص 18

10. پارسونز، همان، ص 18

 

 

 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •