چرا سنجابی و امینی پیشنهاد نخست وزیری را نپذیرفتند؟

چرا سنجابی و امینی پیشنهاد نخست وزیری را نپذیرفتند؟

در ماه های منتهی به انقلاب سنجابی و امینی هر دو به اوضاع سیاسی کشور و قدرت امام (ره) آگاه بودند و می‌دانستند کار رژیم به پایان خود رسیده و بدون مذاکره با امام انجام هر اقدامی سخت و ناممکن است.

کافه تاریخ- مقالات

 

با بحرانی شدن اوضاع سیاسی کشور در سال 57، شاه به توصیه و پیشنهاد آمریکا مجبور شد با تغییر دولت ازهاری، از کشور خارج شود. در این شرایط انتخاب فردی از جبهه ملی بیش از سایر احزاب و گروه‌ها مطرح بود. شاه امیدوار بود با انتخاب فردی از اعضای جبهه ملی بتواند رضایت نسبی مخالفان را کسب نماید. از این رو و در راستای این هدف، با چند نفر از اعضای جبهه ملی از جمله علی امینی و دکتر کریم سنجابی تماس گرفت و از آن‌ها خواست تا پست نخست‌وزیری را بر عهده بگیرند؛ اما این افراد با امتناع از پذیرش این مسئولیت، زمینه نخست‌وزیری بختیار را فراهم نمودند. با توجه به این موضوع، سؤالی که مطرح است این است که چرا سنجابی و امینی، با پیشنهاد شاه موافقت نکردند؟ در ادامه به بررسی پاسخ این سؤال پرداخته می‌شود.


تماس شاه با اعضای جبهه ملی جهت نخست‌وزیری
بعد از آشکار شدن ناتوانی دولت ازهاری در آرام نمودن اوضاع، شاه تصمیم گرفت با مخالفان به اصطلاح ملایم تماس بگیرد و از آنان در تثبیت وضعیت کشور استفاده نماید. از این رو از جبهه ملی یاری می‌خواهد و شنیده می‌شود که ملاقاتی بین شاه و دکتر سنجابی انجام گرفته، این ملاقات باورپذیر نبود چراکه امام خمینی اعلام کرده بود که هر کس با شاه و دولت او مذاکره کند مطرود می‌شود ولی بعداً سنجابی این ملاقات را تأیید و دلایل و جهات آن را توضیح داد.1 استدلال شاه برای انتخاب افرادی از جبهه ملی در ابتدا متأثر از توصیه و پیشنهادات آمریکا و برخی از سیاستمداران بود؛ اما خود شاه نیز بتدریج به این نتیجه رسید که افرادی از این حزب را انتخاب نماید. به عبارتی شاه برای گزینش اعضا سعی داشت افرادی را انتخاب نماید که به او وفادار باشند. در عین حال بین مردم بدسابقه نباشند و به هر حال تا جایی که ممکن است از چهره‌های موجهی انتخاب شوند.2 در ابتدا نام افراد زیادی در این رابطه مطرح شد. کریم سنجابی، علی امینی، صدیقی، سحابی، اللهیار صالح، دکتر علی‌اکبر سیاسی و.. از جمله افرادی بودند که شاه به آنها پیشنهاد عضویت در شورای سلطنت و قبول پست نخست‌وزیری را داد؛ اما این افراد از پذیرش آن امتناع نمودند. البته ابتدا نام دکتر غلامحسین صدیقی مطرح بود. صدیقی فردی ملی و شخصیتی برجسته بود؛ وی شرط قبول نخست‌وزیری را خروج شاه از کشور اعلام نمود؛ اما شاه حاضر به قبول شرط او نشده بود.3 از این رو شاه به سراغ افراد دیگری چون امینی و سنجابی رفت که آنها نیز پیشنهاد شاه را رد کردند.


چرا سنجابی و امینی پیشنهاد شاه را نپذیرفتند؟
در رابطه با اینکه چرا سنجابی و امینی پیشنهاد شاه را نپذیرفتند دلایل مختلفی ذکر شده است؛ اما یکی از مهمترین دلایلی که در این رابطه به آن شاره شده است، عدم رضایت و تأیید امام (ره) با این موضوع است. چنانچه وقتی شاه با امینی در خصوص تشکیل دولت ائتلافی و نخست‌وزیری صحبت نمود، امینی با یادآوری این نکته که امام مخالف این موضوع است با آن مخالفت نمود. امام پیش از آن فرموده بودند که هیچ شرطی قابل مذاکره نیست و هیچ مهلتی در صورتی که نتیجه‌ آن تأمین ادامه‌ وضع موجود باشد، قابل قبول نیست.4 امینی می‌دانست در صورت توافق و پذیرش این پیشنهاد با موج سنگین مخالفت مردمی مواجه خواهد شد و از سویی امکان تغییر اوضاع در آن شرایط کاری بس دشوار و ناممکن است. بعد از مخالفت امینی، شاه به سنجابی روی آورد و از او خواست عهده‌دار دولت شود. سنجابی در پاسخ به این پیشنهاد می‌گوید: «در صورتی که ملت پیشنهاد کند و مورد تائید آیت‌الله خمینی قرار بگیرم حاضرم حکومت موقت را تشکیل دهم.» اما وی نهایتاً اعلام کرد: «با وجود بقای نظام سلطنتی غیر قانونی، با هیچ ترکیب حکومتی موافقت نخواهم کرد.»5 سنجابی به خوبی با نظریات امام در خصوص ادامه سلطنت شاه و همکاری با این رژیم آگاه بود. او پیش از آن در ملاقات با امام، نظر او را در خصوص احراز پست و همکاری با رژیم جویا شده بود. سنجابی در آن ملاقات خواسته بود موافقت امام خمینی را برای قبول مسئولیت به دست بیاورد که امام در ملاقات با وی در پاریس با آن موافقت نکرده بود.6 
وی بعدها در خصوص آن ملاقات گفت: من به طور اجمال، مذاکراتی را که در پاریس با آقای خمینی راجع به حکومت اسلامی و مجاهدات علما و مراجع تقلید برای برقراری مشروطیت شده بود گزارش دادم.7 سنجابی در ادامه به اعلامیه سه ماده‌ای خود که بعد از این دیدار منتشر کرده بود نیز پرداخته و به فقدان مشروعیت قانونی رژیم سلطنتی و تأثیر آن بر عدم پذیرش پیشنهاد شاه نیز اشاره می‌کند: «راجع به اعلامیه پاریس گفتم که در این اعلامیه بیان شده که نظام حکومت ایران امروزه برخلاف قانون اساسی و اصول مشروطیت از بین رفته و بنابراین فاقد پایگاه قانونی است و این مطلب تازه‌ای نیست که ما بیان کرده باشیم.»8 گذشته از اینها دکتر سنجابی نیز به مانند امینی از شرایط سیاسی کشور و ناپایدار بودن قدرت رژیم به خوبی آگاه بود. او می‌دانست حتی در صورت پذیرش پیشنهاد شاه و بر عهده گرفتن ریاست دولت، شانسی برای تغییر اوضاع به نفع سلطنت ندارد. سنجابی در این رابطه گفته بود «در این موقعی که بنده در مقابل این مطلب و این تکلیف قرار گرفته بودم که مسئولیت حکومت را در دست بگیرم، متوجه بودم که کار اداره ایران... با گروه‌های مختلفی که در حال مبارزه هستند و با نیرویی که روحانیت مخصوصاً شخص آیت‌الله خمینی پیدا کرده که هر روز در همه خیابان‌ها شعار به نام ایشان می‌دهند و شبها به نام ایشان الله اکبر می‌کشند... غیرممکن و نامقدور است.»9 سنجابی و امینی هر دو به اوضاع سیاسی کشور و قدرت امام (ره) آگاه بودند و می‌دانستند کار رژیم به پایان خود رسیده و بدون مذاکره با امام انجام هر اقدامی سخت و ناممکن است.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •