ساده انگاری حکومت پهلوی دوم درباره قدرت مخالفین مذهبی

ساده انگاری حکومت پهلوی دوم درباره قدرت مخالفین مذهبی

روزی در دیدار با سفیر شوروی این موضوع را با وی در میان گذاشتم و نظر او را درباره قدرت و نفوذ واقعی رهبران مذهبی جویا شدم. سفیر شوروی گفت که بنظر او رهبران مذهبی توانائی مقابله با برنامه‌های شاه را ندارند و هرگز نمیتوانند از زیر ضرباتی که در گذشته از رژیم شاه خورده‌اند سربلند کنند!

کافه تاریخ- تاریخ شفاهی

 

شاه و رژیم هیچگاه مخالفین مذهبی را به عنوان تهدید اصلی نمی‌دیدند. تصور رژیم بر این بود که با سرکوب گروههای مذهبی و تبعید امام، حکومت توانسته است منشأ تهدید را از بین برده و روحانیون و سایر گروههای مذهبی را محکوم به سکوت نماید. عمده تحلیلهای شاه و رژیم از تهدید داخلی بر روی نیروهای چپ معطوف بود:
«ناظران خارجی گمان کردند که شاه مقاومت روحانیت شیعه را با برنامه‌های غرب گرایانه خود درهم شکسته و خود شاه هم مغرورانه در این باور بود که دیگر روحانیون نمی‌توانند مانعی در برابر برنامه های او بوجود آورند. دیپلماتهای خارجی مقیم تهران هم کم وبیش همین عقیده را داشتند، حتی در اوائل دوران مأموریت من در تهران که مقاومت‌هائی از طرف روحانیون در برابر برنامه های شاه بچشم می‌خورد، روزی در دیدار با سفیر شوروی این موضوع را با وی در میان گذاشتم و نظر او را درباره قدرت و نفوذ واقعی رهبران مذهبی جویا شدم. سفیر شوروی گفت که بنظر او رهبران مذهبی توانائی مقابله با برنامه‌های شاه را ندارند و هرگز نمیتوانند از زیر ضرباتی که در گذشته از رژیم شاه خورده‌اند سربلند کنند!
تلاش‌های بعدی من برای پی بردن به اسرار شیعیگری و مبارزه ای که در پشت پرده آغاز شده بود بی‌ثمر بود، زیرا بنظر روحانیون مخالف، آمریکائیها نه فقط از برنامه‌ها و اسلام شیعه سیاست‌های شاه حمایت می‌کردند، بلکه طراح و الهام دهنده این برنامه‌ها و سیاست‌ها بودند. بهمین جهت جز بعضی از روحانیون که با حکومت شاه همکاری می‌کردند ، دیگران از تماس با ما پرهیز داشتند و هیچیک از اعضای سفارت و ماموران اطلاعاتی که با ما همکاری داشتند نتوانستند اطلاعات قابل توجهی از آنها بدست آورند.»1

1-ویلیام سولیوان، ماموریت در ایران (خاطرات سولیوان)، تهران، نشر هفته، 1361، چاپ سوم، صص 67- 68
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •