مجلس، کانون قدرت طلبی رضا شاه

مجلس، کانون قدرت طلبی رضا شاه

سیطره رضاشاه بر مجلس تا جایی بود که «معروف است وقتی بعضی از نمایندگان منتخب دولت حاضر نمی‌شدند به بعضی لوایح رأی بدهند وزیر پیشنهاد دهنده می‌گفت این لایحه با نظر رئیس دولت تنظیم شده و آنگاه فوری تصویب می‌شد.»

کافه تاریخ- مقالات

 

با پیروزی انقلاب مشروطه و تشکیل نهادهای دموکراتیک، قوه مقننه و مجلس به عنوان رکن مهم قانونگذاری شکل گرفت تا به مثابه ابزاری مهم، مانع از قدرت‌طلبی پادشاه گردد؛ اما بر خلاف تمهیدات و پیش‌بینی‌های صورت گرفته، مجلس از همان آغاز کار با مشکلاتی مواجه شد و در دوره رضاشاه به ابزار قدرت شخص شاه تبدیل شد. به عبارتی رضاشاه از این نهاد قانونی به عنوان کانون قدرت‌طلبی خود استفاده نمود. بر این اساس در ادامه نوشته پیش رو به تشریح بیشتر مجلس در دوره رضاشاه و عملکرد آن پرداخته شده است.

رضاشاه چگونه به قدرت رسید و چه کرد؟
گام ابتدایی رضاشاه در تصاحب قدرت با کودتای 1299 آغاز کرد. رضاشاه بعد از قبضه کامل قدرت و تشکیل حکومت پهلوی، تمام تلاش خود را در جهت تثبیت قدرت مرکزی به کار برد. در این راستا وی با سیاست‌هایی چون حذف روحانیون، اجرای سیاست تخته قاپو، افکار به وجود آوردن بوروکراسی پیچیده دولتی، پی‌ریزی نهادهایی چون ارتش و سازمان پرورش افکار و... نظارت خود بر تمام سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی را به دست آورد. البته سیاست رضاشاه پیش از به قدرت رسیدن با دوره بعد از تصاحب قدرت کاملاً متفاوت بود. چنانچه در دوره سالهای 1921-1925، که همزمان است با تلاش رضا خان در تحکیم قدرت خود به عنوان نخست‌وزیر و وزیر جنگ، نگرش رضاشاه به علما کاملاً محترمانه و مطیعانه بود. با این حال بعد از تثبیت قدرت، برخورد رضاشاه با نهادهایی چون روحانیت، یا نهادهای اجرایی متفاوت گشت. در این بین مجلس به عنوان یکی از ارکان مهم قانونگذاری نیز تحت سیطره کامل رضاشاه قرار گرفت.
مجلس پیش از به قدرت رسیدن رضاشاه
بعد از این پیروزی، مجلسی با حضور بیش از 500 نماینده از اصناف و جریان های فکری مختلف تشکیل و مجلس اعلا یا عالی خوانده شد. در نهایت کمیسیون فوق العاده، هیأت موسسانی را با حضور 25 نفر تشکیل و این هیأت محمدعلی شاه را از سلطنت معاف و احمدشاه را به سلطنت منصوب می کند که البته به دلیل کم سن بون پادشاه جدید، عضدالملک به نیابت از او به اداره کشور می پردازد. البته بعدها روس‌ها «تصمیم به محو نهضت مشروطیت ایران و بازگشت حکومت خودسرانه محمدعلی شاه گرفتند»1 که این نقشه با شکست روبرو گشته و محمدعلی شاه مجدداً مجبور به فرار شد.
در دوران زعامت احمدشاه بر کشور، هر چند نظام مشروطه ادامه و دو دوره مجلس شورای ملی تشکیل شد، اما مجلس دوم به دلیل دخالت‌های روسیه و انگلیس با حضور مورگان شوستر آمریکایی، خزانه دار کشور که با اقدامات خود امور اقتصادی کشور را تا حدی سامان داده بود، دچار فترت چند ساله گردید. به عبارتی مجلس در این دوره از قدرت کافی تصمیم‌گیری برخوردار نبود. مجلس چهارم و پنجم نیز وضعیت بهتری از دوره‌های قبلی نداشت. به عبارتی «محدودیتهای ناشی از قانون اساسی، ضعف بیش از حد مجلس در تحمیل تصمیات خود به حکومت، افزایش اختیارات و امتیازات ریشه‌دار صدراعظمها و آسیب‌پذیری و بی‌ثباتی کابینه‌ها همگی موجب شد نظام پارلمانی و اعضای تشکیل دهنده آن نتوانند به وظایف قانونی خود عمل کنند.»2 
مجلس در دوره رضاشاه
 اولین مجلسی که تحت نظارت رضاشاه تشکیل شد مربوط به مجلس ششم بود. در این دوره 7 دوره از انتخابات مجلس برگزار شد. رضاشاه از همان ابتدای تشکیل مجلس، نظارت کامل خود بر این نهاد قانونگذاری را اعمال نمود. البته «برخلاف انتخابات شش دوره قبلی، انتخابات هر دوره مجلس در طول حیات سیاسی رضاشاه، بدون فترت آغاز و تاریخ قانونی مجلسها کار خود را شروع کردند.»3 سیطره رضاشاه بر مجلس تا جایی بود که «معروف است وقتی بعضی از نمایندگان منتخب دولت حاضر نمی‌شدند به بعضی لوایح رأی بدهند وزیر پیشنهاد دهنده می‌گفت این لایحه با نظر رئیس دولت تنظیم شده و آنگاه فوری تصویب می‌شد.»4 با این حال همواره افرادی از داخل مجلس، به اقتدار و تفوق بیش از حد رضاشاه بر مجلس مخالفت می‌کردند. آیت‌الله مدرس از جمله مهمترین مخالفان رضاشاه در مجلس بود که خود به تنهایی یک اپوزیسیون قوی در مجلس بود. «مدرس به طور کلی با اقتدار بیش از حد رضاخان مخالف بود. از این رو در مجلس و خارج از آن به عنوان مهمترین مخالف رضاخان شناخته می شد.»5 اما علیرغم تلاش روحانیونی چون مدرس جهت کاهش سیطره شاه، مجلس هیچ نتوانست نهادی تأثیرگذار در تغییر و تحولات سیاسی  گردد و عملاً اختیار تصمیم‌گیری و سیاست‌گزاری خود را از دست داد.
 با تثبیت و تفوق کامل رضاشاه بر مجلس و امتخابات آن، به خصوص بعد از شهادت آیت الله مدرس، عملاً وجود جناح مخالف از بین رفت و تصمیمات و اراده شاه بر نمایندگان ملت ارجحیت یافت. در این شرایط ارتقا موقعیت نمایندگان نیز منوط به میزان تبعیت و وفاداری افراد از مرکز قدرت یا سلسله مراتب بالاتر قدرت گشت. به عبارتی، مجلس نهادی کاملاً تشریفاتی بود که دستورات و اوامر حکومت را به صورت قانون تصویب می‌نمود. 
چنانچه «از دوره هفتم تا پایان دوره رضاشاه مجلس یکسره از وکلای مطیع و هوادار سردار سپه انباشته شد.»6 و ترکیب و نتیجه انتخابات نیز با سلیقه شخص شاه تعیین می گردید. از این رو مجلس به عنوان نهاد مهم تصمیم گیری و تحقق اراده مردمی، به نهادی ضعیف تبدیل گشته و بسیاری از احزاب و منتقدان سیاسی، فرصت راه یابی به مجلس و سایر نهادهای دموکراتیک را از دست دادند. تنها حزبی که طی این دوران توانست به راحتی فعالیت نماید، حزب دموکرات بود، که در مجلس پنجم با محوریت افرادی چون تیمور تاش، علی اکبر داور و سیدمحمد تدین شکل گرفت و بعدها به حزب تجدد شهرت یافت. این حزب نیز از نظر سیاسی کاملاً نزدیک به رضاخان و افکار و اندیشه‌های او بود. درواقع «دخالت گسترده حکومت در انتخابات مجلس و دست‌چین کردن نمایندگان از بین هواداران دربار، یکی از نشانه‌های بارز استقرار دولت مطلقه بود.»7 
سخن نهایی:
 بررسی عملکرد مجلس در دوره رضاشاه نشان داد که این نهاد قانونی با از دست دادن ماهیت واقعی خود، به نهادی ابزاری در خدمت شاه تبدیل گشت. درواقع رضاشاه با نادیده گرفتن تلاشهای مردم در جهت استقرار حکومت مشروطه، سرکوب نهادهای دموکراتیک را روشی مطمئن و درست در راستای ایجاد حکومتی مدرن می‌دانست که در رأس آن شخص شاه قرار داشت؛ اما اشغال نظامی کشور در سال 1320، نشان داد که بقای حکومت بیش از آنکه نیازمند افراد و نهادهایی مطیع باشد، مستلزم مشارکت عمومی و نهادهای مدنی است. 

فهرست منابع
1.    ادوارد براون، انقلاب مشروطیت ایران، ترجمه مهری قزوینی، تهران، کویر، 1380، چاپ دوم، ص 273
2.    علیرضا ازغندی، نخبگان سیاسی بین دو انقلاب، تهران، نشر قومس، 1385، چاپ چهارم، ص 102 
3.    ازغندی، همان، ص 131
4.    سیدجلال‌الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، جلد 1، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1391، چاپ هفدهم، ص 249
5.    حمید بصیرت ‌منش، علما و رژیم رضاشاه، تهران، انتشارات عروج، 1376، ص 202
6.    علیرضا ملایی توانی، مجلس شورای ملی و تحکیم دیکتاتوری رضاشاه، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 216
7.    حسین بشیریه، موانع توسعه سیاسی در ایران، تهران، گام نو، 1384، چاپ پنجم، ص 69
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •