فرار محمدرضا پهلوی و درماندگی ارتش وابسته

فرار محمدرضا پهلوی و درماندگی ارتش وابسته

ارتش پهلوی با توجه به تربیت و آموزش هایی که در طی دوره سلطنت محمدرضا شاه پهلوی دیده بود، یک ضعف انکارناپذیر داشت و آن این بود که ارتش و نیروهای نظامی برای هر گونه ابتکار عمل به رهبری پر قدرت نیاز داشت که دستورات را از بالا فرموله کند و آنها تنها مجری این دستورات و اوامر باشند. این رهبری در وجود شاه و امریکا خلاصه شده بود. اکنون که دیگر شاه رفتنی است، بنابراین باید ایالات متحده امریکا نقش رهبری ارتش را بر عهده بگیرد.

کافه تاریخ- مقالات

 

پس از اینکه تصمیم به خروج شاه از کشور و تشکیل دولت از سوی شاپور بختیار گرفته شد، امریکا ژنرال رابرت هایزر را در وهله اول برای حفظ انسجام و ثبات ارتش و جلوگیری از فروپاشی آن بعد از خروج شاه، روانه ایران کرد. اعزام ژنرال چهار ستاره امریکایی از سوی ایالات متحده امریکا نشان می دهد که حتی امریکاییان نیز به درماندگی و فقدان ابتکار ارتش ایران در صورت عدم حضور شاه آگاه بودند. دولتمردان امریکایی دو مأموریت برای ژنرال هایزر در نظر گرفته بودند اولاً آنکه با حفظ انسجام ارتش، آنان را وادار به حمایت از دولت بختیار کنند، تا این دولت بتواند امور کشور را سازمان دهد و به موفقیت برسد و در ثانی در صورتی که دولت بختیار نتواند در انجام مأموریتش موفق شود و کنترل اوضاع را از دست بدهد، ارتش برای سامان دادن به اوضاع کشور وارد عمل شود و ابتکار عمل را به دست گیرد. ارتش پهلوی با توجه به تربیت و آموزش هایی که در طی دوره سلطنت محمدرضا شاه پهلوی دیده بود، یک ضعف انکارناپذیر داشت و آن این بود که ارتش و نیروهای نظامی برای هر گونه ابتکار عمل به رهبری پر قدرت نیاز داشت که دستورات را از بالا فرموله کند و آنها تنها مجری این دستورات و اوامر باشند. این رهبری در وجود شاه و امریکا خلاصه شده بود. اکنون که دیگر شاه رفتنی است، بنابراین باید ایالات متحده امریکا نقش رهبری ارتش را بر عهده بگیرد. مایکل لدین در کتاب کارتر و سقوط شاه، در این ارتباط چنین می نویسد: اگر قرار بود برای نجات شاه و سلطنت ابتکاری صورت بگیرد، این کار فقط از واشنگتن بر می آید و بس. بسیاری از ژنرال ها که زندگی خود را وقف حمایت از ایالات متحده کرده بودند مطمئن بودند که سرانجام یک نفر امریکایی از آنان خواهد خواست که اقدام کنند.1

اما محمدرضا شاه از حضور ژنرال هایزر تعجب می کند: در اوایل ژانویه باخبر شدم که چند روز است ژنرال هایزر در تهران به سر می برد. اما حوادث چند هفته گذشته می بایست به من آموخته باشد که از چیزی حیرت نکنم. رفت و آمدهای ژنرال هایزر همیشه از پیش برنامه ریزی می شد، اما این سفر او در هاله ای از ابهام کامل فرورفته بود. ورودش را خیلی مستور نگه داشته بودند. از ژنرال هایم تحقیق کردم، چیزی بیشتر از من نمی دانستند. پس این ژنرال امریکایی برای چه کاری به تهران آمده بود؟ چگونگی حضورش واقعا غیر عادی بود؟2 اما تورق خاطرات هایزر نشان می دهد که شاه به خوبی از مأموریت هایزر آگاهی داشته است.

ژنرال هایزر و رهبری ارتش شاهنشاهی

ژنرال هایزر پنج شنبه 4 ژانویه 1979م/14 دی ماه 1357ش وارد تهران می شود. رهبران نظامی ایران، بازیگران اصلی مأموریت ژنرال هایزر بودند. هایزر در طی مدت اقامت خود در ایران، ملاقات هایی را با چهار فرمانده عالی رتبه نظامی ارتش ایران، ارتشبد قره باغی رئیس ستاد ارتش، امیر حسین ربیعی فرمانده نیروی هوایی، دریادار حبیب اللهی فرمانده نیروی دریایی و ارتشبد طوفانیان معاون وزارت جنگ به انجام می رساند. مأموریت هایزر در وهله اول در تماس و مذاکرتی که با این چهار فرمانده داشت، آن بود که از آنان بخواهد تا زمانی که دولت بختیار روی کار است با جدیت از آن حمایت کنند. به خصوص که این مسأله با خروج شاه اهمیت دو چندانی پیدا می کرد.

اما هنگامی که مسأله خروج شاه از کشور مطرح می شود، بررسی عملکرد فرماندهان رده بالای ارتش به خوبی نشان می دهد که با مطرح شدن گزینه خروج شاه از کشور ترس وجود تمام فرماندهان عالی رتبه نظامی را فرامی گیرد. فرماندهان ارشد نظامی نمی توانند تصور کنند که ارتش بدون رهبری محمدرضا شاه وجود خواهد داشت. موجودیت ارتش در گرو وجود اعلی حضرت در کشور است. این اضطراب و نگرانی ناشی از اعمال همان سیاست هایی است که شاه در طول دوره حکومتش برای نظارت و کنترل بر ارتش به اجرا گذاشته بود.

بعد از عدم موفقیت دولت نظامی ازهاری در برقراری نظم و آرامش و رفع اعتصاب ها که اقتصاد کشور را فلج کرده بود، شاه تصمیم گرفت که هر چه زودتر کشور را ترک کند. ابتدا قرار بود شاه در روز 27 دی، پس از اعلام رأی اعتماد مجلس شورای ملی به کابینه بختیار به مسافرت برود. مجلس سنا در26 دی به دولت بختیار رأی اعتماد داد. شاه عصر همان روز، در روز 26 دی ماه از کشور خارج شود. درباره علل و موجباتی که منجر به خروج اجباری شاه از ایران شد، باید گفت که همه ناظران سیاسی بر این امر متفق القول بودند که حل بحران ایران، با ادامه حضور شاه امکان پذیر نیست و امام خمینی رهبر انقلاب به هیچ عنوان حضور شاه و رژیم سلطنتی را تحمل نخواهد کرد. خود شاه نیز به این موضوع واقف بود.3

در این مرحله فرماندهان نظامی سعی می کردند که شاه را از خروج و ترک کشور منصرف سازند و او را متقاعد کنند که در کشور بماند. ارتشبد قره باغی رئیس ستاد ارتش در این زمینه چنین می نویسد: از زمانی که مسأله مسافرت اعلی حضرت به خارج از کشور مطرح شد در هر فرصتی که مقدور بود در جهت انصراف از مسافرت ایشان مطلبی عرض می کردم. در یکی از شرفیابی های روزهای اول، پس از شرح مشکلاتی که در صورت خروج اعلی حضرت از ایران نیروهای مسلح با آن روبرو خواهند بود. عرض کردم: گفته می شود که در صورت مسافرت مراجعتی در بین نیست و ضمن یادآوری اثرات این اخبار در روحیه و انضباط نیروهای مسلح، اضافه کردم که نه تنها تعداد غائبین و فراریان افسران و درجه داران و سربازان وظیفه روبه افزایش خواهد یافت، بلکه به تعداد غائبین و فراریان پرسنل کادر ثابت نیز روزانه اضافه می گردد. بنابراین معلوم نیست وضع روحی نیروهای مسلح شاهنشاهی با این کیفیت بعد از مسافرت اعلی حضرت به چه وضعی خواهد بود و استدعا دارم که از مسافرت صرف نظر نمایند.4

پیامدهای فرار شاه بر ساختار ارتش پهلوی

با قطعیت یافتن سفر شاه بر دامنه نگرانی های فرماندهان ارتش افزوده شد. آن ها پس از خروج شاه از کشور نگران آینده سیاسی و نظامی خود بودند. کم هزینه ترین راهی که به نظرشان می رسید خروج از کشور به همراه شاه برای نجات جان خودشان بود. این نتیجه گیری به خوبی در صحبت های فرماندهان عالی رتبه نظامی در ملاقات هایی که با ژنرال هایزر طی مدت اقامت او در تهران داشته اند، منعکس شده است. بنابراین می بینیم که وابستگی ارتش و فرماندهان آن به شخص محمدرضا شاه تا اندازه ای است که این فرماندهان عالی رتبه به راحتی صحبت از رها کردن وظایف خود در صورت نبودن شخص شاه می کنند. به طوری که انگار این وظایف و مسؤولیت ها نه وظایف ملی و میهنی تلقی می شود بلکه به این دلیل باید انجام شود که شخص شاه آنان را توشیح کرده است. بنابراین اکنون که قرار است پادشاه در کشور نباشد، احساس مسؤولیت و انجام وظیفه نیز محلی از اعراب ندارد.

تقریبا بلافاصله پس از عزیمت شاه، برخی از واحدهای نظامی در چندین شهر به غارت پرداختند و به تظاهرکنندگان تیر اندازی کردند و برخی دیگر از آنها به جرگه انقلابیون ملحق شدند. هزاران سرباز گریختند و به خانه هایشان رفتند. در اواسط بهمن، پشتیبانی آشکار گروهی بزرگ از افسران و درجه داران ارتش ایران از امام خمینی کاملاً نمایان بود. به طور مثال در 19 بهمن 1357 شماری از پرسنل نیروی هوایی ایران به طور آشکار طرفداری خویش را از رهبر انقلاب به نمایش گذاشتند.5

برژینسکی در زمینه تأثیر این خروج  چنین می گوید: مسأله در مرحله های بعد دشوارتر شد، زمانی که ارتش به شدت درگیر و روحیه خود را از دست داده بود، به ویژه پس از رهسپاری شاه و زمانی که با توده های عظیم و اعتصاب های فلج کننده رو به رو شد. بی گمان با گذشت هر هفته دشواری ها و تلفات انسانی ناشی از هر گونه اقدام نظامی افزایش می یافت. من نمی توانم قاطعانه بگویم که ارتش می توانست باز هم بر اوضاع چیره شود.6

 قره باغی در مورد پیامدهای خروج شاه از کشور چنین می نویسد: خروج اعلی حضرت از کشور و مصاحبه های بعدی آقای بختیار در مورد عدم بازگشت ایشان به ایران شدیدترین ضربه هایی بود که بر پیکر ارتش بیمار آن روز وارد آمد و سبب شد روحیه ضعیف نیروهای مسلح که مدت 50 سال عادت داشتند تمام اوامر و دستورات را به فرمان ملوکانه اجرا نمایند، ضعیفتر گردد. در نتیجه ارتش شاهنشاهی که مدتی بود بی انضباطی و فرار از سربازخانه ها رایج بود و به علت نبودن مواد سوختنی و سایر عوامل ناشی از بحران عمومی کشور برنامه های آموزشی نیز تعطیل گردیده بود، یک نوع حالت بلاتکلیفی و انتظار برای وقوع حوداث به وجود آید.7

 

پی نوشتها:

1. مایکل لدین، ویلیام لوئیس، کارتر و سقوط شاه، ترجمه ناصر ایرانی، تهران: امیر کبیر،1361، ص72.

2. محمدرضا پهلوی، پاسخ به تاریخ، ترجمه حسین ابو ترابیان، تهران: مترجم،1371، صص365-364 .

3. غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی بیست وپنج ساله ایران، جلد دوم، تهران: رسا،1371، ص 312 .

4. عباس قره باغی، اعترافات ژنرال. تهران: نی، 1366، صص155-154.

5. سعیده لطفیان، ارتش و انقلاب اسلامی. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1380 ، ص218 .

6.زیبیگنیو برژنیسکی، قدرت و اصول. ترجمه مرضیه ساقیان، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1379، ص524

7. قره باغی، پیشین، ص271

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •