تقابل های علی امینی و شاه

تقابل های علی امینی و شاه

امینی نیز تلاش زیادی جهت کسب پست نخست‌وزیری از طرق مختلف نمود و احراز این پست یکی از آرزوهای بزرگش بود. او در خاطراتش می‌گوید مادرش آنرا (نخست‌وزیری) در مکه از خدا طلبیده بود...

کافه تاریخ- مقالات

 

علی امینی سیاستمدار ایرانی است که در دوره پهلوی اول عهده‌دار سمت‌های سیاسی شد. بدون شک عجین گشتن نام وی در ماجرای کنسرسیوم نفت و نخست‌وزیری او در اوایل دهه 40 از مهمترین مناصب و اقدامات امینی در دوران حیاتش است. با این حال برکناری ناگهانی امینی از پست نخست‌وزیری که با ترس شاه از نزدیک شدن امینی به آمریکا مرتبط بود، از موضوعات پیچیده و مبهم در این دوره است. برخی معتقدند امینی با متقاعد کردن آمریکا به کودتا علیه شاه، درصدد برکناری شاه از قدرت بود. با این مقدمه، سؤال اصلی این است که علت برکناری امینی از نخست‌وزیری چه بود؟ آیا امینی قصد کودتا علیه شاه را داشت؟ در ادامه این نوشته به بررسی پاسخ این سؤالات پرداخته شده است.  


علی امینی که بود؟
علی امینی در 21 شهریور 1284 در تهران متولد شد. مادرش یکی از دختران مظفرالدین شاه قاجار و پدرش میرزا علی‌خان امین‌الدوله بود که از سوی مظفرالدین شاه به صدارت منصوب گشته بود. امینی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه رشدیه و دبیرستان را در دارالفنون به پایان برد. وی در دوره پانزدهم مجلس شورای ملی، به مجلس راه یافت و بعد از آن در کابینه منصور عهده‌دار سمت وزارت اقتصاد شد. امینی همچنین نماینده ایران در انعقاد قرارداد کنسرسیوم نفت بود که از آن به عنوان سیاه‌ترین عملکرد او در کارنامه‌سیاسی‌اش یاد می‌شود. گفته می‌شود وی با تلاشهای فراوان طی گزارشی به دولت نظریات مشاورین خارجی کنسرسیوم را تایید و هیأت دولت هم همان را تصویب و انجام مذاکره به موجب تصویبنامه هیأت دولت به دکتر علی امینی وزیر دارائی و مرتضی قلی بیات مدیرعامل شرکت ملی نفت و فتح‌الله نوری اسفندیاری عضو شورای عالی برنامه محول شد و نمایندگان کنسرسیوم وارد تهران شدند.1 علاوه بر قرارداد کنسرسیوم و نقش امینی که خارج از موضوع این نوشته است، نخست‌وزیری وی از جمله موضوعات مبهم و چه بسا جنجالی در دوره پهلوی است که با حوادث خاصی همراه بود.

نخست‌وزیری دکتر علی امینی
امینی در سال 1340 با حمایت مستقیم آمریکا به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد. گفته می‌شود شاه از واگذاری این منصب چندان راضی نبود و تنها به دلیل حمایت آمریکا از امینی، مجبور به موافقت با این موضوع شد. شاید ترس شاه نیز چندان بی‌مورد نبود؛ زیرا امینی در مدت تصدی سفارت ایران در آمریکا بیش از پیش به آنها نزدیک شد؛ طبق اسناد ساواک "آلن دالس" که در رأس سازمان سیا قرار داشت، با امینی دارای سابقه دیرین آشنایی بود.2 البته امینی نیز تلاش زیادی جهت کسب پست نخست‌وزیری از طرق مختلف نمود و احراز این پست یکی از آرزوهای بزرگش بود. او در خاطراتش می‌گوید مادرش آنرا (نخست‌وزیری) در مکه از خدا طلبیده بود.3 امینی در طول یک سال و نیم از دوران نخست‌وزیری خود اقدامات زیادی انجام داد که برخی از آنها برخلاف میل شاه بود و درواقع می‌توان گفت همان اقدامات واهمه شاه از تهدید قدرتش را افزود. هر چند باید اضافه نمود که هدف از آن اقدامات در نهایت انجام کودتا علیه شاه نبود. بر این اساس امینی در ابتدای نخست‌وزیری پنج تن از سران ارتش را به جرم سوء‌استفاده از بیت‌المال بازداشت کرد. او تحقق اصلاحات ارضی را به حسن ارسنجانی (وزیر کشاورزی) سپرد و فعالیت احزاب را آزاد اعلام کرد. در همین دوره نهضت آزادی تشکیل شد. امینی در دی 1340 با امام خمینی در قم دیدار کرد امام خمینی در این دیدار وی را به وظایف مهم نخست‌وزیر نسبت به کشور و مردم آگاه ساخت.4 طی این اقدامات امینی به یکی از مجریان اصلی اصلاحات ارضی تبدیل شد و مقدمات لازم برای انجام برنامه اصلاخات ارضی را برنامه‌ای آمریکایی بود آغاز نمود.


اجرای برنامه اصلاحات ارضی و شروع مخالفت‌ها
امینی طی مصاحبه‌های مختلف مطبوعاتی به تشریح برنامه اصلاحات ارضی پرداخت تا زمینه را جهت اجرای طرح آماده سازد؛ اما علیرغم تمام تمهیدات و پیش‌بینی‌های صورت گرفته، اصلاحات ارضی با مخالفت گسترده مردم و قشرهای مختلف اجتماعی و سیاسی مواجه شد. مخالفت‌هایی که در نهایت بهانه لازم برای برکناری او را فراهم کرده و باعث کنار گذاشته شدن وی از پست نخست‌وزیری گردید. یکی از گروه‌های عمده که به مخالفت با این برنامه پرداخت، جبهه ملی بود که بسیاری از سران آن طی این اعتراضات دستگیر و یا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. گفته می‌شود شاه در جریان موضوع دستگیری و ضرب و شتم مردم و اعضای جبهه ملی نبود؛ اما نمی‌شود پذیرفت که شاه از آن موضوع بی‌اطلاع بوده و گویا گروهی خودسر رفته‌اند و چنین صحنه‌ای را به وجود آورده‌اند.5 با این حال هر چه بود این حوادث فرجام کار امینی را فراهم آورد و آمریکایی‌ها را متقاعد نمود که وی گزینه خوبی برای انجام اصلاحات ارضی و سیاست‌های مورد نظر آمریکا نیست. بر این اساس شاه توانست بهانه لازم را به دست آورده و در سفری عجولانه به آمریکا در فروردین 1341 و دیدار با شخصیتهای مهم سیاسی و اقتصادی آمریکا، آنها را به برکناری امینی متقاعد کند. بنابراین اولین ثمره سیاسی این سفر در بازگشت به ایران برکناری علی امینی در تیرماه 1341 بود.6 البته بهانه برکناری امینی علاوه بر ناآرامی‌ها، مشکل بودجه و مسائل مربوط به آن بود؛ اما به اعتقاد بسیاری، ترس شاه از قدرت یافتن امینی، مهمترین عامل برکناری او از قدرت بود. در کنار این عوامل رقایت برخی از افراد همچون بختیار نیز در ایجاد مشکل و نارضایتی علیه امینی بی‌تأثیر نبود. بر این اساس برخی از شواهد از تدارک کودتا توسط بختیار علیه امینی حکایت دارد. گفته می‌شود «قبل از حوادث ناآرامی‌ها، ظاهراً تیمور بختیار از علی امینی به خانه‌اش دعوتی کرده بود و به امینی اطلاع می‌رسد که بختیار شما را دعوت کرده تا شما را همانجا دستگیر کند و می‌خواهد کودتا بکند.»7 بعد از این ماجرا، بختیار به دستور امینی به رامسر تبعید شد و شاه که در آن روزها خارج از کشور بود بعد از بازگشت به کشور بختیار را جهت ارائه توضیحات فراخواند؛ اما در نهایت کار خاصی انجام نداد و موضوع مسکوت ماند. واضح است که شاه نیز از هر وسیله‌ای که علیه قدرت امینی به کار می‌رفت، استقبال می‌نمود. با این حال بعد از گذشت یک سال و نیم از نخست‌وزیری، امینی به طور کلی از صحنه سیاسی ایران کنار رفت. البته وی در سالهای نزدیک به انقلاب، چند بار برای مشاوره با شاه به نزد او رفت و پیشنهاداتی به او داد که در نهایت تأثیری بر شاه و حفظ رژیم نداشت. 
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •