بلندپروازی های شاه و عدم تطبیق آنها با واقعیت

بلندپروازی های شاه و عدم تطبیق آنها با واقعیت

هرکس با اطلاعات محدود اقتصادی و با یک حساب ساده ریاضی میتوانست این واقعیت را درک کند که این برنامه های وسیع و پیچیده را به اتکای سه میلیون کارگر، آنهم کارگر ساده و غیرماهر نمیتوان بموقع اجرا گذاشت...

کافه تاریخ- تاریخ شفاهی

 

با آغاز برنامه‌های بلندپروازانه شاه در دهه 50، مشاغل جدیدی در صنایع جدید به وجود آمد که نیازمند نیروی کار ماهر و متخصص بود. گرچه در آن سالها نیروی کار زیادی از روستاها به شهرها سرازیر شد؛ اما بسیاری از آنان مهارت کار در مشاغل جدید را نداشتند:  
«در اواخر دهه ۱۹۷۰ درآمد نفتی ایران به سالی بیست و دو میلیارد دلار بالغ شده بود و شاه میخواست قسمت اعظم این درآمد را صرف صنعتی شدن کشور بنماید، به نحوی که بگفته خود او تا سال ۲۰۰۰ ایران به پنجمین قدرت صنعتی جهان تبدیل شود. شاه برنامه بلندپروازانه خود را با سرسختی دنبال می‌کرد و یکی از طرحهای سئوال برانگیز او در مسیر این برنامه احداث نیروگاههای اتمی برای تامین انرژی مورد نیاز کشور هنگام پایان یافتن ذخائر نفتی بود. یک طرح عظیم دیگر ایجاد مجتمع صنایع پتروشیمی برای تبدیل نفت به کالاهای متنوع و پرسود شیمیائی و پلاستیکی بود . یک صنعت روبه توسعه دیگر صنایع اتومبیل سازی و ماشین سازی و تراکتورسازی بود که با همکاری و مشارکت کمپانیهای خارجی با تضمین بازار فروش و مصرف محصولات آنها در ایران احداث میشد. صنایع ذوب آهن ایران هم با همکاری شورویها بنیان نهاده شد و بالاخره با کشف معادن غنی مس در جنوب شرقی ایران طرح عظیمی نیز برای ایجاد صنایع مس بموقع اجرا درآمد.
هرکس با اطلاعات محدود اقتصادی و با یک حساب ساده ریاضی میتوانست این واقعیت را درک کند که این برنامه های وسیع و پیچیده را به اتکای سه میلیون کارگر، آنهم کارگر ساده و غیرماهر نمیتوان بموقع اجرا گذاشت.»1


1-ویلیام سولیوان، ماموریت در ایران (خاطرات سولیوان)، تهران، نشر هفته، 1361، چاپ سوم، ص 47

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •