جبهه ملی و درک ناصحیح از مبارزات انقلابی

جبهه ملی و درک ناصحیح از مبارزات انقلابی

با کودتای 28 مرداد علیه دکتر مصدق و دستگیری مصدق و رهبران هوادار او فعّالیت جبهه ملی متوقف شد. اگر چه بعضی از فعالان آن در نهضت مقاومت ملی به مبارزه با حکومت ادامه دادند. با رشد نارضایتی ها و گشایش نسبی فضای سیاسی کشور در سال 1339 رهبران و اعضا و هواداران جبهه ملی فعّالیت سیاسی خود را از سرگرفتند. در روز 22 تیرماه 1339 به دعوت دکتر غلامحسین صدیقی هفده تن از شخصیت های جبهه ملی در منزل او گرد آمدند و در زمینه تشکیل یک سازمان سیاسی به توافق رسیدند و روز بعد نام جبهه ملی دوم را برای آن برگزیدند..

کافه تاریخ- مقالات

 

نام جبهه ملی نخستین بار بر گروه 20 نفره ای گذاشته شد که همراه دکتر مصدق برای اعتراض به آزاد نبودن انتخابات دور شانزدهم مجلس شورای اسلامی به مدت چهار روز در دربار تحصن کردند. اما در خواست آنان نتیجه ای در برنداشت. متحصنین پس از ترک دربار در خانه دکتر مصدق گرد آمدند و درباره موضوعی تصمیم گرفتند که اهمیت آن به مراتب فراتر از مبارزه انتخاباتی بود.1 روز اول آبان ماه 1328 دکتر مصدق متحصنین دربار را به منزل خود در احمد آباد دعوت کرد تا با انسجام گروهی هر چه بیشتر از حقوق ملت ایران دفاع شود. در اینجا دکتر حسین فاطمی ضمن نطقی اظهار داشت: اکنون که فواید کار دسته جمعی بر عموم رفقا روشن گردید و قدرت و نفوذ اتحاد و وحدت بر همه معلوم شد، خوب است که این عده برای پیشبرد کارهای مهم سیاسی و مملکتی دست به دست هم داده و به نام جبهه ملی ایران تحت نظم و دیسیپلین خاصی شروع به مبارزات برای پیشبرد اهداف مختلف نماییم.2
در ماه های بعدی چهار سازمان حزب ایران، حزب زحمتکشان، حزب ملت ایران و جامعه مجاهدین اسلام به جبهه ملی پیوستند و پشتیبان اصلی و سازمان یافته دکتر مصدق را تشکیل دادند.3 جبهه ملی در سال 1329 فشار سیاسی خود را بر ملی شدن نفت متمرکز کرد، چند اجتماع پرشور در سراسر کشور تشکیل داد و از طریق روزنامه های وابسته به خویش به ویژه روزنامه باختر امروز به سردبیری دکتر فاطمی توجه ملت را به اهمیت مبارزه در راه ملی کردن نفت جلب کرد. تظاهرات گسترده در دفاع از ملی شدن این صنعت در سراسر کشور ادامه یافت تا در نهایت در 29 اسفند 1329 نفت ملی شد.4 
کودتای 28 مرداد و تضعیف جبهه ملی
با کودتای 28 مرداد علیه دکتر مصدق و دستگیری مصدق و رهبران هوادار او فعّالیت جبهه ملی متوقف شد. اگر چه بعضی از فعالان آن در نهضت مقاومت ملی به مبارزه با حکومت ادامه دادند. با رشد نارضایتی ها و گشایش نسبی فضای سیاسی کشور در سال 1339 رهبران و اعضا و هواداران جبهه ملی فعّالیت سیاسی خود را از سرگرفتند. در روز 22 تیرماه 1339 به دعوت دکتر غلامحسین صدیقی هفده تن از شخصیت های جبهه ملی در منزل او گرد آمدند و در زمینه تشکیل یک سازمان سیاسی به توافق رسیدند و روز بعد نام جبهه ملی دوم را برای آن برگزیدند و در روز 30 تیر اعلامیه تشکیل آن در سراسر کشور انتشار یافت.5 در این دوره با تشکیل کابینه علی امینی در سال 1340، رهبران و فعالان جبهه ملی نتوانستند در زمینه برخورد مناسب به اتفاق نظر برسند. جبهه ملی در روز دوم بهمن 1341 اعلامیه ای منتشر کرد که در آن از مردم خواسته شده بود در همه پرسی 6 بهمن بگویند: اصلاحات ارضی آری، دیکتاتوری نه. در همان روز اعضای شورای مرکزی حزب دستگیر شدند. اعضای جبهه ملی در اواسط شهریور سال 42 از زندان آزاد شدند.6 با آزادی اعضای جبهه اختلافات میان آن ها بالا گرفت، بحث انگیز ترین موضوع بر سر ساختار جبهه ملی بود و اینکه همه احزاب باید در جبهه ادغام شوند. پس از مبادله نامه هایی که بین دکتر مصدق و جبهه ملی در اردیبهشت و خرداد 1343 صورت گرفت، سران جبهه ملی به رهبری الهیار صالح از فعّالیت های سیاسی دست کشیدند و سیاست صبر و انتظار را در پیش گرفتند.7 جبهه ملی سوم ادامه طبیعی جبهه ملی دوم بود. گروه های عضو جبهه ملی سوم در 7/5/44 اعلام موجودیت کردند، اما قبل از شروع و گسترش فعّالیت فروپاشید.8      
جبهه ملی چهارم و انقلاب اسلامی
با اعلام فضای باز سیاسی در کشور که زمینه تشکیل، سازماندهی و فعّالیت نیروهای اپوزیسیون را فراهم کرده بود، جبهه ملی چهارم در آبان 56 فعّالیتش را از سرگرفت. در روز 28 آبان اتحاد نیروهای جبهه ملی طی صدور بیانیه ای اعلام موجودیت کرد. حسیبی به عنوان رئیس شورای مرکزی و سنجابی، بختیار، فروهر، رضا شایان و مشیری به عنوان اعضای کمیته مرکزی انتخاب شدند.9 
در 30 تیر 57 اتحاد نیروهای ملی به جبهه ملی چهارم تغییر نام داد. در این تشکل ریاست هیأت اجرایی بر عهده کریم سنجابی بود.10 دکتر سنجابی با مسافرت به پاریس، در روزهای 13 و 14 آبان در پاریس امام(ره) را دو بار ملاقات کرد. دکتر سنجابی درباره این ملاقات چنین بیان می کند: من آماده حرکت به پاریس بودم که شنیدم حضرت آیت الله خمینی از نجف به پاریس رفته اند. طبیعی است که یک رهبر جبهه ملی ... با شخصیتی که مقام درجه اول و رهبر مسلم روحانیون است وارد ارتباط و مذاکره شود.11 دکتر سنجابی جلسه اولین ملاقات را بدین گونه شرح می دهد: من ابتدا به عنوان یک مسلمان و یک ایرانی حضور حضرت آیت الله خمینی که امروز تمام حرکات ایران زیر نظر ایشان قرار دارد، رسیدم گفتم ... برای این به اینجا آمده ام تا موضع جبهه ملی را برای شما تشریح کنم.12در ملاقات دوم امام پذیرفتن دکتر سنجابی را مشروط به اعلام صریح مواضعش در مورد سلطنت و شاه می کند. دکتر سنجابی نیز طی اعلامیه ای سه ماده ای مواضع زیر را اعلام می کند:
- سلطنت کنونی ایران فاقد پایگاه شرعی و قانونی است.
- جنبش ملی ایران با وجود بقای نظام سلطنتی غیرقانونی، با هیچ ترکیب حکومتی موافقت نخواهد کرد.
- نظام حکومت ملی ایران باید بر اساس موازین اسلام و دموکراسی و استقلال به وسیله مراجعه به آرای عمومی تعیین گردد.
پس از بازگشت دکتر سنجابی از پاریس، شاه از او برای تشکیل دولت دعوت می کند. دکتر سنجابی ضمن مذاکراتی از آن امتناع می کند. پس از خودداری دکتر سنجابی، شاه سراغ دیگر عضو نهضت آزادی یعنی بختیار می رود. شاه در مذاکرات خود با بختیار ضمن قبول شروط بختیار، او را به عنوان نخست وزیر به مجلسین معرفی می کند.
قبول پست نخست وزیری از سوی بختیار سبب طرد و اخراج او از نهضت آزادی می شود. پس از ورود امام به کشور در 12 بهمن، دکتر سنجابی تنها یک بار ایشان را ملاقات می کند و آن هم شب دوم بعد از آمدن ایشان است.13 اما چرا جریانی که سال ها مبارزه کرده بود به این راحتی زمین را خالی می کند؟
می توان گفت از آن جبهه ای که نهضت ملی شدن نفت را به ثمر رسانده بود، بعد از قلع و قمع اعضا و احزاب وابسته به آن در جریان کودتای 28 مرداد، چیزی بیش از یک نام و اسطوره و یک خاطره سیاسی باقی نمانده بود تا یک جریان منسجم و مؤثر مخالف با رژیم.14 جریانی که بعد از این حادثه، اعلام موجودیت، اعلام انحلال، نهایت عملکردش شده بود. جریانی شده بود که اختلاف و افتراق در تمام مراحل فعّالیتش آن را همراهی می کرد. وجه بارزش این بود که هیچ برنامه و سازماندهی مشخص و منسجمی برای آینده سیاسی اش نداشت. برد و حیطه نفوذش با تکیه بر ایدئولوژی ملی گرایی و دموکراتیک محدود به بخشی از طبقه متوسط، دانشگاهی و تحصیل کرده بود. دیگر خبری از سیل هوادارانی که فریاد زنده باد مصدق را سر می دادند، نبود. جدای از کاستی ها و ضعف های بالا، شاید غرور ناشی از پیشکسوتی در مبارزه نیز سبب شده بود که آنقدر دیر به فکر مبارزه حقیقی با حکومت پهلوی بیافتد و درنهایت نیز با عدم درک صحیح از واقعیتهای محیطی، نتواتستند پشتیبانی و حمایت مردمی را کسب نمایند.   


پی نوشتها
1. همایون کاتوزیان، مصدق و نبرد قدرت، ترجمه احمد تدین، تهران: رسا، 1379، ص150.
2. سعید صمدی پور، جبهه ملی ایران، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1388، ص46.
3. یرواند ابراهامیان، ایران بین دو انقلابف ترجمه یحیی گل  محمدی، تهران، نشر نی، 1383، ص312.
4. محمد علی موحد، خواب آشفته نفت، جلد اول، تهران: کارنامه، 1378، صص115-112.
5. عزت الله نوذری، تاریخ احزاب سیاسی در ایران، شیراز: نوید شیراز،1380، ص70.
6. صمدی پور، پیشین، ص124.
7. شصت سال خدمت و مقاومت، خاطرات مهندس بازرگان در گفتگو با غلامرضا نجاتی، جلد اول، تهران: رسا، 1378، ص405.
8. جبهه ملی به روایت اسناد ساواک، جلد اول، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1379، صص یازده و دوازده .
9. علی کریمی مله، تاریخ چهل ساله جبهه ملی، فصلنامه پانزده خرداد، ش21، بهار1375، ص28.
10. جبهه ملی به روایت اسناد ساواک، پیشین، ص چهارده .
11. خاطرات سیاسی دکتر کریم سنجابی، تهران: صدای معاصر،1381، ص323.
12. انقلاب ایران به روایت رادیو بی بی سی، زیرنظر عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران: طرح نو،1372، ص274.
13.خاطرات سیاسی دکتر کریم سنجابی، پیشین، ص356.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •