ناصرالدین شاه به روایت نوه اش

ناصرالدین شاه به روایت نوه اش

ناصرالدین شاه با چهره‌ای گشاده ومطبوع بود: چشم‌های گیرا و درخشانش هر دلی را مجذوب می‌ساخت و نگاه ملایمش را چنان نفوذی بود که در دل هر کس اثری شگفت می‌بخشید و خواه و نخواه در حلقۀ اطاعتش می‌کشید ولی گاه خشم، آن نگاه آرام را چنان سختی و تندی پدید می‌گشت که کس را یارای تحمل آن نبود و شراره‌ای که از دیدگانش می‌جست خرمن نیروی هر جسوری را می‌سوخت.

کافه تاریخ- تاریخ شفاهی

 

ناصرالدین شاه با چهره‌ای گشاده ومطبوع بود: چشم‌های گیرا و درخشانش هر دلی را مجذوب می‌ساخت و نگاه ملایمش را چنان نفوذی بود که در دل هر کس اثری شگفت می‌بخشید و خواه و نخواه در حلقۀ اطاعتش می‌کشید ولی گاه خشم، آن نگاه آرام را چنان سختی و تندی پدید می‌گشت که کس را یارای تحمل آن نبود و شراره‌ای که از دیدگانش می‌جست خرمن نیروی هر جسوری را می‌سوخت. دماغی کشیده و اندکی برگشته، سبلتی بلند و راست و لبانی مردانه و متبسم داشت. موهای سرش در اوان جوانی ریخته بود و دامن پیشانی فراخ تا فرق درخشانش کشیده می‌شد. اندامی معتدل، حرکاتی موزون، رفتاری برازنده و دست و پایی ظریف داشت. با زیردستان به رأفت و عطوفت سلوک می‌کرد و برای فراهم ساختن آسایش رعایا و آرامش کشور دمی نمی‌آسود. ولی چه سود که یک تنه بر بیگانگان نیرومند یارای پیروزیش نبود. برای خدمتگزاران پدری مهربان و برای خیانتکاران مواخذی سختگیر بود.

او را طبعی حساس و ذوقی سرشار و به شعر و ادب تمایل بسیار بود. خود شعر خوش می‌سرود و اشعار بسیار از استادان سخن ایران و عرب از بر داشت. دیوانش مشتمل بر چند صد بیت است که به چاپ رسیده.

در آغاز تذکرۀ مجمع‌الفصحا نیز دویست بیت از اشعارش ضبط افتاده که برای نمونه غزلی از آن میان در اینجا آورده می‌شود:

ای روی ماه ترا صد بنده همچو پری / از رفتن تو رسد خجلت به کبک دری

تشبیه روی ترا هرگز به مَه نکنم / زیرا که در نظرم زیبا‌تر از قمری

خورشید بزمگهی، سلطان هر سپهی / شایستۀ کلهی زیبندۀ کمری

پیش تو بنده شدن بهتر ز پادشاهی / پای تو بوسه زدن، خوش‌تر ز تاجوری

دادی به کف قدحم، در عینِ تشنه لبی / کردی ز خود خبرم در عین بی‌خبری

فارغ ز هر دهنی کردی به یک سخنم / هرگز چنین سخنی نشنیدم از دگری

تا در محیط غمت افتاده کشتی من / آسوده دل شده‌ام از موجِ هر خطری

من با سپر چه کنم، ای تُرکِ سخت‌کمان / زیرا که می‌گذرد تیرت ز هر سپری

بگذشتی از سرِ کین بر شاه ناصردین / بر قبله‌گاهِ زمین، زینسان مکن گذری»

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •