زنان بدقدمی که مجبور به ترک دربار هستند

زنان بدقدمی که مجبور به ترک دربار هستند

هر گاه ایرانی به هنگام تحصیل زن و اسب و خانه با موفقیتی روبرو شود دیگر آن را به هیچ قیمت از دست نمی‌دهد؛ برعکس هر گاه دچار ناملایمی گردد می‌کوشد هر چه زودتر از شر آن خلاص شود...

کافه تاریخ- سبک زندگی

 

مردم قاجار عقاید و باورهای خاصی پیرامون نحسی و شومی داشتند. از این برخی از مسائل می‌توانست برای آنها خوش یمنی به ارمغان آورد و برخی هم بدیمنی. این موضوع هیچ گونه بار اعتقادی، علمی و مذهبی نداشت و برگرفته از ذهنیت خاص آنان، انتقال از پیشینیان و خرافات آنان بود. 
«عقیده به خوش یمن بودن و نبودن و «آمد» داشتن و نداشتن سه چیز در مردم رسوخ یافته است: زن و اسب و خانه. در مورد زن و اسب اصطلاح خوش قدم و بدقدم بودن هم بکار می‌رود. هر گاه ایرانی به هنگام تحصیل یکی از این سه با موفقیتی روبرو شود دیگر آن را به هیچ قیمت از دست نمی‌دهد؛ برعکس هر گاه دچار ناملایمی گردد می‌کوشد هر چه زودتر از شر آن خلاص شود. بعضی از زنان شاه فقط از آن رو ناگزیر از ترک حرم می‌شدند که «بدقدم» بودند. اسب‌هائی که پایشان سفید باشد شگون ندارند. عدد سیزده را بخصوص بد و نامیمون می‌شمارند. تاجرها به هنگام شمارش از ذکر آن اجتناب دارند و بعد از دوازده می‌گویند «زیاده» و پس از آن چهارده. هر قوم و قبیله‌ای برای خود در هفت روز هفته روزهای سعد و نحس خاصی دارد. ولی در هیچ کجا اعتقاد به ارواح و اشباح دیده نمی‌شود و برای آن نیز در زبان، لغت خاصی وجود ندارد. اغلب قصه‌هائی از غولهای آدمخوار بیابانی شنیده می‌شود که با آدم‌های گرگ شده قصه‌های اروپائی مطابقت دارد.»1

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •