از قاعده نفی سبیل تا پایبندی به معاهدات
بنیادهای دیپلماسی اسلامی از دیدگاه حضرت امام خمینی(ره)

از قاعده نفی سبیل تا پایبندی به معاهدات

از مجموع بیانات امام خمینی (ره) می توان چنین استنباط کرد که : دیپلماسی اسلامی محصور و منحصر به روابط با دولت ها نیست ، بلکه روابط با ملت ها و نهضت ها را نیز شامل می شود . از این رو ، دیپلماسی اسلامی را بر اساس اولویت ؛ ارتباط با ممالک اسلامی ، سپس آزادیخواه و نهایتاً قدرتهای غیر استکباری مبتنی می دانستند و بنیاد مشروع و مردمی حکومتها را معیار برقراری روابط دیپلماتیک تلقی می کردند...

کافه تاریخ- مقالات

 

امام خمینی (ره) به عنوان فقیهی سیاستمدار که دیدگاه های سیاسی خویش را با استناد به اصول و قواعد فقهی ارائه می نمود ، در باب ‌ دیپلماسی اسلامی صاحب اندیشه ای است که می تواند مبنای آموزه های سیاسی اسلام قرار گیرد. بررسی دیدگاه های امام راحل درباره دیپلماسی اسلامی از آن لحاظ حائز اهمیت است که چارچوبی نظری فراروی دانش پژوهان برای تبیین نقطه نظرات اسلام در باب روابط دیپلماتیک در عصر کنونی قرار می دهد . این دیدگاه ها ، با توجه به اصولی چون :  « نفی سبیل ، دعوت ، تولی و تبری ، تألیف قلوب ، پایبندی بر قراردادها و عرف بین المللی » قابل تبیین است .  بنیادهای دیپلماسی اسلامی با تشریح مصادیق و موارد عینی وعملی هرکدام ،‌رویکردهای نو در نظریه پردازی و راه کارهای جدید فراروی دست اندرکاران سیاست خارجی قرار می دهد تا از رهگذر تحلیل محتوای بیانات امام خمینی (ره)  و باز شناسی زیر ساختهای نظری دیدگاههای دیپلماتیک ایشان بسترهای لازم برای تبیین آکادمیک دیپلماسی اسلامی فراهم گردد. به همین دلیل اصول مورد نظر امام خمینی (ره)  در مورد دیپلماسی اسلامی به اختصار مورد بررسی قرار می گیرند .


1) قاعده نفی سبیل 
قاعده نفی سبیل یعنی انسداد راه نفوذ و سلطه کفار بر مسلمانان ، که از اصول حاکم بر دیپلماسی اسلامی به شمار می آید . امام خمینی “ره” نیز ضمن بر شمردن این اصل به عنوان یکی از قواعد مهم فقهی در اسنتباط آموزه های سیاسی اسلامی ، آن را از دو جنبه سلبی و ایجابی مورد اهتمام قرار می دهد . جنبه سلبی این قاعده به معنای « نفی سلطه اجانب و عدم جواز مداخله آنان » و جنبه ایجابی آن به مفهوم « بنیاد مثبتی است که سیاست منفی مزبور بر‌آن متکی است تا از رهگذر برخی راهکارها ، دولت اسلامی در مسدود نمودن راه دخالت بیگانگان فایق آید » . نفی سبیل ، شامل مسائل سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی می باشد.1 

 

2) اصل دعوت
امام خمینی (ره) بر این اعتقاد داشتند ؛ که اولین هدف دعوت ، تحقق انگیزه های الهی و اسلامی و رشد فضائل معنوی و اخلاقی است و دومین هدف دعوت ، ارتقاء ارزشهای بشری ، آگاهی و بیداری و خوشبختی و سعادت انسان ها است .
2-1) شیوه های دعوت
امام خمینی (ره) بر بهره گیری از کلیه شیوه های مشروع دعوت ، اعم از دعوت در سطح حکومتی با بهره گیری از دیپلماسی پارلمانی ، دعوت در سطح بین ملیتی با بهره گیری از مجامع عظیم و کنگره های بزرگی چون : « حج ، دعوت علنی و مخفی  ، دعوت فردی و جمعی ، دعوت نزدیکان و دور دستان ، دعوت شفاهی و زبانی ، کتبی و مکاتبه ای ، دعوت از طریق ارگآن های رسمی و نهادهای غیر رسمی » ، تاکید داشتند و با تأکید بر قاعده « وحدت در عین کثرت » ،‌ راه کارهای متنوع برای نیل به ارزش و هدف واحد را مجاز و مطلوب تلقی می کردند.2


3) اصل تولی و تبری 
تولی وتبری در اصطلاح به «معنای دوست داشتن دوستان خدا و دشمن بودن با دشمنان خدا» است. لیکن در واژگان دیپلماسی اسلامی ، به معنای « ارجحیت و اولویت بخشیدن به ارتباط دوستانه و برادرانه با کشورهای اسلامی و اکراه و پرهیز از برقراری رابطه با کشورهای کافر و متخاصم است » امام خمینی “ره” ضمن مبنا قرار دادن این اصل در دیپلماسی اسلامی ، می فرمایند : تولی و تبری دو اصل اساسی اسلام است . باید با حکومت عدل موافق و به حکومت عادل دل ببندید و از رژیم غیر اسلامی تبری کنید. 3 
امام خمینی “ره” در تقسیم بندی ایدئولوژیک خودشان ، روابط را در چهار گروه از دولت ها مورد توجه قرار 
می دهند . 
- روابط دوستانه وبرادرانه با کشورهای اسلامی
- روابط دوستانه با کشورهای کافر غیر متخاصم ، شامل روابط با کشورهای غیر متخاصم و ممالک مستضعف غیر مسلمان .
- روابط خصمانه با کشورهای کافر متحارب ، شامل قدرتهای استکباری و رژیم صهیونیستی.
- روابط خصمانه با کشورهای مسلمان فاجر و خائن : شامل کشورهای یاغی و خائن، مانند مصر.


4) اصل تألیف قلوب  
تألیف قلوب در لغت به معنای « الفت دهی معنوی بین دلهاست » . و در اصطلاح ، به مفهوم  « حمایت مالی و معنوی از مسلمانان تحت سیستم ویا ضعیف الایمان » و نیز از کفار مظلومی است که در صورت تقویت آنان به سوی حکومت اسلامی گرایش می یابند و‌ یا از ائتلاف و اتحاد با دشمنان مملکت اسلامی سرباز خواهند زد . از این رو تألیف قلوب در معنای اول می تواند به مفهوم پشتیبانی مالی و معنوی از اسلام گرایان ،  به منظور افزایش توان پایداری و مقاومت آنان در برابر غاصبان و مداخله گرایان و نیز طنین افکندن بانگ « لا اله الا الله ،‌ محمد رسول الله » بر سراسر گیتی باشد . و در معنای دوم به مفهوم حمایت از نهضت های آزادی بخش و آزادیخواه و مستضعف باشد که برای خروج از زبونی و ذلت ، مقابله با انواع تجاوز و استعمار و نجات کشور خویش از یوغ امپریالیسم ، بپا خواسته اند . امام (ره) در خصوص مورد دوم ، بر تمامی انواع پشتیبانی اعم از حمایت علنی و تلویحی تاکید داشتند و چنین حمایتی را منطبق با قوانین شرعی ، اسلامی ، عقلی و انسانی می دانستند . در دیدگاه امام خمینی (ره) حمایت از مسلمانان و مستضعفان و نهضت های رهایی بخش ، از مصادیق عمده تألیف قلوب به شمار می آیند.4


5) اصل پایبندی به قراردادها و عرف بین المللی 
بر اساس آیات قرآنی  “ اوفوا بالعقود ، اوفوا بالعهد “ و قاعده فقهی “المسلمون عند شروطهم”، پایداری به معاهدات و وفاداری به پیمآن ها ، واجب والزام آور تلقی می شود . علاوه برقراردادها ، رعایت عرف بین المللی نیز از اصول لازم الاجرا در دیپلماسی اسلامی به شمار می آید در این باره می توان به لزوم رعایت مصونیت دیپلماتیک سفیران و قاصدان ، عدم اهانت به نمایندگان سیاسی و عدم توهین به مقدسات ملل دیگر اشاره کرد. حضرت امام خمینی “ره” بین قراردادهایی که بر اثر اضطرار با اراده و اختیار ملت مسلمان ایران منعقد شده و معاهداتی که در اثر اکراه و اجبار به دلیل مسلط و تحکیم یک قدرت بر ملت مسلمان ایران انعقاد یافته است تمایز قائل بودند . امام خمینی”ره” بر ضرورت رعایت قواعد و مقررات بین المللی ، مصوب سازمآن ها و نهادهای بین المللی در صورتی که منجر به صلح و عدالت در عرصه جهانی گردد ، تأکید داشتند.5
منظور از عرف بین المللی ، رفتارهای تکرار شده از سوی کشورهای عضو جامعه بین المللی است که به مرور زمان حالت الزام آور به خود می گیرد . البته از نظر اسلام ، عرف باید مربوط به امور معروف و پسندیده و مورد تصدیق و قبول همه و مبتنی  بر مبنای عقلای عالم باشد تا از مقبولیت بین المللی برخوردار گردد. حضرت امام خمینی (ره) مقبولیت عرف را منوط به رفتار عادلانه و متقابل ، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر ، رعایت حقوق یکدیگر و احترام به آداب ، رسوم و سنن دیگران می دانستند و روابط دو جانبه ای را مطلوب ، می دانستند که مبتنی بر عرف رایج بین الملل و سازگار با اصول شریعت و خردورزی باشد.6 
امام خمینی (ره) مقبولیت عرف بین المللی را در سطح چند جانبه ، به ویژه در سازمان ملل و سایر نهادهای حقوقی ، از قبیل سازمان عفو بین الملل ، جمعیت های حقوق بشر را منوط به صلح گرایی ، عدالتخواهی ، مساوات طلبی ، بشر دوستی ، نوع دوستی ، رفع رفتار تبعیض آمیز و عدم موضع گیری جانبدارانه از کشورهای استکباری می دانستند و عرفی را قبول داشتند که ناقض عرف بین الملل دیگر نباشد و تمامی کشورها آن را رعایت کنند. 7


جمع بندی
با عنایت به آنچه گذشت ، می توان چنین استنباط کرد که : از نظر امام خمینی (ره) ، پنج اصل و قاعده “ نفی سبیل ، دعوت ، تولی و تبری ، تألیف قلوب و قراردادها و عرف بین المللی “ با یکدیگر و بر هم کنش دارند . گرچه قاعده نفی سبیل بر سایر اصول حاکم است . از نظر ایشان ، دیپلماسی اسلامی آمیخته ای از ارزش و روش است که حتی باید اخلاق گرایی در خصوص وسیله های نیل به هدف مراعات گردد . در باور امام خمینی (ره) ، قاعده نفی سبیل ابتدا از چپاولگریها و مداخلات  بیگانگان جلوگیری می کند و سپس استقلال و حق تصمیم گیری دولت اسلامی را تضمین می نماید . 
در باب اصل دعوت ، ایشان ابتدا ملت ها را مورد خطاب قرار می دادند تا از رهگذر صدور پیام معنویت ، عدالتخواهی و آزادیخواهی به مسلمانان و مستضعفان ، حکومتها نیز در مسیر مطلوب و صحیح قرار گیرند . و در این باره بر دعوت عملی علاوه بر دعوت گفتاری و مکاتبه ای تأکید فزاینده داشتند . از نظر ایشان اصل تولی و تبری از قواعد عمده تنظیم روابط و مناسبات دولت اسلامی با سایر کشورها ، بر اساس مرز بندی های عقیدتی و نوع رفتار طرف مقابل است که در این رابطه بر مفهوم موسع این اصل تأکید داشتند . در مرتبه بعد ، اصل تألیف قلوب را نیز ضامن حمایت از مسلمان و مستضعفان می دانستند . در نهایت ، پایبندی به معاهدات و عرف  بین المللی را با توجه به « قاعده الزام » و در  صورت تحقق شرط تحفظ و قاعده لا ضرر و تطابق محیط عینی ـ عملیاتی با محیط ادراکی ـ روانشناختی دولت ـ ملت ها امری لازم برای برقراری صلح و عدالت در عرصه بین المللی تلقی می نمودند . با عنایت به این قواعد واصول است که رویکرد دولت اسلامی در قبال سایر دولت ها و نیز در رابطه با سازمآن های بین المللی تعیین می شود و مناسبات دوجانبه و چند جانبه حکومت اسلامی در چارچوبی معین شکل می گیرد. 
از مجموع بیانات امام خمینی (ره) می توان چنین استنباط کرد که : دیپلماسی اسلامی محصور و منحصر به روابط با دولت ها نیست ، بلکه روابط با ملت ها و نهضت ها را نیز شامل می شود . از این رو ، دیپلماسی اسلامی را بر اساس اولویت ؛ ارتباط با ممالک اسلامی ، سپس آزادیخواه و نهایتاً قدرتهای غیر استکباری مبتنی می دانستند و بنیاد مشروع و مردمی حکومتها را معیار برقراری روابط دیپلماتیک تلقی می کردند . در نهایت ، دیپلماسی اسلامی از نظر امام خمینی (ره) ، شیوه ای برای نشر تعالیم حیات بخش اسلام و صدور پیام معنویت و آزادی و استقلال به جهانیان محسوب می گردد . بر این اساس ، وسیله بایستی در مسیر هدف جهت یابد و با تأثیر پذیری از هدف مقدس ، ابزارهای مشروع مورد بهره برداری دست اندرکاران روابط دیپلماتیک قرار گیرند .
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •