دولت هایی که پس از سلطنت رضاشاه برسر کار آمدند

دولت هایی که پس از سلطنت رضاشاه برسر کار آمدند

بررسی دولتهای رضاشاه نشان داد که همه آنها از یک ویژگی و خصیصه مشترک برخوردار بودند و آن وفاداری به مرکز قدرت و اطاعت از شخص شاه بود.

کافه تاریخ- مقالات

 

رضاخان میرپنج بعد از تصاحب قدرت و پایه‌ریزی حکومت پهلوی، طبق قانون اساسی، به تشکیل دولت پرداخت. آنچه در رابطه با دولت‌های تشکیل شده در آن دوره حائز اهمیت است، موضوع وفاداری قرار گرفته در رأس کابینه از سیاست‌ها و فرامین شاه است. بدین معنا که بسیاری از این کابینه‌ها در اصل به صورت فرمایشی انتخاب شده و در بسیاری از موارد با نادیده گرفتن قانون اساسی، به طور کلی در خدمت منویات رضاشاه بود. بررسی دولتهای تشکیل شده در این دوره به خوبی گویای این واقعیت است. بر این اساس در نوشته پیش رو به دولتهای تشکیل شده در دوره رضاشاه و ویژگی‌های آن از زمان آغاز سلطنت (1304) تا سقوط او در سال 1320 پرداخته می‌شود.


رضاشاه بعد از رسیدن به قدرت 
رضاشاه بعد از به قدرت رسیدن تلاش‌هایی را جهت تثبیت قدرت و ایجاد ساخت متمرکز قدرت آغاز نمود. بر این اساس علاوه بر سیاست تخته قاپو که در راستای کاهش قدرت عشایر رخ داد، مبارزه با قدرت روحانیون و نخبگان دیوانی و اجرایی نیز در رأس سیاست‌های شاه قرار گرفت. همین موضوع موقعیت و جایگاه طبقاتی بسیاری از نخبگان را تغییر داد. چنانچه طبقه اشرافیت دیوانی و زمینداران، تا قبل از کودتای 1299 مهمترین عنصر طبقه حاکمه بوده و قدرت اجرایی را در دست داشتند.1 اما با روی کار آمدن رضاشاه موقعیت بسیاری از زمینداران بر اساس برخی قوانین مصوب از جمله قانون ثبت اسناد و املاک، تغییر و نفوذ حکومت بر امور آنها مشخص گردید. به عنوان مثال، مطابق با یکی از این قوانین، «مالکیت املاک براساس قانون جدید ثبت املاک در دفاتر ثبت می شد و قباله داشت، از این رو در عمل، شاه و ارتش می‌توانستند املاک کشاورزی و غیر کشاورزی را مصادره کنند یا به زور با قیمت اسمی به خرید آنها بپردازند.»2 مطابق با این اقدامات دولتهایی که در دوره زعامت رضاشاه بر کشور نیز تشکیل شدند، همگی به نوعی وابستگی سیاسی به قدرت مرکزی داشته و دیگر از ماهیت اشرافیت که گاه باعث استقلال آنها از قدرت مرکزی می‌شد را نداشتند. در طی دوران 16 ساله سلطنت رضاشاه چندین کابینه تشکیل شد که همه آنها از این ویژگی برخوردار بودند.


دولت اول: حسن مستوفی
اولین کابینه‌ای که در دوران سلطنت رضاشاه تشکیل شد، در دوره مجلس ششم و مربوط به دولت مستوفی بود. «در این دوره به هنگام معرفی دولت، مدرس به وزارت وثوق‌الدوله معترض بود و در همین سال سه نفر پشت مسجد سپهسالار مدرس را هدف قرار دادند.»3 این اتفاق باعث ساقط شدن دولت مستوفی گردید و مستوفی مجدداً کابینه خود را تشکیل داد. 


کابینه مخبرالسلطنه هدایت
هدایت در سال 1306 و بعد از استعفای مستوفی، عهده‌دار تشکیل کابینه شد. طبق گفته خود او انتخابش با سعی تیمورتاش بود. (که شاید می‌خواسته هدایت دستش را باز بگذارد)4 کابینه هدایت در سال 1312 به کار خود خاتمه داد. پایان کار این کابینه پس از مسأله نفت و امضای قرارداد 1933م به وسیله تقی‌زاده همراه بود که طی آن تقی‌زاده نیز از کشور خارج شد.5 بعد از آن فروغی مأمور تشکیل کابینه شد.


کابینه محمدعلی فروغی
در این دوره که سالهای 1312 تا 1314 را دربرمی‌گیرد اتفاقات گسترده‌ای رخ داد. شاید مهمترین اتفاق سیاسی، کنار گذاشته شدن مثلث قدرت در حکومت مطلقه رضا شاه (تیمورتاش، داور و نصرت‌الدوله) بود. یکسال بعد از این ماجرا، داور به طرز مشکوکی دست به خودکشی زد. داور در بسیاری از تحولات سیاسی نقش مهمی داشت و «اداره ثبت احوال»، تدوین «قانون ثبت اسناد» و «قانون ثبت املاک» از دستاوردهای مهم او بود. گذشته از این فروغی در این دوره از نخست‌وزیری خود، سفر رضا شاه به ترکیه  را فراهم آورد.6 سفری که بعد از بازگشت، سیاست کشف حجاب را به دنبال داشت. فروغی نیز به سان دیگر وزرا بعد از دو سال در سال 1314 استعفا داد و محمود جم کابینه خود را تشکیل داد که تا سال 1318 ادامه داشت.


کابینه محمود جم 
کابینه جم تا آغاز جنگ جهانی دوم ادامه داشت و موضع بیطرفانه ایران در این جنگ توسط محمود جم اعلام گردید. وی در دوران زعامت خود دو هیأت دولت را معرفی نمود. دولت دوم در پی پایان یافتن دوره دهم قانونگذاری در خرداد 1316 و آغاز به کار دوره یازدهم در مهر 1316، به مجلس معرفی شد.7 بعد از کابینه جم، سه کابینه دیگر نیز تا سال 1320 تشکیل شد که نشان از نابسامانی اوضاع سیاسی کشور در این دوره داشت.


کابینه‌های متین دفتری، علی منصور و فروغی
بعد از جم، متین دفتری به مدت 9 ماه در رأس کابینه قرار گرفت. گفته می‌شود متین دفتری از نظر سیاسی حامی آلمان نازی بود و انتخاب وی توسط رضاشاه به دلیل سیاست نزدیکی شخص شاه به آلمان صورت گرفت. با این حال منصور با چنین پیشینه سیاسی نتوانست در راستای این سیاست گام موفقی بردارد و از این جهت مورد غضب رضاشاه قرار گرفت و مجبور شد جای خود را به علی منصور دهد. منصور از 5 تیر تا 5 شهریور یعنی دوران اشغال کشور توسط متفقین بر سر کار بود. در این دوره متفقین رسماً به خاک کشور حمله کرده و این خبر توسط منصور اعلام شد. به دنبال این اتفاق، منصور استفعا داده و محمدعلی فروغی مأمور تشکیل کابینه شد. فروغی توانست با «انعقاد قرارداد سه جانبه با متفقین که بعد از جنگ ایران را ترک کنند، فعالیت سیاسی خود را ادامه دهد»8 این فعالیت از 5 شهریور آغاز و تا 18 اسفند همان سال ادامه یافت. وی آخرین نخست‌وزیر رضاشاه بود که مأمور انتقال قدرت از پهلوی اول به پهلوی دوم نیز شد. 


سخن نهایی:
 بررسی دولتهای رضاشاه نشان داد که همه آنها از یک ویژگی و خصیصه مشترک برخوردار بودند و آن وفاداری به مرکز قدرت و اطاعت از شخص شاه بود. این افراد تا جایی که مطیع اوامر و دستورات شخص شاه بودند در جایگاه تعیین شده قرار داشتند؛ اما در صورت امتناع از فرامین شاه از دایره سیاست کنار گذاشته می‌شدند. هر چند در بیشتر موارد افراد انتخاب شده، افرادی نزدیک به سیاست‌های شاه بوده و در همان راستا تیز عمل می‌کردند. 
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •