کانالهای فرهنگی؛ زمینه ساز روابط ایران و امریکا در دوره قاجاریه

کانالهای فرهنگی؛ زمینه ساز روابط ایران و امریکا در دوره قاجاریه

نخستین تماس های رسمی برای ایجاد روابط دیپلماتیک و تجاری میان ایران و ایالات متحده امریکا در نیمه قرن نوزدهم و اوایل سلطنت ناصرالدین شاه برقرار گردید. هنگامی که میرزا تقی خان امیرکبیر به صدارت رسید، ایران در چنبره سیاست های امپریالیستی روسیه تزاری و بریتانیای کبیر قرار داشت. امیرکبیر در نظر داشت تا با توسعه روابط خارجی ایران با دیگر کشورهای مغرب زمین، روابط خارجی ایران را از دایره انحصار مناسبات با روسیه تزاری و انگلستان خارج سازد.

کافه تاریخ- مقاله تاریخی

 

در آغاز قرن نوزدهم میلادی، کلیساهای امریکا درصدد برآمدند که میسیونرهایی را به دیگر ممالک دنیا بفرستند. از این منظر، حضور امریکایی ها در ایران از 1776 میلادی آغاز گردید. مبلغان مذهبی با هدف تأسیس دفاتر تبلیغی به ایران سفر کردند و حتی پیش از ایجاد روابط دیپلماتیک و مبادله سفیر، مبشرین مذهبی فعّالیت خود را در ایران آغاز کردند. «هارسیون گری اسمیت» و «الی اسمیت» نخستین امریکایی هایی بودند که ورودشان به ایران محرز گردید.1 امریکایی ها از همان آغاز برخوردهای مختلفی در قبال ایران داشتند. این تماس ها با فشارهای ن‍ژادپرستانه و احساس برتری و تلاش برای تغییر آیین ایرانی ها انجام می گرفت. اما از سوی دیگر مبلغین مذهبی امریکایی در طول بیست و پنج سال اقامت اولیه در ایران برای بهبود شرایط بهداشتی، ‌آموزشی و رفاه کلی ایرانیانی که در نزدیکی آن ها زندگی می کردند، مشارکت اساسی داشتند.2 انجام این اقدامات رفاهی از سوی امریکایی های مستقر در ایران خاطره و نگرشی مثبت از حضور امریکایی ها برای ایرانیان فراهم ساخت.

 

 

 

عهد ناصری و توسعه روابط با امریکا

نخستین تماس های رسمی برای ایجاد روابط دیپلماتیک و تجاری میان ایران و ایالات متحده امریکا در نیمه قرن نوزدهم و اوایل سلطنت ناصرالدین شاه برقرار گردید. هنگامی که میرزا تقی خان امیرکبیر به صدارت رسید، ایران در چنبره سیاست های امپریالیستی روسیه تزاری و بریتانیای کبیر قرار داشت. امیرکبیر در نظر داشت تا با توسعه روابط خارجی ایران با دیگر کشورهای مغرب زمین، روابط خارجی ایران را از دایره انحصار مناسبات با روسیه تزاری و انگلستان خارج سازد. از اینرو امیرکبیر به ایجاد و برقراری روابط سیاسی با ایالات متحده امریکا می اندیشید.3 امیرکبیر سعی داشت با اتکا به نیروی سوم از قدرت و نفوذ روسیه و انگلستان در ایران بکاهد. در تعقیب این سیاست به حاجی میرزا احمدخان، مصلحت گذار ایران در استانبول دستور داد با جورج مارش، وزیر مختار امریکا در عثمانی درباره روابط و نهایتاً قراردادی بین دو دولت وارد مذاکرده شود. پیشنهاد ایران مورد استقبال زاکاری تایلور، رئیس جمهور وقت امریکا قرار گرفت. و در این زمینه دستوراتی به جورج مارش داده شد. نتیجه مذاکرات منجر به امضای عهدنامه مؤدت و کشتیرانی در سال 1851 گردید. اما یک ماه پس از انعقاد این عهدنامه امیرکبیر از صدارت معزول شد و با کارشکنی های انگلستان عهدنامه مبادله نگردید و پس از چندی موضوع منتفی شد.4

در سال 1856م، دولت ایران تلاش های زیادی در جهت توسعه روابط با امریکا نمود که در نهایت به انعقاد قرارداد مودت و بازرگانی با این کشور به تاریخ (15ربیع الثانی1273ق/1856م) گردید. این قرارداد به عنوان اولین قرارداد رسمی میان دو کشور محسوب می گردد. این عهدنامه فقط ناظر بر امور کنسولی و تجاری بود.5 گسترش روابط سیاسی ایران و ایالات متحده امریکا امکان فعّالیت های میسیون های مذهبی را بیشتر فراهم نمود و مبلغین مذهبی حداکثر استفاده را از موقعیت نموده و به گسترش تبلیغات خود افزودند. از سال 1870 به بعد میسیون های مذهبی در شهرهای بزرگ ایران، ساختن مراکز فرهنگی و تبلیغی را آغاز نمودند. مهمترین وسیله تبلیغ آن ها ایجاد مدرسه و بیمارستان و کارهای خیّریه بود که از این طریق می توانستند با مردم تماس برقرار نموده، محبت و نظر مردم را به خود جلب نمایند.6 اما کماکان مقامات امریکایی به دلیل پیروی از دکترین مونروئه همچنان نسبت به تحولات داخلی ایران از جمله انقلاب مشروطه حساسیتی نداشتند. اما در بین مردم ایران، دولت امریکا به دلیل فقدان تجربه استعماری این کشور محبوبیت زیادی داشت. بعد از استقرار حکومت مشروطه، دولتمردان به ایجاد روابط با کشورهایی که سابقه استعماری نداشتند توجه بیشتری نشان دادند و یکی از پیامدهای مشروطیت، تجدید کوشش های این کشور برای جلب کمک امریکا بود. چندی بعد دولت های وقت ایران تصمیم گرفتند برای اصلاح امور از وجود مستشاران خارجی کشورهای بی طرف استفاده کنند.7 لذا در سال 1911م «مورگان شوستر» جهت اصلاح امور اقتصادی ایران وارد ایران شد. از اینرو در اولین سال های پس از جنگ جهانی اول، ایالات متحده امریکا شروع به ایفای نقش فعّال تری در آینده ایران کرد.8

نفت ایران و وسوسه های امپریالیستی امریکا

با ورود نفت به عرصه معادلات اقتصادی- سیاسی ایران، بسیاری از مسائل از جمله روابط خارجی تحت الشعاع آن قرار گرفت.9 امریکایی ها به دلیل مخالفت با قرارداد 1919 و حمایت از ایران در کنفرانس صلح ورسای محبوبیت زیادی در ایران کسب کرده بودند. از اینرو قوام السلطنه، نخست وزیر مجلس چهاردهم شورای ملی، مذاکرات محرمانه ای با نمایندگان شرکت نفت امریکایی استاندارد اویل درباره اعطای امتیاز نفت پنج ایالت شمالی ایران آغاز کرد. این مذاکرات در 20 نوامبر 1921م/29 آبان 1300ش منتهی به امضاء قراردادی شد که به موجب آن امتیاز استخراج و بهره برداری از نفت شمال ایران به مدت پنجاه سال به شرکت امریکایی واگذار می شد.10 بدیهی بود که این قرارداد اعتراض شدید شوروی و انگلیس را در پی داشته باشد. لذا بار دیگر دیپلماسی پنهان انگلیس فعال شد و درست زمانی که شرکت امریکایی آماده عملیاتی نمودن قرارداد نفتی بود، قتل «ماژور ایمبری» نماینده سیاسی امریکا در ایران در سقاخانه ای در جنوب تهران، سبب شد که شرکت اعلام کند ایران ناامن است و کارکنان او تأمین جانی ندارند بنابراین ایران را ترک کرد.11

 در سال 1922م/1301ش دولت ایران مجدداً از امریکا تقاضای چند مستشار در امور مالی کرد و میسیونی تحت سرپرستی دکتر «میلسپو» وارد ایران شد و با حسن نظری که ایرانیان نسبت به وی داشتند به مدت 5 سال در راه اداره امور مالی  ایران کار کرد و پس از پایان خدمتش چون توافقی بین دو دولت حاصل نشد، دکتر میلسپو ایران را ترک کرد.12

جمع بندی

 به هر حال تا قبل از ورود امریکا به جنگ جهانی دوم، ایران در دیپلماسی  امریکایی جایی نداشت؛ چرا که یک کشور پادشاهی در خاورمیانه بود و بیرون از علایق ایالات متحده قرار داشت و نهایتاً بعد از قطع یکجانبه روابط سیاسی از سوی رضاخان به دلیل بازداشت وزیرمختار ایران در امریکا به دلیل سرعت زیاد در رانندگی، عملاً تا سال 1939 میلادی/ 1317 شمسی،هیچ ارتباطی بین دو کشور وجود نداشت تا اینکه ظهور هیتلر در آلمان و آغاز جنگ جهانی دوم، بار دیگر  ضرورت تحکیم محور برلن - تهران را جهت مقابله با آلمان در نظر استراتژیستهای امریکایی را دو چندان نمود؛ لذا نماینده مخصوص وزارت امور خارجه امریکا به تهران آامد  و از رضا شاه عذرخواهی رسمی نمود. بنابراین روابط سیاسی ایران و امریکا در ژانویه 1939م/5 بهمن 1317ش بار دیگر برقرار شد.13 بعد ازکودتای 28 مرداد 1332 نیز عملاً امریکا به عنوان بازیگر بلامنازع عرصه و صحنه سیاست ایران تبدیل شد.

 

پی نوشتها:

1. حمیدرضا ملک محمدی، ژاندارم و ژنرال، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، ص22.

2. جیمز بیل، شیر و عقاب، جلد اول، ترجمه مهوش غلامی، تهران: نشر کوبه ، 1371، صص26-25.

3. رحیم رضازاده ملک، ‌تاریخ روابط ایران و ممالک متحده آمریکا، تهران: ‌کتابخانه طهوری،1350، صص89-88 .

 4. ابراهیم سنجر، نفوذ آمریکا در ایران، تهران:‌ مؤلف، 1368، ص18.

5. حسن خداوردی، روابط ایران و آمریکا از پیروزی انقلاب اسلامی تا تسخیر لانه جاسوسی، تهران:‌ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1388، ص54 .

6. سنجر، پیشین، صص19-18.

7. جمشید صداقت کیش، روابط ایران و ‌آمریکا در دهه50، تهران: دهخدا، ‌1357، صص9-8 .

8. یوناه الکساندر، الن نانز، تاریخ مستند روابط دو جانبه ایران و ایالات متحده آمریکا، ترجمه سعیده لطفیان، ‌احمد صادقی، تهران: قومس، 1378، ص18.

9. ملک محمدی، پیشین، ص57 .

10. عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی 1357-1300، تهران: پیکان، 1380، صص13-12.

11. ملک محمدی، پیشین، صص63-62 .

12. صداقت کیش، پیشین، صص12-11.

13. ملک محمدی، پیشین، ص66 .

 

 

مطالب مرتبط
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •