چگونگی جدایی افغانستان از ایران

چگونگی جدایی افغانستان از ایران

افغانستان پل ارتباطی به سوی مستعمران این کشور یعنی هندوستان بود. از این رو حفظ افغانستان و تفوق سیاسی و اقتصادی بر آن به یکی از موضوعات محوری در سیاست انگلیس تبدیل گردید. این سیاست در دوره ناصرالدین شاه مهیا شد.

کافه تاریخ- مقالات

 

افغانستان یکی از سرزمین‌های مهم ایران در دوره ناصرالدین شاه قاجار از خاک ایران جدا شد وعملاً تحت نفوذ و حاکمیت انگلستان درآمد. علیرغم آنکه در دوره قاجار بخش‌های وسیعی از کشور جدا شد و حاکمیت ایران بر آن سرزمینها پایان یافت؛ اما جدایی هرات بدترین و بزرگترین ضربه را به تمامیت ارضی و سیاسی ایران وارد کرد. این اتفاق که با تلاش انگلیس و برخی از سیاستمداران نفوذی ایرانی در عهدنامه پاریس تحقق یافت، از اهمیت افغانستان برای انگلیس و اعمال حاکمیت سیاسی بر آن حکایت داشت. همین موضوع باعث شد تا انگلیس در نهایت بهانه و مقدمات لازم جهت تجزیه هرات از ایران را آماده نموده و در عهدنامه پاریس آن را به اجرا گذارد.


چرا افغانستان برای انگلیس اهمیت داشت؟
بریتانیا، در سرتاسر قرن نوزدهم، گرفتار این نگرانی و ترس بود که یکی از قدرت‌های اروپائی دیگر بخواهد از فروپاشی سیاسی آسیای اسلامی بهره برداری کند. این قدرت، در ابتدا، فرانسه بود و سپس روسیه که از مسیرهای کاروان فاتحین قدیم عبور کرده بود و تهدید می‌کرد که می‌خواهد بر ویرانه‌های حکومت‌های باستانی، یک حکومت جدید پادشاهی جهانی جدید تأسیس کند. دولتهای بریتانیائی از پیامدهای حرکت امپراتوری روسیه به سمت جنوب در آسیا نگرانی داشتند. در نیمه اول این قرن، کانون نگرانی استراتژیک، قسطنطنیه بود. بعداً، ارتش‌های تزاری به آسیای مرکزی هجوم آوردند و بتدریج توجه خود را به سمت ایران، افغانستان و گذرگاه‌های کوهستانی هیمالیا معطوف داشتند. پیشروی توجه روسیه به ایران و به خصوص افغانستان بیش از پیش انگلیس را نگران کرد؛ زیرا افغانستان پل ارتباطی به سوی مستعمران این کشور یعنی هندوستان بود. از این رو حفظ افغانستان و تفوق سیاسی و اقتصادی بر آن به یکی از موضوعات محوری در سیاست انگلیس تبدیل گردید. این سیاست در دوره ناصرالدین شاه مهیا شد.


شورش در هرات و مقدمات جداسازی افغانستان
از اوایل حکومت فتحعلی شاه، با تحریک انگلستان شورشهایی در هرات توسط افغان‌ها بر ضد حکومت مرکزی قاجار رخ داد. فتحعلیشاه و جانشینان او بارها تلاش نمودند شورش‌های رخ داده را به نوعی سرکوب نمایند. با این حال در دوره محمدشاه، حاکم هرات از اجرای فرمان حکومت مرکزی خودداری کرد و محمدشاه در پی احیای حاکمیت خود بر هرات برآمد. با اینکه وزیرمختار انگلیس در نامه‌ای به دولت خویس در 1252/ 1837 مقصر بودن امیر هرات و محق بودن دولت ایران را تأیید کرده بود، دولت انگلیس محمدشاه را از تصرف هرات برحذر داشت. هرچند محمدشاه در نهایت هرات را محاصره و به تصرف خود درآورد و حاکمیت ایران بر هرات را تحکیم بخشید.1 بعد از این قضیه حاکمیت سیاسی ایران بر افغانستان تا زمان ناصرالدین شاه حفظ شد و حاکم هرات نیز به حکومت مرکزی ایران، اعلام وفاداری نمود؛ تا اینکه در زمان ناصرالدین شاه و صدارت میرزا آقاخان نوری، سندی از سوی آنها امضا شد که طی آن ایران متعهد گردید فقط در صورتی که نیروهایی از قندهار و کابل و یا نقاط دیگر به هرات تجاوز کنند قشونی برای دفاع از آن شهر بفرستد و پس از دفع دشمن نیروی مزبور را مراجعت دهد.2 این سند تا حدودی، حاکمیت سیاسی ایران بر هرات را خدشه‌دار نمود. بعد از این تحولات با روی کار آمدن محمدیوسف میرزا در هرات، حاکم کابل دوست محمدخان به تحریک انگلیس دست به شورش زد. در این شرایط، محمدیوسف میرزا از حکومت مرکزی درخواست کمک نمود. ناصرالدین شاه هم با اعزام نیرو، شورشها را سرکوب نمود. با این حال از آنجا که «ایرانیان به عنوان فاتح وارد هرات شده و نسبت به اهالی شهر رفتار غرورآمیزی داشتند، محمدیوسف خان از کرده خود پشیمان شد و به این رفتار اعتراض کرد.»3 بر این اساس یوسف خان با شورش درصدد بیرون راندن سپاه ایران برآمد؛ اما در نهایت با حمله سپاه ایران تسلیم شد و جای خود را به امیر جدید عیسی خان داد که او هم در نهایت به سرنوشت یوسف خان دچار گردید. در این شرایط انگلیس تعلل را جایز ندانست و به هرات حمله نمود و ایران را در شرایط نامناسب قرار داد. ناصرالدین شاه وقتی در وضعیت انجام شده قرار گرفت، «به توصیه دولتهای روسیه و فرانسه به نیروهای ایرانی دستور ترک مقاومت داد و تقاضای صلح کرد.»4 


مقدمات صلح پاریس
انگلیس در آغاز، شرایطی را برای صلح اعلام نمود که با مخالفت سرسختانه ایران روبرو شد. این شرایط عبارت بودند از اینکه شهر هرات از قوای ایران تخلیه شود و خسارات وارده به مردم شهر هرات پرداخت گردد. سایر شروط نیز شامل تعهد دولت ایران به عدم دخالت در امور هرات، عزل میرزا آقاحان نوری از صدارت، مجاز بودن انگلیس به ایجاد کنسولگری در شهرهای ایران، انفقاد پیمان تجاری ایران و انگلیس، واگذاری بندرعباس به امیر مسقط و عمان بود.5 ناصرالدین شاه زیر بار این شروط نرفت و از فرانسه درخواست وساطت نمود تا انگلیس را مجبور به صلح نماید. در نهایت با میانجیگری فرانسه، مذاکرات صلح میان انگلیس و ایران در پاریس آغاز شد و به معاهده پاریس در پانزده فصل منتج شد. نماینده ایران در این مذاکرات فرخ خان و نماینده انگلیس لرد کاولی بود. میرزا آقاخان نوری نیز در جریان این معاهده قرار داشت و خدمات زیادی در راستای تحقق اهداف انگلیس ارائه نمود. با نهایی شدن معاهده پاریس و امضای آن، ایران ملزم به رعایت شروط گردید که مهمترین آنها عبارتند از: تخلیه خاک ایران و افغانستان از طرف قوای انگلیس و ایران، عفو کسانی که تا آن تاریخ با انگلیسی‌ها همکاری داشته‌اند. ترک دعاوی ایران نسبت به افغانستان و شناختن استقلال آن کشور، در اختلافات آتی ایران و افغانستان دولت انگلیس حکم باشد، حل موضوعات کنسولی و حقوق دول کامله‌الوداد، کنترل تجارت غلام و کنیز در خلیج‌فارس توسط انگلیسی‌ها و استرداد اسیران جنگی و عدم مداخله ایران در امور افغانستان.6 به این ترتیب با امضای  این معاهده هرات رسماً از خاک ایران جدا شد تا ضربه‌ای بزرگ را بر پیکره حاکمیت سیاسی ایران وارد کند. گرچه ضربه اصلی و نهایی توسط  استعمارگران و بازی سیاسی آنان، زده شد؛ اما نباید منکر ضعف سیاسی، بی‌لیافتی و سیاستمداران فاسد و نالایق قاجار نیز گردید. چنانچه مساعی و نقش افرادی چون میرزا آقاخان نوری در سقوط هرات به منظور نزدیک شدن به انگلیس بسیار اساسی و مهم بود. خیانت میرزا آقاخان نوری علاوه بر آنکه زمینه تحقق اهداف انگلیس را امکانپذیر ساخت، به این کشور اطمینان داد که با تکیه بر چنین افرادی می‌تواند به راحتی در دستگاه سیاسی کشور نفوذ کند.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •