ایران؛ پل پیروزی متفقین

ایران؛ پل پیروزی متفقین

به باور برخی از تحلیلگران، گرچه پل ارتباطی ایران در انتقال مهمات و تسلیحات مهم بود؛ اما این ادعا که این مسیر تنها و مهمترین دلیل پیروزی متفقین بر فاشیسم بوده است کاملاً اشتباه است. زیرا از میان تمامی تسلیحاتی که به شوروی منتقل شد یعنی 17499861، تقریباً یک چهارم آن یعنی 4159117 تن از طریق ایران به دست شوروی رسید...

کافه تاریخ- مقالات

 

بعد از حمله آلمان نازی به شوروی در سال 1941 و در بحبوهه جنگ جهانی دوم، سران متفقین تنها راه پیروزی بر آلمان را نجات شوروی از طریق ارسال فوری تجهیزات نظامی دانستند. از این رو ایران به عنوان بهترین مسیر ارسال مهمات در نظر گرفته شد. همین موضوع باعث شد تا بعدها ایران به عنوان پل پیروزی متفقین تلقی شود و بر نفش حیاتی آن تأکید شود. تا جایی که برخی معتقدند اگر در ایران یک حکومت مقتدر بر سر کار بود و اجازه استفاده از راه ارتباطی کشور را به متفقین نمی‌داد، متفقین هرگز پیروز نمی‌شدند. اما سؤال اینجاست که آیا ایران نقشی در پیروزی متفقین داشت؟ این نقش تا چه حد مهم و حیاتی بود؟ با این مقدمه در ادامه به پاسخ سؤالات مطرح شده پرداخته می‌شود.
جنگ جهانی دوم و حمله آلمان به شوروی
جنگ جهانی دوم در 31 اوت 1939 با حمله آلمان نازی به لهستان آغاز شد. یک سوی جنگ را متحدین با کشورهایی چون آلمان، ایتالیا و شوروی تشکیل می‌دادند و سوی دیگر را متفقین با کشورهایی چون فرانسه، بلژیک، بریتانیا و برخی از کشورهای اروپایی که بتدریج به این جبهه پیوستند. اوایل جنگ با پیروزی گسترده متحدین به خصوص آلمان نازی و اشغال بسیاری از کشورهای اروپائی همراه بود. هیتلر رهبر آلمان نازی، بعد از کسب پیروزی‌های گسترده و کینه دیرینه از شوروی، در روز 22 ژوئن 1941 یعنی همان روزی که ناپلئون در صد و سی سال پیش به روسیه حمله کرده بود و در سالگرد شکست فرانسه، چهار میلیون سرباز آلمانی به همراه سی هنگ زرهپوش مرکب از 2300 ارابه توپ و 5 هزار هواپیما به قصد فتح لنینگراد، مسکو و اوکراین به شوروی حمله‌ور شدند.1 در این شرایط، استالین دست کمک به سوی چرچیل دراز کرد و راه نجات را در ایجاد جبهه دوم در بالکان و یا ارسال کمکهای تسلیحاتی به شوروی عنوان نمود. چرچیل که می‌دانست شکست شوروی می‌تواند شکست اروپا  را به همراه داشته باشد با پیشنهاد دوم استالین موافقت کرد و ارسال کمکهای نظامی در دستور کار قرار داد.
ارسال کمکهای نظامی به شوروی
بعد از توافق استالین و چرچیل بر سر ارسال مهمات نظامی به شوروی، 5 مسیر برای ارسال مهمات در نظر گرفته شد. این مسیرها، راه بندر مورمانسگ، دریای سیاه، بندر آرخانگلسک، بندر ولادی وستک و راه خلیج‌فارس- جلفا- مسکو بودند. سه مسیر اول بنا به دلایلی مورد توافق قرار نگرفت. به طور کلی این سه مسیر تحت کنترل ارتش نازی قرار داشت و عملاً قابل استفاده نبودند. بنابراین دو مسیر ولادی وستک و جلفا- مسکو، مورد تأئید و تأکید طرفین مذاکره قرار گرفتند. راه ولادی‌وستک به دلیل بعد مسافت و مهمتر از آن مجاور بودن این خط با خاک ژاپن مشکلاتی در حمل و نقل محمولات به شوروی ایجاد می‌کرد؛ با این حال بیشترین تجهیزات از این راه در اختیار روسها قرار گرفت.2 
در مورد مسیر جلفا- مسکو در ابتدا اختلاف نظرهائی میان طرفین وجود داشت. چنانچه شوروی مخالف جدی استفاده از این مسیر بود. تردید شوروی به دلیل مجهز بودن ایران به ارتش مدرن و قوی و نیز «وحشت از عناصر آلمانی در ایران»3 بود؛ اما انگلیسیها در در این خصوص اطمینان کافی به آنها دادند که در ظرف چند روز موفق به از بین بردن ارتش ایران و اشغال کشور خواهند شد.4 علاوه بر این مسیر ایران مزایای زیادی نسبت به سایر خطوط داشت. بعد مسافت و موضوع امنیت راههای ایران به مراتب بهتر بود و استفاده از آن برخلاف سایر خطوط که فقط در فصول خاصی در دسترس بودند، در هر چهار فصل سال امکانپذیر بود.5 
 بعد از طرح و انتشار این موضوع، ایران مخالفت جدی پرداخت؛ زیرا موضع ایران در قبال جنگ جهانی دوم کاملاً بیطرفانه بود؛ اما سران متفقین با بهانه حمایت ایران از آلمانی نازی و حضور نیروهای آلمانی در ایران، وارد خاک کشور شدند و ضمن اشغال کشور، به ارسال مهمات و تجهیزات مورد نظر شوروی نیز پرداختند. بدین ترتیب نیروهای شوروی در سه ستون وارد خاک ایران شدند، یک ستون ماکو و خوی را تا ساحل دریاچه ارومیه اشغال کرد. ستون دوم از کرانه بحر خزر وارد بندر انزلی شد و ستون سوم هم گرگان و حراسان را تصرف کرد. قئای انگلیس هم از دو جبهه وارد شدند.6 بر این اساس نقش ایران در انتقال مهمات به شوروی چنان اهمیت داشت که ایران پل پیروزی متفقین نام گرفت. با این حال برخی معتقدند که این ادعا اغراقی بیش نیست و نقش ایران در آن حد که تأکید می‌شود اهمیت نداشته است.
آیا ایران تأثیری بر پیروزی متفقین داشت؟
به باور برخی از تحلیلگران، گرچه پل ارتباطی ایران در انتقال مهمات و تسلیحات مهم بود؛ اما این ادعا که این مسیر تنها و مهمترین دلیل پیروزی متفقین بر فاشیسم بوده است کاملاً اشتباه است. زیرا از میان تمامی تسلیحاتی که به شوروی منتقل شد یعنی 17499861، تقریباً یک چهارم آن یعنی 4159117 تن از طریق ایران به دست شوروی رسید.7 با این حال در مقابل این دیدگاه، برخی بر اهمیت اساسی ایران در جنگ جهانی دوم اشاره کرده و معتقدند اگر راه ارتباطی ایران به هر دلیلی بسته و یا غیرقابل استفاده بود، پیروزی متفقین اگر هم اتفاق می‌افتاد با تأخیر زیاد و بروز مشکلات متعدد همراه بود. 
در این رابطه سران متفقین از جمله چرچیل و استالین نیز بعدها، به نقش ایران در این پیروزی اشاره کردند و در جریان کنفرانس تهران از ایران تشکر نمودند. علاوه بر این، چرچیل ضرورت استفاده از راههای ایران را مورد تأئید قرار داده و گفته بود: ایجاد راه ارتباطی از طریق ایران برای تماس گرفتن با شوروی اهمیت فوق‌العاده داشت؛ «زیرا از یکطرف برای فرستادن سلاحها و مهمات جنگی به شوروی راه اقیانوس منجمد شمالی راه دشواری بود و از سوی دیگر می‌بایستی ما برای امکانات سوق‌الجیشی احتمالی خود را آماده می‌ساختیم.»8 با این حال هر چه بود مسیر ایران به خوبی مورد استفاده متفقین قرار گرفت و در نهایت نیز پیروزی این جبهه را به دنبال داشت.
سخن نهایی
 متفقین به بهانه ارسال تجهیزات نظامی به شوروی، کشور را به اشغال خود درآوردند و با تحمیل هزینه‌های فراوان منجربه قحطی کشور در آن سالها شدند. بر اساس قحطی به وجود آمده چندین هزار نفر بر اثر گرسنگی و یا بیماری جان خود را از دست دادند. از طرفی شوروی علیرغم آنکه متعهد شده بود بعد از پایان جنگ نیروهای خود را از کشور خارج سازد؛ با پایان جنگ به تعهد خود عمل نکرد و گرچه در نهایت با شکایت ایران به سازمان ملل این موضوع خاتمه یافت؛ اما نتیجه این جنگ برای کشوری که از همان ابتدا اعلام بیطرفی کرده بود چیزی جز آشوب و نابسامانی نبود.
فهرست منابع
1.    احمد نقیب‌زاده، تاریخ دیپلماسی و روابط بین‌الملل، تهران، نشر قومس، 1383، ص 231
2.    علیرضا ازغندی، روابط خارجی ایران 1320-1357، نشر قومس، 1384، چاپ ششم، ص 69
3.    سیدجلال‌الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، جلد 1، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1391، چاپ هفدهم، ص 262
4.    عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران، از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم، تهران، امیرکبیر، 1385، چاپ یازدهم، ص 402
5.    ازغندی، همان، ص 69
6.    مدنی، همان؛ ص 263
7.    ازغندی، همان، ص 70
8.    ازغندی، همان، ص 70 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •