تیشه ای که فرانسوی ها به آثار باستانی ایران زدند!

تیشه ای که فرانسوی ها به آثار باستانی ایران زدند!

آنگونه که از واقعیت های تاریخی بر می آید «امتیاز حفریات شوش به یک باستان‌شناس فرانسوی به نام مارسل اوگوست دیولاقوی واگذار شد که با جمع دیگری دو سال در ایران به حفاری پرداختند. نیمی از آثار مکشوفه را که ارزشی نداشت به ایران دادند و آن نیم دیگر را که مهم و اصلی و گرانبها بود به فرانسه بردند و در موزه لوور گذاشتند. بعدها با فرمان مظفرالدین شاه قرارداد حفریات تمیدید شد و فرانسویان این بار در حدود پنج هزار قطعه آثار نفیس ایران را به فرانسه حمل کردند.»

کافه تاریخ- مقالات

 

 آنگونه که از واقعیت های تاریخی بر می آید «امتیاز حفریات شوش به یک باستان‌شناس فرانسوی به نام مارسل اوگوست دیولاقوی واگذار شد که با جمع دیگری دو سال در ایران به حفاری پرداختند. نیمی از آثار مکشوفه را که ارزشی نداشت به ایران دادند و آن نیم دیگر را که مهم و اصلی و گرانبها بود به فرانسه بردند و در موزه لوور گذاشتند. بعدها با فرمان مظفرالدین شاه قرارداد حفریات تمیدید شد و فرانسویان این بار در حدود پنج هزار قطعه آثار نفیس ایران را به فرانسه حمل کردند.»


مناسبات خارجی در دوره قاجار تحت‌الشعاع بازی دو قدرت بزرگ انگلیس و روسیه بود. به دلیل نقش پررنگ این دو کشور در صحنه سیاست ایران، دیگر قدرتهای اروپایی بنا به دلایلی از جمله عدم درگیری با دو قدرت مذکور، علاقه چندانی به حضور در مسائل سیاسی ایران نداشتند. با این حال روابط محدود با کشورهایی چون فرانسه در ابعاد دیگری چون مسائل فرهنگی، پابرجا بود. فرانسه در برهه‌هایی از حکومت قاجاریان روابط محدودی را با ایران برقرار نمود؛ اما این وضعیت، هیچگاه به روابط سیاسی پایدار و مستمر منجر نشد. بر اساس این مقدمه در ادامه به روابط ایران و فرانسه در دوره فاجار پرداخته می‌شود.


روابط ایران و فرانسه در دوره پیش از قاجار
روابط ایران و کشورهای اروپایی منجمله فرانسه در دوران پیش از قاجار چندان گسترده نبود و عمدتاً در حوزه‌های تجاری و بازرگانی محدود بود. البته در بعد نظامی نیز روابطی میان ایران و برخی از کشورهای اروپایی برقرار شد؛ اما این روابط نیز وسعت و استمرار زیادی نداشت. رابطه با فرانسه نیز بسان دیگر کشورهای اروپایی، در سطح ابتدایی قرار داشت. البته در آن دوره به دلیل اختلافات فرانسه با روسیه، این کشور تلاش کرد تا از ایران و حتی عثمانی که دشمن ایران بود علیه روسیه استفاده کند. به عبارتی فرانسویان در دیپلماسی خود درصدد بودند ایران و عثمانی را علیه روسیه متّحد کنند. اما با این حال مناسبات ایران و فرانسه از زمان سقوط صفویه تا روی کارآمدن قاجاریه، در سطوح پایین برقرار بود.1 


روابط ایران و فرانسه: اولین ارتباطات
اولین ارتباط ایران و فرانسه در دوره قاجار به حکومت فتحعلی شاه و جنگهای ایران و روسیه بازمی‌گردد. طی این جنگ که در سال 1218 میان دو کشور رخ داد، فتحعلیشاه ابتدا از انگلیس درخواست کمک نمود؛ اما از آنجا انگلیس تمایل چندانی به درگیری با روسیه نداشت و از سویی در آن برهه در روابط مناسبی با روسیه به سر می‌برد، درخواست پادشاه قاجاری  را رد نمود. از این رو فتحعلیشاه به قدرت دیگر اروپا یعنی فرانسه متوسل شد که با امپراطوری ناپلئون بناپارت آوازه خاصی را برای خود کسب نموده بود. ناپلئون با تمرکز قدرت در دست خود به یک رشته جنگهای طولانی علیه اروپا دست زد که در همه جا با موفقیت همراه بود.2 از این رو فتحعلی شاه قاجار، طی نامه‌ای تقاضای خود را به دست امپراطور فرانسه رساند. 
ناپلئون بعد از دریافت درخواست پادشاه قاجاری، به او پاسخ مثبت داد و او را به جنگ با روسیه ترغیب نمود. این توافقات، در قالب عهدنامه فین‌کنشتاین در یک مقدمه و شانزده ماده بین طرفین منعقد شد و حتی ژنرال گاردان که با هدف امضای عهدنامه فین کنشتاین به ایران آمده بود، اقداماتی را در راستای تشدید دشمنی ایران نسبت به روسیه و انگلیس انجام داد. اما بعد از وارد شدن ایران به جنگ با روسیه، ناپلئون طی اقداماتی روابط خود با روسیه را بهبود بخشید و از ایران نیز خواست نمود با روسیه صلح نماید. درواقع فرانسه با زیرکی و بر حسب منافع سیاسی خود، ایران را در جنگ با روسیه تنها گذاشت و ضربه بزرگی بر کشور وارد کرد. بعد از این ماجرا، رابطه ایران و فرانسه تا حدودی فروکش کرد و روابط سیاسی چندانی میان دو کشور تا زمان ناصرالدین شاه به وجود نیامد. «در زمان ناپلئون سوم و ناصرالدین شاه روابط ایران و فرانسه بسیار دوستانه بود. در این دوره نمایندگی‌های دائمی دو کشور در تهران و پاریس تأسیس شد و با میانجیگری ناپلئون سوم پیمان صلح ایران و انگلیس منعقد شد.»3 با این حال، از دوره ناصرالدین شاه به بعد روابط دو کشور بیشتر به مسائل فرهنگی و غیرسیاسی محدود شد.


روابط ایران و فرانسه از دوره ناصرالدین شاه به بعد
در دوره ناصرالدین شاه روابط ایران و فرانسه تا حدودی بهبود و گسترش یافت؛ اما این روابط عمدتاً در سطوح فرهنگی بود. هدف ناصرالدین شاه از ایجاد ارتباط با فرانسه استفاده از دستاوردهای این کشور و بهبود روابط سیاسی بود. البته امیرکبیر، صدراعظم معروف و اصلاحگر دوره ناصری نیز با اتخاذ سیاست موازنه منفی، به فرانسه به عنوان نیروی سوم می‌اندیشید. بر این اساس در راستای ایجاد و شکل‌گیری روابط میان دو کشور «در سال 1873 که ناصرالدین شاه ضمن نخستین سفر خود به اروپا از فرانسه دیدن کرد. نظر به اینکه اولین رئیس کشوری بود که بعد از شکست فرانسه از آن کشور دیدن می‌کرد دولت مزبور پذیرائی مجلل و باشکوهی از وی به عمل آورد و از این فرصت استفاده زیادی در تحکیم موقعیت بین‌المللی خود نمود.»4 اما علیرغم علاقه دو کشور به گسترش روابط سیاسی و اقتصادی، ارتباطات بیشتر در حوزه فرهنگی شکل گرفت و فرانسه که در دوران ناپلئون سوم نسبت به سایر رقبای سیاسی خود قدرت زیادی برای مانور نداشت، برای آنکه از غافله امتیازگیری از ایران عقب نماند، تلاش نمود امتیازاتی را در حوزه فرهنگی و از جمله باستان‌شناسی اخذ نماید.
 بدین ترتیب «امتیاز حفریات شوش به یک باستان‌شناس فرانسوی به نام مارسل اوگوست دیولاقوی واگذار شد که با جمع دیگری دو سال در ایران به حفاری پرداختند. نیمی از آثار مکشوفه را که ارزشی نداشت به ایران دادند و آن نیم دیگر را که مهم و اصلی و گرانبها بود به فرانسه بردند و در موزه لوور گذاشتند. بعدها با فرمان مظفرالدین شاه قرارداد حفریات تمیدید شد و فرانسویان این بار در حدود پنج هزار قطعه آثار نفیس ایران را به فرانسه حمل کردند.»5 البته ظاهراً این امتیاز تنها جنبه فرهنگی داشت؛ اما وقتی به جزئیات این امتیاز و نوع بهره‌برداری فرانسوی‌ها نگریسته می‌شود ماهیت استعماری و بهره‌برداری یکنجانبه فرانسه از این امتیاز ثابت می‌گردد. 
چنانچه عبدالغفار نجم‌الدوله (1255ـ1326) در کتاب سفرنامه خوزستان به کند و کاوهای بی‌حساب فرنگیان در شوش اشاره می‌کند و از اولیای دولت می‌خواهد که از این گونه فعالیّتها ممانعت کنند. او می‌نویسد: «آیا رعایای دولت ایران هر چند معتبر و مقتدر باشند، ممکن است در خاک فرنگ تیشه بر زمین بزنند، در جایی که از آن بی‌مصرف تر نباشد؟»6 طبق توافقنامه میان ایران و فرانسه در زمینه امتیاز باستان‌شناسی مقرر شده بود این کشور بعد از کشف آثار تاریخی نیمی از آن آثار را به ایران بدهد، در زمان کاوش، آسیبی به بناها و آثار تاریخی نرساند و از سویی هرگونه طلا و یا فلزات کشف شده گرانبها به ایران تعلق گیرد؛ اما بعدها مشخص شد که این کشور به هیچ یک از وعده‌های خود عمل نکرده و نه تنها آثار مکشوفه را به صورت مساوی در اختیار ایران قرار نداده است، بلکه برای آنکه دست سایر قدرتها از جمله انگلیس به برخی از آثار تاریخی نرسد، بسیاری از آنها را تحریب کرده است. 
بر این اساس می‌توان گفت، ماهیت استعماری کشورهای غربی تنها به روابط سیاسی و اقتصادی محدود نبود، بلکه مطامع سیاسی و شخصی این کشورها حتی در حوزه‌های فرهنگی که مربوط به تاریخ و هویت مشترک میلیون‌ها انسان در گذشته است نیز دیده می‌شود.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •