روایت هویدا از توهم شاه درباره خودش

روایت هویدا از توهم شاه درباره خودش

شاه می گفت: «انقلاب سفید ما نه تنها از دوران سلطنت کوروش مایه گرفته، بلکه دقیقا ما را به جهتی می کشاند که بتوانیم در راستای برنامه های کوروش حرکت کنیم»

کافه تاریخ- تاریخ شفاهی

 

جشن های دو هزار و پانصد ساله از آن حیف و میل های بودجه عمومی بود که قطعا حتی در همان دوره پهلوی هم تعداد منتقدین داخلی و خارجی اش بیشتر از طرفدرانش بود. با همه این احوال شاه علاقه زیادی به برگزاری جشن هایی این چنینی داشت. او که بسیار علاقه داشت خود را کوروش ثانی بداند، تلاش می کرد تا مبدا تحولاتی را که فکر می کرد در ایران رقم زد، به کوروش برساند! همچنان که انقلاب سفید خود را همچون انقلاب کوروش می دانست. او می خواست کشور خود را به تمدن بزرگ برساند، همچنان که به قول خودش کوروش، در یک نسل ایران را متحول کرد. عباراتی که در پایین می آید نشان می دهد استبداد و تخیلات شاه راه را بر هرگونه کار علمی و نقشه سامان مند برای توسعه کشور بسته بود:

 

«شاه اصرار عجیبی داشت به همه مدعوین جشن های دو هزار و پانصد ساله بقبولاند که برگزاری این مراسم نشانی است بر تجدید حیات ایران و  مفهومی ندارد جزء حراست از میراث امپراتوری عهد هخامنشیان. ضمن آنکه گه گاه خطاب به اطرافیان خود نیز می گفت: «انقلاب سفید ما نه تنها از دوران سلطنت کوروش مایه گرفته، بلکه دقیقا ما را به جهتی می کشاند که بتوانیم در راستای برنامه های کوروش حرکت کنیم» شاه در عین حال که می کوشید جشن های دو هزار و پانصد ساله را نوعی میعاد با تاریخ برای مردم ایران جلوه دهد، بیشتر مشتاق بود که مردم آن را نشانه ای از تولد دوباره کشور به حساب آورند. ولی گفتنی است که مردم اصلا در جریان این جشن ها حضور نداشتند و اصولا نیروی پلیس و ارتش چنان حفاظتی در اطراف تخت جمشید به وجود آورده بودند که به احدی اجازه نزدیک شدن نمی دادند. بخصوص آنکه هدف شاه از این جشن ها و بازگشت به ایران باستان هم هرگز نمی توانست مورد قبول روحانیون که فقط تعالیم پیغمبر مسلمانان را معتبر می دانند قرار داشته باشد.»

 

«شاه به قدری فریفته ایران باستان بود که در مصاحبه اش با «کارانجیه» (روزنامه نگار هندی) گفت: «امروز سرزمین باستانی ایران که مادر تمدن ها است و اولین امپراتوری را در جهان تاسیس کرده شاهد تولد دوباره تمدن درخشان خویش است و انقلاب سفید ما هم ریشه در همان انقلاب دارد که دو هزار پانصد سال پیش توسط کوروش به وجود آمد و بر اساس آن، کوروش توانست امپراتوری خود را فقط طی یک نسل به چنان قدرت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی مبدل سازد که الگوی زندگی و ارزش های انسانی، اخلاقی و اجتماعی برای دنیا شود.» 1

 

پی نوشت ها:

 

1-فریدون هویدا، سقوط شاه، ترجمه: ح.ا. مهران، تهران، انتشارات اطلاعات، 1386، چاپ نهم، ص 119-120

 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •