شاهزاده ای که در برابر دستور ناصرالدین شاه می ایستاد!

شاهزاده ای که در برابر دستور ناصرالدین شاه می ایستاد!

سپس به جلاد دستور می‌دهد شکم شاکی را بدرند و دل او را برای مشاهده و معاینه در سینی مخصوص قرار دهند....

کافه تاریخ- اخبار تاریخی

 

ظل‌السلطان از فرزندان ناصرالدین شاه در دوران حکمرانی خود بر اصفهان و مازندران، بسیار مستبدانه عمل نمود. وی با بهره‌مندی از امتیاز شاهزاده بودن، هر آنگونه که دوست داشت رفتار می‌کرد. بخشی از رفتارهای خودسرانه وی و سایر شاهزاده‌ها نیز ناشی از نامحدود بودن قدرت شاه و عدم وجود قوانین محدود کننده بود:
«به قرار مسموع شاهزاده مبلغ هنگفتی به زور از یکی از تجار اصفهان وام می‌گیرد و بعداً در تأدیه آن تعلل می‌کند. تاجر بیچاره ناچار به تهران می‌آید و به ناصرالدین شاه عرض حال می‌دهد. شاه ضمن دستخطی به ظل‌السلطان امر می‌کند که طلب شاکی را هر چه زودتر بپردازد. تاجر اصفهانی خوشحال و شادمان و با کمال امیدواری به اصفهان مراجعت و دستخط شاه را به ظل‌السلطان تقدیم می‌کند. شاهزاده پس از ملاحظه دستخط شاه با نظر تیزبین خود لحظه‌ای به شاکی می‌نگرد و می‌گوید: این آقای محترم... مرد پردل و رشیدی است که از شاهزاده‌ای مثل من به شاه شکایت می‌کند و من باید دل او را ببینم، سپس به جلاد دستور می‌دهد شکم شاکی را بدرند و دل او را برای مشاهده و معاینه در سینی مخصوص قرار دهند.»1


1-سیدجلال‌الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، جلد 1، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1391، چاپ هفدهم، صص 69- 70
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •