شخصیت شاه به عنوان یک رهبر در شرایط بحرانی

شخصیت شاه به عنوان یک رهبر در شرایط بحرانی

در موارد بحرانی و سرنوشت ساز تردید می‌کرد و جرأت لازم برای تصمیم گیری نداشت؛ دو رویداد مهم دوران پادشاهیش - کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ و انقلاب سال ۱۳۵۷ - نمونه بارزی از ضعف و جبن او بشمار می‌رود.

کافه تاریخ- اخبار تاریخی

 

بخشی از ناتوانی سیاسی شاه در مقابله با تحولات سیاسی به شخصیت او بازمی‌گشت که ریشه در برخی از مسائل دوران کودکی او داشت. مجموعه باورها و ناتوانیها، از شاه شخصیتی ترسو و خجل ساخته بود که تا آخرین لحظه‌های زندگی با او همراه بود:
«شخصیت شاه معلول رویدادهایی بود که در جریان نشو و نمای او، از دوران کودکیش شکل گرفت. خجول، حساس، متزلزل، بدبین و بسیار ترسو بود. این خصوصیات را که از نظر یک فرمانروا، نقاط ضعف مهمی بود، تا آخرین روز سلطنت حفظ کرد. در موارد بحرانی و سرنوشت ساز تردید می‌کرد و جرأت لازم برای تصمیم گیری نداشت؛ دو رویداد مهم دوران پادشاهیش - کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ و انقلاب سال ۱۳۵۷ - نمونه بارزی از ضعف و جبن او بشمار می‌رود.
ضعف شخصیت شاه، او را از داشتن مشاوران شایسته محروم می‌کرد. و راه را برای دستیابی و نفوذ افراد متملق و چاپلوس و فاسد و فاقد صلاحیت به مرکز قدرت هموار می‌ساخت. بررسی مشخصات وزیران و مشاوران نزدیک او، طی دو دهه و نیم پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، باستثنای یک مورد (نخست وزیری دکتر علی امینی) نمایانگر این ادعاست. بلند پروازی، عظمت طلبی و نیز ناتوانی از درک و شناسائی اقشار جامعه ایران، ابعاد فاصله و جدائی او را از مردم وسیع تر کرد.»1
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •