حق با دکتر مصدق بدبخت بود!

حق با دکتر مصدق بدبخت بود!

به گواه تاریخ، بعد از پیروزی کودتای 28 مرداد 1332 فصل جدیدی از دوران سلطنت پهلوی دوم آغاز شد.  دورانی که در آن محمدرضاشاه پای در کفش پدر گذاشت و در قامت یک دیکتاتور  تمام عیار ظاهر گشت و تمامی سطوح جامعه اعم از نخبگان سیاسی تا مردم عادی از جلوه های استبدادی شاه پهلوی بی نصیب نماندند.

کافه تاریخ- کشکول

 

به گواه تاریخ، بعد از پیروزی کودتای 28 مرداد 1332 فصل جدیدی از دوران سلطنت پهلوی دوم آغاز شد.  دورانی که در آن محمدرضاشاه پای در کفش پدر گذاشت و در قامت یک دیکتاتور  تمام عیار ظاهر گشت و تمامی سطوح جامعه اعم از نخبگان سیاسی تا مردم عادی از جلوه های استبدادی شاه پهلوی بی نصیب نماندند. محمدرضا شاه در برابر‌ نـخبگان‌ اصـلاح‌طلب‌ و کسانی که از مرام شاهنشاهی و برنامه‌های او برای رسیدن به تمدن بزرگ پیروی نمی‌کردند، از‌ روش‌هائی‌ مانند‌: اتهام فساد مالی، برکناری، تبعید و حبس، استفاده می‌کرد. این برخوردهای خشونت‌آمیز، طیف وسیعی از‌ نخبگان‌ را دربر می‌گرفت؛ از امام خـمینی(ره) -کـه یکی از مـخالفان سرسخت نظام استبدادی بود- تا سرلشکر زاهدی‌ که‌ با ایفای نقش در کودتای 28 مرداد 1332 در نجات تاج و تخت شاه‌ مؤثر‌ واقـع شده بود.هنگامی‌که قدرت زاهدی افزایش‌ یافت‌، شاه‌ او را برکنار و به سـوئیس فـرستاد. هـنگام خروج‌ از‌ کشور، «در پای پلکان هواپیمائی که او را به سوئیس می‌برد، به چند تن‌ از‌ دوستانی که بدرقه‌اش می‌کردند، گفت‌: «بالأخره‌ حـق ‌ ‌بـا‌ دکتر مصدق بدبخت بود.»

 

منبع: همایون کاتوزیان، اقتصاد سیاسی ایران، ترجمه محمد رضا‌ نفیسی‌ و کامبیز عزیزی، جلد دوم، تهران: پاپیروس، 1368، ص 81

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •