بهشت خیالی جوانان در برهوت فرهنگی و سیاسی رژیم پهلوی

بهشت خیالی جوانان در برهوت فرهنگی و سیاسی رژیم پهلوی

رژیم پهلوی در راستای تربیت و کنترل نسل جوان جامعه از اواسـط‌ دهه‌ 1340 شمسی، طرح راه اندازی خانه جوان با رویکرد کاملاً تقلیدی و اقتباسی از‌ برنامه‌ سازمانها، انجمنها و مؤسساتی امریکایی و اسراییلی را عملیاتی نمود. هدف کلان رژیم پهلوی دورساختن جامعه دانشگاهی و جوانان کشور از فعالیتهای سیاسی بود. سیاستی که موثر نیافتد و بعدها در جریان مبارزات انقلابی، دانشگاهها به کانونی برای مبارزه سیاسی با استبداد پهلوی تبدیل شدند.

کافه تاریخ- مقالات

 

مقدمه

در بین بخشهای مختلف هر جامعه، جمعیت جوان آن جامعه به دلیل برخورداری از استعدادهای شگرف و همچنین داشتن روحیه جوانی توام با نشاط و شادابی، پذیرای دگرگونیها و تحولات محیطی بوده  و به عنوان موتور محرکه تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه خود محسوب می شوند. از اینرو جمعیت جوان هر جامعه در صورت عدم مدیریت صحیح و کارآمد ؛ به چالش بالقوه و بالفعل نظامهای سیاسی و به ویژه نظامهای سیاسی با ماهیت غیردمکراتیک و اقتدارگرانه تبدیل می شوند. ازاینرو تمامی دولتها و نظامهای سیاسی برنامه ریزی
 ویژه­ای روی جمعیت جوان خود دارند تا بتوانند با کانالیزه کردن و کنترل افکار و تمایلات جمعیت جوان خود، به نوعی استعدادها و ظرفیت جوانان را در جهت اهداف و برنامه های خود هدایت و کنترل نمایند. نظام سیاسی ایران در دوران پهلوی دوم نیز از این قاعده مستثنا نبوده است و مقامات رژیم پهلوی با تاسیس موسساتی نظیر «کاخ جوان»[1] تلاش نمودند؛ تا توجه و تمرکز جوانان ایران را از فعالیتهای سیاسی ضد رژیم منحرف نمایند. سیاستی که پیروزی انقلاب اسلامی با مشارکت وسیع جوانان ایران زمین، شکست و ناکامی آن را به وضوح نشان داد. 

تقلید و اقتباس محض از سیاستهای فرهنگی غربی

در نظر مقامات رژیم پهلوی جهت اثرگذاری بیشتر جمعیت جوان در راستای تثبیت و تحکیم پایه های سلطنت پهلوی؛ باید با مطالعه برنامه‌های دولتهایی چون امریکا،اروپا،کشورهای بلوک شرق و اسرائیل، یک نسخه مطلوبی برای حل مسایل جوان جامعه ایرانی پیدا نمود. لذا هیئتی فرهنگی و سیاسی شامل «مهدی‌ نواب‌ بوشهری»[2]‌ و«طاهره عرفان»[3] و بعدها «عباس اخباری»[4] به امریکا و اسرائیل مـسافرت کـردند و طاهره عرفان نیز دوره رهبری جوانان را در امریکا‌ و اسرائیل‌ گذراند.[5]  در این برهه زمانی، امریکا و اکثر کشورهای اروپایی و آسیایی جهت مهندسی افکار جوانان خود برنامه هایی تحت عنوان تاسیس «خانه جوانان» را در دستور کارخود  قرار داده بودند.  هدف این خانه‌ها فراهم آوردن زمینه ای  برای مسافرت جوانان به کشورهای مختلف و آشنایی‌ آنان‌ با فرهنگهای نقاط مختلف دنیا و همچنین  ایجاد سازوکاری مناسب جهت گذراندن اوقـات‌ فـراغت‌ جـوانان‌ بود. در این خانه‌ها معمولا سه زبان انگلیسی،فرانسه و آلمانی و نیز زبـان کشور مربوطه‌ آموزش‌ داده‌ می‌شد و امکاناتی چون سالنهای ورزشی،اتاقهای سرگرمی،کلاسهای آموزشی،سالنهای غذاخوری پیش‌بینی شده بود. تمامی خانه‌های جوانان‌ کـشورهای‌ مـختلف دنـیا با هم به صورت شبکه ای ارتباط داشتند و مرکز آن در کپنهاک دانمارک قرار داشت. نحوه فعالیت در این خانه ها هم به این شکل بود که جوانان با پرداخت حق عضویت ناچیزی به عضویت در خانه جوان کشور خود در می آمدند و  فعالیت فرهنگی، اجتماعی و تفریحی خود را تحت نظارت مسئولان کاخ جوانان شروع می کردند.[6] از اینرو، رژیم پهلوی در راستای تربیت و کنترل نسل جوان جامعه از اواسـط‌ دهه‌ 40 طرح راه اندازی خانه جوان با رویکرد کاملاً تقلیدی و اقتباسی از‌ برنامه‌ سازمانها،انجمنها و مؤسساتی امریکایی و اسراییلی را عملیاتی نمود. [7]

عـباس‌ اخـباری- که رابط بین ایران و «مثیر‌ عزری»، نماینده اسرائیل در‌ ایران بود- به عنوان مجری عملیاتی نمودن این طرح انتخاب شد و در سفرهای متعددی که به اسراییل داشت با بررسی وضع جوانان‌ در‌ اسرائیل و نحوه فعالیت مؤسسات و مراکز مربوط به امـور جـوانان درآن کشور، تلاش نمود الگو‌یی کاملاً اسراییلی برای رهـبری‌ و هدایت نـسل‌ جوان‌ ایران ارائه نماید.[8]  این روند در دوره صدرات عـلی امـینی در 1340 با تشکیل «سازمان‌ رهبری جـوانان» به عنوان نخستین تشکل مرتبط با جوانان، به مـدت چـهار سال فعالیت کرد و به دلیـل عـدم اسـتقبال مناسب از سوی‌ جـوانان ایرانی‌ بـه باشگاهی ورزشی تبدیل گـردید.[9] قبل از بررسی و کالبد شکافی فعالیتها و سیاستهای کاخ جوانان، برای تفهیم بهتر بحث لازم است به مسلک و مشرب فکری و راهبرد فرهنگی رژیم پهلوی نیز اشاره ای کوتاه شود. شواهد تاریخی نشان می دهد که به طور مسلم در دوره پهلوی‌ اول‌ و دوم حرکت به سـمت غـرب و غرب‌گرایی بـا سـرعت فزاینده ای تداوم پیدا نمود. ستایش از الگوهای فرهنگی‌ مغرب‌ زمین، مـذهب‌ستیزی، باستان‌گرایی به صورت خصائص بارز رویکرد فرهنگی محمدرضا پهلوی تبدیل شد.[10] برنامه های فرهنگی رژیم با انجام فعالیتهای ضد مذهبی روز به روز از آموزه­های اسلامی فاصله می گرفت و ترویج فساد و فحشا ، نمایش فیلمهای مبتذل‌ در‌ سینما و تلویزیون، جلوگیری از برگزاری مراسم مذهبی ایام محرم، برگزاری جشنهای 2500 ساله با هدف تبلیغ ایدئولوژی باستان گرایی و ترویج مرام شاه پرستی،طرح لایحه انجمنهای‌ ایالتی و ولایتی،انقلاب سفید، تغییر تقویم تاریخ از شمسی به شاهنشاهی، حضور رسمی اعضای حزب بهاییت در مناصب اجتماعی،خشونت‌ علیه‌ روحانیان‌ روز به روز به چهره غالب سیاست فرهنگی محمدرضا پهلوی تبدیل شده بود. در مجموع سیاست فرهنگی محمدرضا پهلوی یک سیاست تقلیدی و اقتباسی محض از نسخه های غربی و امریکایی بود و اساساً روح حاکم بر پروژه تجدد خواهی عصر پهلوی ایجاد جامعه‌ای شبه غربی بود.[11]

محمدرضا پهلوی جهت تحقق راهبردهای فرهنگی خود تلاش نمود با تاسیس کاخ‌ جوانان‌ خلاء نظام آمورزشی خود را پرنماید و با انتصاب «فرح پهلوی» به عنوان  مدیریت  برنامه‌های فرهنگی و انتصاب «لیلی امیر ارجمند» به عنوان مشاور فرح و رئیس کانون‌ و پرورش فکری کودکان و نوجوانان ؛ سعی نمود تا نسل جوان جامعه را مطابق با اهداف و رویکردهای غربی و مدافع سلطنت آموزش و تربیت نماید. موسساتی که جای عناصر مذهبی در سلسله مراتب و ساختار سازمانی آن بیش از پیش احساس می شد. در مقابل عناصر چپی چون لیلی امیر ارجمند ، تلاش نمودند در پوشش طرحها و پروژه‌های‌ فرهنگی‌ سیاستها، خطمشی و ذهنیات خود را بویژه به جوانان القاء کنند و جوانان را آن‌گونه که‌ خود‌ می‌خواهند، پرورش‌ دهند.[12] در مجموع هدف کلان رژیم پهلوی دورساختن جامعه دانشگاهی و جوانان کشور از فعالیتهای سیاسی بود. سیاستی که موثر نیافتد و بعدها در جریان مبارزات انقلابی، دانشگاهها به کانونی برای مبارزه سیاسی با استبداد پهلوی تبدیل شدند.[13]

در چهارم آبان 1345 اولین شعبه کاخ جوانان در جاده شـمیران، بالاتر از سـه راه ضـرابخانه، با حضور محمدرضا پهلوی و فرح پهلوی  افتتاح شد. اعـلام موجودیت کاخ جوانان به عنوان یک شخصیت حقوقی با تدوین اساسنامه و مرام نامه وانتخاب اعضای هئیت مدیره از سوی  امیر عباس هویدا-‌ نخست‌وزیر‌ وقت-انجام پذیرفت. اعضای هیئت مدیره انتخابی غلامرضا نـیک‌پی، «فـتح اللّه ستوده»،«احمد کاشفی»،«منوچهر پیروز»،«محمد رضا گودرزی»،«پروین ثابتی»و«نردین امیر طهماسب» بودند. رژیم پهلوی تلاش می کرد با ابزار تبلیغاتی خود این موسسه را به عنوان یک نهادی مستقل از حکومت پهلوی نشان دهد ؛ اما در عین حال ساواک بسیاری از ماموران خود را در لایه های مختلف آن نفوذ داده بود . به گفته جیمز بیل، کاخ جوانان «بهشتی زیبا در برهوت که آکنده از مأموران حکومتی است و ما را به داخـل خـود دعوت می‌کند.»[14]

در واقع سیاست کلی براین بود که با احداث کـاخ جـوانان و در اختیار ‌‌گذراندن‌ امکانات رفاهی سـعی مـی‌شد جوانان به سوی حکومت جذب شوند و با  فریب‌ و ارعاب‌ جوانان، این کاخ به محلی برای تخلیه روحی جـوانان از فـشارهای روحـی-روانی وارده از‌ سوی حکومت تـبدیل شـده بود و همه این اقـدامات بـا هدف مهار کردن‌ دانشجویان در راستای سیاست‌ بیگانه‌سازی‌ آنان صورت می‌گرفت. از اینرو برنامه این بود برای تربیت نسل جوان آینده منفعل و مدافع سلطنت، کودکان پس از اتمام فعالیت در کانون‌ پرورش فکری، وارد کاخ جوانان شوند و کاخ تربیت جوان ایرانی را در حساس‌ترین مقطع سنی‌ خود‌ به دست گیرد و او را مدافع سـلطنت و حـکومت بار آورد.[15]  برای تحقق این مهم، در کاخ جوان برنامه های مختلفی پیش بینی شده بود. اجرای برنامه‌های علمی و هنری، تشکیل جلسات‌ بـحث‌ و انـتقاد‌ و سـخن‌رانی، انجام‌ فـعالیتهای جـمعی، نمایش فـیلم، برپایی تورهای علمی و برنامه‌های تفریحی،گردشهای جمعی و مختلط، تماشای فیلمها و نمایش‌نامه‌های خارجی، ارتباط نزدیک دخترها و پسرها با هدف انحراف افکار جوانان از فعالیتهای سیاسی و اجتماعی موثر صورت می گرفت. لذا تلاش می شد فـرصت هـرگونه تفکر و تأمل در امور‌ اجتماعی‌ -سیاسی از قشر جوان‌ گرفته شود.. در کنار این موضوع، ترویج بی بند و باری ، نمایش عریان فیلمهای مبتدل، ترویج موسیقی مبتدل و استفاده از هنرپیشه ها و خواننده های مختلف در راستای سوق دادن نسل جوان به فساد و بی‌هویتی و ترویج‌ فرهنگ مبتذل‌ غربی طراحی و اجرا می شد. [16]تبلیغ برنامه‌های حکومت پهلوی و ترغیب نسل جوان به حمایت از بـرنامه‌های مـزبور، دیگر‌ سیاست اداره‌کنندگان کاخ جوانان به شمار می‌رفت. تقارن افتتاح شعبات و برنامه های مختلف کاخ، با سالروز تولد خاندان سلطنتی گویای این مدعاست.

در نقد و ارزیابی فعالیت این موسسات باید گفت که علی رغم تلاش های زیادی که حکومت پهلوی و دست اندرکاران کاخ جوانان جهت نشان دادن چهره مطلوب از این موسسات صورت دادند، این موسسات از سوی جامعه مذهبی کشور مورد استقال قرار نگرفت و به مرور زمان خانواده‌های مذهبی از عضویت فرزندانشان در شعب کاخ ممانعت به عمل آوردند. فعالیتهای اعضای کاخ نیز بـازتاب مثبتی در بین مردم نداشت و جامعه مذهبی کشور هنگامی که وضعیت‌ نامناسب‌ دختران و پسران و نوع روابـط اعضای کاخ را مشاهده مـی‌کردند بـه وجود چنین مراکزی که به اعتقادشان فقط به منظور ترویج فساد و فحشا تأسیس شده بود اعتراض می‌کردند. اما با وجود مخالفت طبقات مخالف جامعه نسبت به فعالیت این موسسات،  فعالیت فرهنگی و اجتماعی کاخ جوانان از سال 1345 تا پایان حکومت پهلوی ادامه داشت و با اوج‌گیری مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی و بروز درگیریها و خـشونتها‌ بین‌ مردم و عوامل نظامی و امنیتی رژیم،ک اخهای جوانان از جمله مراکز مورد حمله و هجوم مردم انقلابی بود‌ و بـسیاری‌ از ساختمانهای آن در آتش خشم انـقلابی مـردم سوخت. در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 کارکنان کاخ جوانان،‌ نام‌ کاخ جوانان را به «سازمان ملی امور جوانان» تغییر دادند و به سیل عظیم مردم انقلابی و حمایت از رهبری انقلاب پیوستند. حضور بسیاری از جوانان در راهپیماییها و تظاهرات مردمی علیه نظام پهلوی نشان دهنده این واقعیت است که این موسسات در انجام رسالت و ماموریت «غربی نمودن جوانان و جامعه ایرانی» ناکام ماندند و جوانان به عنوان موتور محرکه و قلب تپنده نقلاب اسلامی، در سقوط حکومت پهلوی نقش سازنده و فعالی را ایفاء نمودند.

پی نوشتها

[1] Youth hostel

[2]مهدی نواب بوشهری ، رئیـس روابـط عمومی و انتشارات کاخ جوانان بود و سردبیری مجله کاخ جوانان‌ را‌ برعهده داشت.علاوه بر آنـ مـدتی‌ نـیز سردبیری روزنامه مصرف‌کنندگان با او بود.

[3] طاهره عرفان از آغـاز تـأسیس کاخ جوانان به همکاری نزدیک با آن پرداخت و به ترتیب به سمت‌ مـشاورت گـروه فعالیتهای اجتماعی و مدیر طرح و برنامه‌های کاخ مرکزی‌ جوانان‌ منصوب‌ گردید. بعدها نیز رئیس هیئت عامل و مدیر کـاخ جـنوبی شد.

[4] عباس اخباری درسمت‌ مـشاورت گـروه فعالیتهای اجتماعی و مدیر طرح و برنامه‌های کاخ مرکزی‌ جوانان‌ فعالیت می کرد و بعدها به به عنوان اولین شهردار شهریار‌ انتخاب گردید.

[5] جواد کامور بخشایش، «کاخ جوانان؛ از تأسیس تا انحلال»، مجله مطالعات تاریخی، پاییز 1386، شماره 18، ص 120

[6]  هفته نامه کاخ جوانان،شمـاره اول، 16 آذر 1347، ص 3

[7]  کامور بخشایش، پیشین، ص 121

[8]  «رجال عـصر‌ پهـلوی، غلامرضا‌ نیک‌پی به روایت اسناد سـاواک»، تهران، مرکز بـررسی اسـناد تاریخی، 1385 ، ص 13

[9]  علی اکـبری مـعلم، «علل و عـوامل فروپاشی رژیم پهلوی»، قم، بوستان کتاب،1382‌ ، ص 50

[10] همان، ص 71

[11] همان، صص 73-75

[12] کامور بخشایش، پیشین، ص 133

[13]  همان، ص141

[14] جیمز الین بیل، «سیاست بیگانه‌سازی دانشجویان»، مطالعات ایران، زمستان 1969، صص 20-8.

[15]  کامور بخشایش، پیشین، ص 127

[16]  هفته نامه کاخ جوانان، پیشین ، صص 11 - 12

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •