انحراف قوه قضائیه در دوره پهلوی دوم

انحراف قوه قضائیه در دوره پهلوی دوم

دادگستری می‌بایست مرکز تظلمات عمومی و تنها مرجعی برای امور قضایی باشد که حافظ امنیت و مانع هرگونه انحراف تلقی گردد اما به تدریج وظیفه اصلی اش را که رسیدگی به جرایم علیه جان و مال و حیثیت افراد بود فراموش کرد، طی سالیان دراز چنان ضعیف گردید که غالباً دستورات مقامات قوه مجریه و خاصه ساواک برآن حاکم بود....

کافه تاریخ- اخبار تاریخی

 

قوه قضائیه و دادگستری‌ها نیز به مانند سایر نهادهای حکومتی در اختیار کامل شاه و رژیم قرار داشت. این نهاد نه تنها محل اجرای اوامر و دستورات شاه جهت سرپوش گذاشتن بر بسیاری از تخلفات و تظلمات دربار و رژیم بود؛ بلکه در بسیاری از موارد با پرونده‌سازی‌های تصنعی باعث زندانی شده بسیاری از مخالفان رژیم گردید:
«دادگستری می‌بایست مرکز تظلمات عمومی و تنها مرجعی برای امور قضایی باشد که حافظ امنیت و مانع هرگونه انحراف تلقی گردد اما به تدریج وظیفه اصلی اش را که رسیدگی به جرایم علیه جان و مال و حیثیت افراد بود فراموش کرد، طی سالیان دراز چنان ضعیف گردید که غالباً دستورات مقامات قوه مجریه و خاصه ساواک برآن حاکم بود. مشاغل کلیدی معمولاً در اختیار اشخاص فاقد صلاحیت قرار داشت که می‌بایست کنترل قوه مجریه را بر قضائیه تحکیم بخشند حتی در انتخاب رئیس دیوانعالی کشور قانون به مسخره گرفته می‌شد. محدودیت‌هایی که بر صلاحیت قوه قضائیه وارد ساختند چنان با مهارت بود که این دستگاه را فلج ساخت. ایجاد تعداد زیادی محکمه اختصاصی بر خلاف قانون اساسی از جمله ابتکاراتی بود که قوه قضائیه را از حالت استقلال واستحکام خارج ساخت. اکثر وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی با عنوان سرعت در کار به دخالت در امور قضائی به موجب قانون وارد می‌شدند. برای هیچ کس زندگی آرامی نمی‌توانست باشد اگر از تعداد کسانی که به دست افراد غیرضابطین دادگستری دستگیر شده و به مراجعی غیر از مراجع قضائی برده شده‌اند آمار گرفته شود مشخص می‌گردد تا چه حد رژیم سابق به دستگاه قضائی بی‌اعتنا بوده است.»

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •