گستره فساد مالی در خاندان پهلوی

گستره فساد مالی در خاندان پهلوی

شرکت ملی نفت ظاهراً از شبکه وزارتخانه‌ها مستقل بود؛ اما شاه کنترل کامل آن را در دست داشت و به تدریج به یکی از مهمترین منابع جهت ثروت‌اندوزی شخصی و فسادهای گسترده شاه و دربار تبدیل شد. این موضوع زمانی مشخص شد که زمزمه‌هایی از اختلاف میان میزان فروش و درآمدهای خارجی آن به نحوی که به وسیله بانک مرکزی اعلام می‌شد، شنیده شد. این اختلاف در 1355- 56 به 1 میلیارد دلار بالغ شد.

کافه تاریخ- مقالات

 

فساد مالی رژیم پهلوی یکی از عوامل مهم نارضایتی مردم در انقلاب سال 57 بود که در کنار وضعیت اقتصادی نابسامان اکثریت جامعه موجبات اعتراضات بیشتر را به وجود آورده بود. این موضوع که شامل سؤاستفاده مالی دربار و دوستان و نزدیکان شاه بود، شامل فعالیتهای غیرقانونی و گاه استفاده از بیت‌المال در راستای مناقع شخصی بود. 
فسادی که علاوه بر بخشهای مالی و اقتصادی، تباهی در سایر بخشها را نیز به همراه داشت. علیرغم آنکه ارتکاب هرگونه فساد مالی از سوی رژیم به دلیل در اختیار داشتن منابع قدرت کار چندان دشواری نبود؛ اما بخش مهمی از این فساد از طریق نهادهای وابسته به دربار صورت می‌گرفت که در ادامه به این مؤسسات و نحوه ارتکاب فساد مالی خاندان پهلوی پرداخته می‌شود.
محمدرضا شاه و در دست گرفتن منابع قدرت
پس از پیروزی کودتا، شاه با در دست گرفتن منابع اصلی قدرت و تأسیس نهادهای نظامی و امنیتی همچون ساواک توانست مخالفان سرسخت خود را سرکوب و یا مجبور به سکوت نماید. برخی از مخالفان نیز با تطمیع به صنف مریدان و حامیان شاه پیوستند و به خدمت او درآمدند. در این راستا، «درآمدهای نفتی  نیز طی سال‌های 1341-46 موجب گسترش دستگاه بوروکراسی پیچیده و گسترده‌ای شد که به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای قدرت مطلقه در انجام اصلاحات حکومتی نقش عمده‌ای داشت.»1 این سازمان عظیم نیز تحت کنترل و اختیار شاه بود. از این رو شاه با سوءاستفاده از قدرت نفت، فرصت بهره‌برداری شخصی و فساد مالی را به دست آورد.
فساد مالی در رژیم پهلوی
قدرت سیاسی و اقتصادی در رژیم پهلوی به طور عمده در دستان خاندان سلطنتی و تعداد محدودی از خانواده‌های نزدیک به دربار قرار داشت که به راحتی دست به هر گونه سؤاستفاده مالی و اقتصادی می‌زدند. در رأس این قدرت شخص شاه قرار داشت که روایات متعددی از میزان اسناد مالکیت و ثروت نامشروع او نقل شده است. وجود ثروت هنگفتی که بخشی از آن بعد از انقلاب از کشور خارج شد و بخشی دیگر هم پیش از آن در بانکهای خارجی به نام شخص شاه سرمایه‌گذاری شده بود، در کنار صدها سند مالکین زمین و کارخانه، تنها بخشی از سوءاستفاده مالی شاه بود. 
علاوه بر این اشرف خواهر شاه و فرح نیز در این فساد شراکت داشتند و سرمایه‌های فراوانی از این راه به جیب خود زدند. فردوست در رابطه با فساد مالی اشرف بارها و بارها به اقدامات او همچچون قاچاق مواد مخدر، قماربازی، عیاشی و... اشاره کرده است.2 گذشته از این موارد هر یک از نزدیکان شاه به بهانه‌های مختلف موسساتی را در اختیار داشتند که در رأس آن بودجه‌هان کلان دولتی قرار داشت و که اهداف و عملکرد بسیاری از آن نهادها چندان مشخص نبود. 
بر این اساس بودجه رسمی دربار بدون احتساب بودجه‌های مخفی، بودجه‌های مربوط به سازمان شاهنشاهی، جمعیت خیریه فرح پهلوی، اداره بیوتات سلطنتی، بنگاه خیریه اشرف پهلوی، باشگاه‌های ورزشی دربار، هزینه‌های کاخهای سلطنتی و هزینه‌های جانبی دیگر دربار، از 697 میلیون ریال در سال 1351 به 1397 میلیون ریال در سال 1353 افزایش پیدا کرد.3 علاوه بر نزدیکان شاه سایر افراد خاندان سلطنتی نیز به طرق مختلف به کارهای غیرقانونی می‌پرداختند که نتیجه آن کسب درآمدهای هنگفت بود. بر این اساس «اعضای خاندان سلطنتی و بسیاری دیگر دست‌اندرکار معاملات مربوط به پروژه‌هایی بودند که به مبالغ سرسام آوری سرمی‌زد. با افزایش قدرت شاه و دور شدنش از مردم وزرای پریشان خاطر او بیشتر بر اطاعت نوکرمآبانه خویش افزودند...»4 
این موضوع در دهه 50 با افزایش قیمت نفت و بالا رفتن درآمدهای مالی کشور در ابعاد گسترده‌ای اتفاق افتاد. به گونه‌ای که معاملات دولتی اعم از خارج و داخل کشور با رشوه همراه بود، اختلاس از دارائی دولت مرسوم و غالب مقامات درجه اول حکومت مرکزی حسابی در خارج کشور داشتند و دارائی به غارت گرفته را به آنجه منتقل می‌ساختند... خزانه دولت همچون حساب شخصی شاه بود و پرداخت‌ها به دلایل مختلف انجام می‌گرفت.»5 البته بخش عمده فساد مالی به طور غیرمستقیم و از طریق نهادهای وابسته به دربار همچون شرکت نفت و بمیاد پهلوی صورت می‌گرفت تا از دید مردم و منتقدان به دور باشد. به عبارتی در دوران پهلوی گرچه از لحاظ صوری و قانونی میان درآمدهای دولتی و ثروت خصوصی دربار تمایز وجود داشت، لیکن دبار توانست از طریق این نهادها بر منابع مالی اعمال کنترل نماید.6
نقش شرکت ملی نفت و بنیاد پهلوی در فساد شاه
شرکت ملی نفت و عایدات آن که بعد از کودتا به دست شاه و کنسرسیومی از شرکت‌های بین‌المللی اقتاد مهمترین منبع درآمد کشور و رژیم شاه محسوب می‌شد. این شرکت ظاهراً از شبکه وزارتخانه‌ها مستقل بود؛ اما شاه کنترل کامل آن را در دست داشت و به تدریج به یکی از مهمترین منابع جهت ثروت‌اندوزی شخصی و فسادهای گسترده شاه و دربار تبدیل شد. این موضوع زمانی مشخص شد که زمزمه‌هایی از اختلاف میان میزان فروش و درآمدهای خارجی آن به نحوی که به وسیله بانک مرکزی اعلام می‌شد، شنیده شد. این اختلاف در 1355- 56 به 1 میلیارد دلار بالغ شد.
 مهمتر اینکه رابطه پنهان میان شرکت ملی نفت و بنیاد پهلوی بر اساس برخی اسناد در سال 1976 فاش شد. به موجب این اسناد، منابع قابل ملاحظه‌ای از شرکت ملی نفت از طریق بانک‌های خارجی به حساب بنیاد پهلوی جهت هزینه‌های مختلف واریز می‌شد.7 بنیاد پهلوی نیز به عنوان یک نهاد خیریه فرهنگی و اقتصادی بیشتر ابزاری سیاسی در جهت حفظ قدرت سیاسی شاه و نفوذ بر سرمایه‌گذاران در راستای کنترل اقتصاد کشور بود. از این رو در ابتدا بنیاد، محلی جهت تشکیل سرمایه‌گذاری جهت امور حیریه بود؛ اما بتدریج اکثر نزدیکان شاه به سرمایه‌گذاری در آن پرداختند و اداره آن را به طور کامل در دست گرفتند. 
چنانچه بنیاد پهلوی که از 63 شاهپور، شاهدخت، عمو، عمه، خاله و دایی‌زاده تشکیل می‌شد، در 207 شرکت سهم داشت و تحت لوای آن، 45 نفر از خانواده‌ پهلوی، 85 درصد شرکت‌ها را در کنترل مستقیم یا غیرمستقیم داشتند.8 بر این اساس شاه و خاندان سلطنتی و در بعد گسترده‌تر آن دربار، با کنترل منابع قدرت سیاسی و دخالت در امور مالی و اقتصادی که به صورت مستقیم و یا از طریق شرکتهای وابسته به دربار و رژیم صورت می‌گرفت، به بزرگترین قدرت اقتصادی کشور نیز تبدیل شده بودند.


فهرست منابع
1. حسین بشیریه، موانع توسعه سیاسی در ایران، تهران، گام نو، 1384، چاپ پنجم، ص 92
2. حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی (خاطرات ارتشبد حسین فردوست)، تهران، اطلاعات، 1379، چاپ دوازدهم، صص 231- 238
3. علیرضا ازغندی، تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، 1320- 1357، تهران، سمت، 1384، چاپ سوم، ص 238
4.سینیا هلمز، خاطرات همسر سفیر، ترجمه اسماعیل زند، تهران، نشر البرز، صص 200- 201
5. سیدجلال‌الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، جلد 1، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1391، چاپ هفدهم، صص 189- 190
6.بشیریه، همان، ص 92
7.بشیریه، همان، ص 93 
8. جان فوران، مقاومت شکننده، ترجمه‌ی احمد تدین، تهران، رسا، 1382، ص 451 
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •