نمونه ای از تلاش های هایزر برای متقاعد کردن نظامیان برای حمایت از بختیار

نمونه ای از تلاش های هایزر برای متقاعد کردن نظامیان برای حمایت از بختیار

همزمان با مطرح شدن نام بختیار به عنوان گزینه نخست‌وزیری، برخی از فرماندهان نظامی نگران کنترل ارتش توسط بختیار بودند. برخی از این فرماندهان، خواستار تشکیل دولتی نظامی بودند که در رأس آن هم خود آن افراد قرار گیرند...

کافه تاریخ- تاریخ شفاهی

 

همزمان با مطرح شدن نام بختیار به عنوان گزینه نخست‌وزیری، برخی از فرماندهان نظامی نگران کنترل ارتش توسط بختیار بودند. برخی از این فرماندهان، خواستار تشکیل دولتی نظامی بودند که در رأس آن هم خود آن افراد قرار گیرند:
«ربیعی عامل مهم دیگر را اطلاعات می‌دانست. اگر بختیار بالاخره به نخست وزیری منصوب شود، نه تنها باید از حمایت ارتش برخوردار باشد بلکه به حمایت ساواک هم نیازمند است. اما او نمی‌خواست که بختبار بر ارتش قدرت پیدا کند. ربیعی می‌گفت که اگر اینطور شود، او در موقعیت حساسی قرار خواهد گرفت. ربیعی می‌گفت که نمی‌تواند خود را از قید وفاداری به شاه رها کند و در عمق وجودش حاضر به قبول یک دولت غیرنظامی نبود.
حالا دیگر فهمیده بودم که در باره چه چیزی باید صحبت کنم. تلاش زیادی به خرج داده بودم که ربیعی را در صورت رفتن شاه، در ایران نگاه دارم تا از بختیار حمایت کند. می‌دانستم که نخواهم توانست او را متقاعد کنم، اما قبل از رفتن، آخرین تیر در ترکش را رها کردم. به او گفتم که با تیمسار طوفانیان ملاقات کرده‌ام و خلاصه‌ای از مذاکرات خود را با او به ربیعی گفتم. این صراحت، او را تکان داد. قبلاً هیچگاه در مورد ملاقات با تیمسارهای دیگر حرفی با هم نمی زدیم. توضیح دادم که همکاری ما باهم حیاتی است. هیچ سری در بین ما نباید باشد و در پایان، پیشنهاد کردم که جلسات مشترکی برپا شود.
ربیعی و طوفانیان، هر دو در نیروی هوایی بودند و این امر، ربیعی را کمی ‌آزار می‌داد. پرسید که‌ آیا می‌شود فردا باهم ملاقات کنیم و برخی نکات را که امروز عصر بررسی نکرده بودم، دنبال کنیم؟ خلاصه‌ اینکه احساس کردم قدری پیشرفت کرده‌ام. ربیعی بیچاره به ابراز احساسات خود احتیاج داشت تا رنجی را که آن روزها برده بود، تخلیه کند.»1
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •