نقش مطبوعات داخلی و خارجی در نهضت ملی شدن نفت

نقش مطبوعات داخلی و خارجی در نهضت ملی شدن نفت

در اثر این سیاست آزادی مطلق و بدون حد و مرزی که از سوی دکتر مصدق نسبت به مطبوعات اتخاذ گردید، بسیاری از مطبوعات، با همراهی بیگانگان، با لجام گسیختگی در گسترش سیاستهای آنان، به ویژه انگلیس، ناآگاهانه تلاش می‌کردند و با خشونت در رقابتهای مطبوعاتی فضای کشور را متشنج می‌ساختند. در این میان، مطبوعات حزب توده و طرفدار شوروی نه‌ تنها از واگذاری امتیاز نفت به شوروی ها علناً جانبداری می‌کردند بلکه نواحی شمالی ایران را در حکم حریم امنیت شوروی ها می‌دانستند...

کافه تاریخ- مقالات

 

نهضت ملی شدن نفت حرکتی مهم بود که در آن آحاد ملت در سراسر ایران تلاش می‌کردند. عملکرد و اهمیت مطبوعات مبارز در تحولات و بحرانهای این مقطع تاریخی در به دست آوردن دستاوردهای نهضت و برملا ساختن توطئه‌های انگلیس انکارناپذیر است.  به‌رغم درصد پایین سواد در بین مردم، مطبوعات به واسطه تأثیرگذاری بر نخبگان و اقشار باسواد، برعامه مردم نیز تأثیر می‌گذاشتند و در کنار رادیو و رسانه‌های سنتی افکار عمومی را شکل می‌دادند.تا قبل از روی کار آمدن دولت دکتر مصدق بهار و خزان مطبوعات بستگی به میزان قدرت دولت مرکزی در ایران داشته است به این معنا که هرگاه دولت مرکزی مقتدر و پرقدرت بود، مطبوعات حال نزاری داشته و بی‌رمق بوده‌اند. در مقابل، هرگاه دولت مرکزی ضعیف بود، مطبوعات قدرت مانور و تأثیرگذاری بیشتری داشته‌اند.1


مطبوعات و ملی شدن صنعت نفت
از همان ابتدای ورود رسانه مطبوعات به ایران، بیگانگان و استعمارگران کهنه‌کاری چون انگلیس با نفوذ در لایه‌های درونی مطبوعات ایران در حفظ منافع خود می‌کوشیدند. با روی کار آمدن دکتر محمد مصدق در سال 1330 و آغاز علنی شدن مبارزات برای ملی شدن صنعت نفت، به یکباره فضای سنگین فشار و اختناق از روی دوش مطبوعات برداشته می‌شود. هرچند مصدق می‌کوشید سلطنت را در چارچوب قانون اساسی کشور محدود کند اما، با مداخله دولت های بیگانه و عدم بلوغ سیاسی، اوضاع چنانکه لازم بود سر و سامان نمی‌یافت.2 
دکتر مصدق معتقد بود آزادی مطبوعات، در هر شکلی، می‎تواند ستون خیمه یک مملکت دمکرات باشد. از این‌رو، از همان روز اول که نخست‌وزیر شد اعلام کرد تمام روزنامه‎ ها حق دارند هر چه می‎خواهند به من و خانواده ‎ام بگویند و از مصونیت کامل برخوردارند و به هیچ‌ وجه من‎ الوجوه نباید مزاحمتی برای آنها باشد.3 
در اثر این سیاست آزادی مطلق و بدون حد و مرزی که از سوی دکتر مصدق نسبت به مطبوعات اتخاذ گردید، بسیاری از مطبوعات، با همراهی بیگانگان، با لجام گسیختگی در گسترش سیاستهای آنان، به ویژه انگلیس، ناآگاهانه تلاش می‌کردند و با خشونت در رقابتهای مطبوعاتی فضای کشور را متشنج می‌ساختند. در این میان، مطبوعات حزب توده و طرفدار شوروی نه‌ تنها از واگذاری امتیاز نفت به شوروی ها علناً جانبداری می‌کردند بلکه نواحی شمالی ایران را در حکم حریم امنیت شوروی ها می‌دانستند.4 
اگرچه، با همة این رقابت های مطبوعاتی، فشار افکار عمومی در ماجرای تصویب اصل ملی شدن صنعت نفت باعث شد که تقریباً همه مطبوعات موضع‌ گیری مثبت، جانبدارانه و یا حداقل بدون تحریک و تهاجم اتخاذ نمایند و در پدید آمدن اتحاد ملی و افشای دسیسه‌های دشمنان عملکرد مؤثری داشته باشند اما به تدریج از همان هفته‌ های آغاز دولت جدید، آثار منفی رقابتها و اختلافها و درگیریهای مطبوعاتی و حزبی، هم در سطح نهادهای سیاست و هم در سطح جامعه و بین عموم مردم، روبه افزایش و گسترش گذارد.5 
ادبیات هتاکانه، مبتذل، تشنج‌آفرین و آکنده از دروغ و افترا، که نشانه حاکمیت لمپنیسم و اوباشگری بر بسیاری از مطبوعات بود، دامنه خود را به اکثر قریب به اتفاق مطبوعات مهم و مطرح آن دوره کشانده بود. اغلب مطبوعات وابسته به بیگانگان، چنان فضای تعارض، بدبینی، نفاق و فتنه  ‎گری را در کشورمان دامن زدند که مجموعه این حرکتها در آماده‎ سازی شرایط سیاسی و اجتماعی آگاهانه یا ناآگاهانه نه‌ تنها باعث طرد شدن انگلیس از صحنه رویارویی با ایران نشد بلکه روز به روز  سیاستهای انگلیس در ایران گسترش بیشتری یافت.
در کنار این مطبوعات وابسته، بسیاری از روزنامه‌ نگاران مبارز، که با مطبوعات نوپا و مستقل و با هدف اتحاد ملی برای مبارزه با بیگانگان منتشر می‌شدند، با اختصاص دادن بیشترین صفحات خود به رویدادهای پشت پرده نهضت نفت و سنگ‌ اندازی بیگانگان همواره در صف مردم به افشای غارت گریهای انگلستان می‌پرداختند و تا پیروزی نهایی نهضت استعمارستیزانة نفت از بذل جان و مال خود دریغ نداشتند.


شایعه ‎پراکنی رادیو بی‎ بی ‎سی و جبهه‎ گیری مطبوعات
علاوه بر تولید داخلی، ترجمه برخی از مقالات و اخبار خارجی، خبرگزاریها و مطبوعات غربی یا شرقی ــ مانند تایمز لندن، رویتر، آسوشتیدپرس، بی‌بی‌سی لندن، تایم آمریکا ــ با توجه به مواضع دولتهای انگلیس و آمریکا، اخبار ایران را بازتاب می‌دادند؛ اما در این میان، رادیو بی‌ بی‌ سی بیش از دیگر رسانه‌های خارجی عمل می‌کرد. در واقع، در آن سالها یکی از حربه‌های استعماری انگلستان برای نفوذ در لایه‌های مختلف جوامع جهان سوم، به ویژه در اذهان روشنفکران و دانشجویان، استفاده از رسانه رادیو موسوم به رادیو بی بی سی بود. انگلیس، با هوشیاری بسیار و در ظاهر با نگاهی بیطرفانه و گاه دلسوزانه، به تحلیل و تفسیر وقایع پراهمیت می‌پرداخت و پس از تفرقه‌افکنی و تبلیغ افکار و منافع استعمارگرانه خود بسیاری از اقشار مختلف را با خود همسو می‌کرد و بدین ترتیب با کمترین هزینه به مقاصد شوم خود می‌رسید؛ کمااینکه این طعمه‌یابی آسان امروز نه‌ تنها با رادیو بی‌ بی‌ سی بلکه با تلویزیون بی‌ بی‌ سی و صدها مطبوعات در سراسر جهان، که با پیشبرد منافع استعمارگرانه انگلستان تولید و نشر می‌شوند، ادامه یافته است.
در دوران مبارزه برای ملی شدن نفت نیز انگلستان از طریق رادیو بی‌ بی‌ سی با تمام جزئیات هر روز وقایع را به نفع خود برای جهانیان تحلیل و تفسیر می‌کرد. با این همه، آن‌گونه که می‌خواست نتوانست بر اذهان مردم ایران غلبه کند. روزنامه مهد آزادی تبریز،  با افشای این دسیسه قدیمی انگلیس، در مقاله‌ای تحت عنوان «مشاور مخصوص!» مردم را به آگاهی دعوت کرده  می‌نویسد: «دولت استعمار‌طلب انگلیس، در نقاب شرکت نفت سابق، پس از نیم قرن غارت و چپاول امروز که بیداری توده‌های ملت ایران و سرنگونی خویش را می‌بیند به دست و پا افتاده و بلندگوی لندن از هرگونه کارشکنی درباره دولت دکتر مصدق خودداری نمی‌کند.»6 تا اینکه در واقعه قیام سی‌ام تیر با شایعه‌ پراکنی بسیار توانست بسیاری از روزنامه‌ نگاران را با مقاصد خود همسو کند.
در واقع، انگلستان، که از هر فرصت برای طعمه‎ یابی مقاصد استعمارگرانه خویش استفاده می‎کرد، این بار سعی کرد از طریق رادیو بی ‎بی ‎سی از فرصتی که خود به وجود آورده بود استفاده کند و نتیجه گرفت و اعلام کرد که ایران در چنگال کمونیسم گرفتار است و اگر انگلستان از ایران برود کمونیستها سراسر ایران را خواهند بلعید و بدین ترتیب دولت شوروی به آسانی به پهنه دریای خلیج‎فارس مسلط خواهد شد.
بدین ترتیب، ایران هراسی عظیم را به آمریکا القا نموده  آمریکا را نیز در مقابل ملی شدن صنعت نفت همراه خود ساخت تا آنجا که برای حفظ منافع انگلستان در ایران کودتا کردند و با نام آزادی با خنثی کردن آثار ملی شدن صنعت نفت و دربند کشیدن آزادمردان به مدت چند دهه حکومت سیاه را بر ایران تحمیل کردند.7 
شایعه‌ پراکنی رعب و وحشت رادیو انگلستان در میان نویسندگان و مطبوعاتیهای ایران نیز دودستگی و تفرقه انداخت و بسیاری از روزنامه‌ نگاران، به گفته مهد آزادی، «مشتی معلوم‎الحال خوش‎سابقه! علیه مصالح ملت و به نفع انگلستان قلمزنی کردند.»8  و «آشوبگران مبارز! و پیشتازان ورشکسته با اعمال ننگین 23 تیر ماه با مزدوری و بیگانه‌ پرستی خود را به دنیا ثابت کردند.»9  در مقابل، مطبوعات مبارز، با افشای چهره جنایتکارانه آنها، مردم را به آگاهی در برابر توطئه جدید انگلستان فرامی‎خواندند. در این مورد، مهد آزادی می‌نویسد: «در جریان فاجعه خونین و دردناک یکشنبه 23 تیر، جمعیت ملی! مبارزه با شرکتهای استعماری، ملی بودن و ماهیت ضد استعماری خود را به خوبی علنی ساخت و افراد ملعبه و عروسکهای خیمه‌شب‌باز آن ــ در راه تأمین منافع لردان نفتخوار سینه سپر کرده ــ عده‌ای بیگناه را به کشتن دادند. خون هایی که سطح خیابانها را گلگون کرد قلوب ایرانیان را نیز خونین و متأثر نمود و جراید را از جنبه‌ های مختلف به اظهار تأسف واداشت چنانکه این واقعه جنایت‌بار منطق فولادین در اختیار سرسپردگان و نوکران شرکت سابق نفت باشد تا مشتی سفسطه‌ چی دولت ملی و دموکرات فعلی را متهم و مسئول خونهای ریخته شده نفسهای مقتول بدانند و سخنگوی یاوه‌ گوی رادیو لندن به قول باختر امروز کبکش خروس بخواند و داد سخن بدهد که: «فاجعه روز یکشنبه نشان داد که دکتر مصدق حاکم و مسلط بر امور کشور نمی‌باشد و کمونیستها در کمین هستند که ایران را ببلعند و اگر انگلستان پای خود را از ایران کنار بکشد کار ایران تمام شده است...» مشتی معلوم‌ الحال ــ خوش‌سابقه! که با کمال وقاحت و بیشرمی از بدو امر نفت ــ یعنی از آغاز جنبش حق‌طلبانه و ضد استعماری ملت ایران، و شاید از خیلی پیشتر تا به حال، حالا که آمال ملی تحقق می‌یابد اخلال و کارشکنی نموده علیه مصالح ملت ما اقداماتی ناروا کرده و ناشیانه برخلاف جریان قدم برداشته‌اند اینک سخت در تکاپو و تلاش‌اند و با دست خود چوبه‌ های دار انتقام برپا می‌کنند و، بیشتر از پیش، خود را در محکمه افکار عمومی محکوم به مجازات و کیفر خائنانه می‌نمایند.10 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •