زنانی که به سنتها وفادار ماندند

زنانی که به سنتها وفادار ماندند

در سالهای نخستین دهه هفتاد]میلادی[، زنان در کنار مردان پشت میزهای دانشگاه نشستند، اما رفته رفته زنان خود را پوشاندند، و در کلاسها جدا از مردان قرار گرفتند، نمی‌خواستند دوستانشان تصور کنند که به تحریک مردان جوان می پردازند. آیا این تمایل به حجاب نشانه‌ای از اعتقادات نیرومند مذهبی بود؟ نشانه ای بود از نارضائیهائی که بوسیله رهبران مذهبی تشویق میشد؟

کافه تاریخ- سبک زندگی

 

افزایش ثروت ایران در دهه 50 بر کیفیت و فرهنگ زندگی برخی از زنان نیز تأثیر زیادی گذاشت. با این حال قشر وسیعی از زنان همچنان به فرهنگ سنتی خود که ریشه در عقاید مذهبی آنان داشت پایبند بودند:

«ثروت عظیم و جدید ایران بر زندگی بعضی از زنان اثر گذاشت. زنان ثروتمند ایرانی برای خرید جواهرات و لباسهای دوخت فرانسه پولهای افسانه ای خرج می‌کنند، این یکی از علائم رونق اقتصادی در کشورهای در حال توسعه است و فرزندانشان را برای تحصیل به خارج کشور می‌فرستند. در عین حال که بسیار باهوشند، سخاوتمند هم هستند و مبالغ هنگفتی به مؤسسات خیریه می‌پردازند، به جز چند بانوی خیرخواه ، دیگران حاضر نیستند یکساعت از وقت خودشان را در این مؤسسات صرف نمایند. بسیاری از آنها صبحها به بازی ورق پرداخته و بعدازظهرها می خوابند. پیش از انقلاب می‌رفتند تا در مؤسسات کار کنند، به بازرگانی بپردازند و یا به آموختن حرفه ای مشغول شوند.

اما بسیاری از زنان نفوذ غرب را با این چنین اشتیاقی پذیرا نشده‌اند. از آنجا که حجاب نشانه تعدی و ظلم نیست، کوشش برای بدور افکندن آن با موانعی روبرو شده است. در سالهای نخستین دهه هفتاد (میلادی)، زنان در کنار مردان پشت میزهای دانشگاه نشستند، اما رفته رفته زنان خود را پوشاندند، و در کلاسها جدا از مردان قرار گرفتند، نمی‌خواستند دوستانشان تصور کنند که به تحریک مردان جوان می پردازند. آیا این تمایل به حجاب نشانه‌ای از اعتقادات نیرومند مذهبی بود؟ نشانه ای بود از نارضائیهائی که بوسیله رهبران مذهبی تشویق میشد؟»1

 

1-سینیا هلمز، خاطرات همسر سفیر، ترجمه اسماعیل زند، تهران، نشر البرز، ص 147

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •