پیروزی انقلاب مشروطه و آغاز فرآیند نهادسازی

پیروزی انقلاب مشروطه و آغاز فرآیند نهادسازی

انقلابیون به درستى باور داشتند که درباریان و هواداران نظام استبدادى در تهران و حکام ایالات براى انتخاب نمایندگان مجلس علاقه و همکارى ندارند بلکه کارشکنى هم مى‏ کنند. آنان محمدعلى‏ میرزاى ولیعهد را مستبدتر از مظفرالدین‏ شاه مى ‏دانستند و به همین علت مى‏ کوشیدند تا قبل از درگذشت شاه، مجلس شوراى ملى تشکیل شود...

کافه تاریخ- مقالات

 

همزمان با پیروزى انقلاب مشورطه ، عین ‏الدوله از صدارت بر کنار شد و میرزانصرالله خان مشیرالدوله به صدراعظمى منصوب گردید. فرمان انتخابات عمومى از طرف شاه صادر شد و در 26 مرداد 1285، رجال سیاسى و علماى تهران، براى بررسى چگونگى اجراى این فرمان، گردهم آمدند. مظفرالدین‏ شاه بیمار بود و به همین علت، عضدالملک از طرف او جلسه را افتتاح کرد و صدراعظم به نام شاه خطابه ‏اى ایراد نمود. ملک‏ المتکلمین نیز از طرف انقلابیون در سخنانى از این پیروزى ابراز خوشنودى و آرزوى بهروزى کرد. صدراعظم در سخنان خود اظهار داشت که اجراى فرمان شاه مبنى بر برگزارى انتخاب نمایندگان مجلس شوراى ملى، نیازمند تدوین نظام نامة انتخابات است. از این رو، گروهى مأمور این کار شدند.1 شاید بتوان گفت نگارش نظام نامه نخستین عرصة رسمى ظهور و بروز کشمکش سلایق و علایق بازیگران سیاسى بود. بخشى از انقلابیون مى‏ کوشیدند تا در برابر دربار و علما، زمینة بیشترى براى ورود نمایندگان دیگر طبقات فراهم کنند و از نفوذ دربار و علما بکاهند. جناح دربار نیز مى‏ کوشید تا از قدرت پادشاه کاسته نشود، همة قواى مملکت در اختیار او باشد و علما نیز نفوذى در مجلس پیدا نکنند. بخشى از انقلابیون، به ویژه منورالفکران، در مورد جلوگیرى از حضور و نفوذ علما با دربار هم رأى بودند و به قول ملک‏ زاده: «در این قسمت توافق آنها [درباریان] با آزادیخواهان حاصل است.»2 علما هم تلاش مى‏ کردند تا از ورود منورالفکران و غربگرایان و سست‏باوران به مجلس جلوگیرى کنند. با همة این کشمکش ها، از ترجمة متون ملل اروپایى نظام نامه ‏اى تهیه و در 10 شهریور به تأیید مجلس مقدماتى رسید. در همین مدتى که عده‏ اى به نوشتن نظام نامه مشغول بودند، بدبینى میان انقلابیون و دربار هم فروکش نکرده بود. شایع شده بود که شاه نمى‏ خواهد نظام نامه را امضا کند. همچنین گفته مى‏شد که عین‏ الدوله صدراعظم قبل از انقلاب، که بیرون از تهران بود، مى‏خواهد باز گردد و دوباره به قدرت برسد. انقلابیون از این اخبار به شورش آمدند و کوشیدند تا براى تعدادى از افراد هوادار دربار از قبیل امیربهادر، نصرالسلطنه و حاجب‏ الدوله نیز از علماى نجف فتواى تبعید بگیرند.
سرانجام در 17 شهریور شاه نظام نامه را امضا کرد و به عین‏ الدوله هم دستور داد که آهنگ خراسان کند.3 صدراعظم و نایب السلطنه در مجلس حضور پیدا کرده نظام نامة امضا شده را خواندند. این متن چاپ و منتشر گردید و، همزمان با آن، مهدی قلى‏ خان مخبرالسلطنه از سوى دولت براى نظارت بر انتخابات تهران منصوب شد و انتخاب 60 نمایندة طبقات مختلف تهران آغاز گردید.4
با این همه، بدبینى میان دربار و انقلابیون همچنان کارگر بود. انقلابیون به درستى باور داشتند که درباریان و هواداران نظام استبدادى در تهران و حکام ایالات براى انتخاب نمایندگان مجلس علاقه و همکارى ندارند بلکه کارشکنى هم مى‏کنند. آنان محمدعلى‏ میرزاى ولیعهد را مستبدتر از مظفرالدین‏ شاه مى‏دانستند و به همین علت مى‏ کوشیدند تا قبل از درگذشت شاه، مجلس شوراى ملى تشکیل شود. در چنین فضایى، تأخیر و تعلل دولت در فرستادن پیام شاه به ایالات براى برگزارى انتخابات، بر بدبینى انقلابیون افزود.5 به هر ترتیب، از 27 شهریور انتخابات شروع شد و سرانجام در 14 مهرماه نخستین مجلس شوراى ملى با حضور مظفرالدین‏ شاه، به‏رغم بیمارى شدید، و خواندن پیامش افتتاح گردید. در نخستین جلسه، مرتضى‏ قلى‏ خان صنیع ‏الدوله به عنوان رئیس و میرزا حسن‏ خان وثوق ‏الدوله و حاج حسین امین‏ الضرب به عنوان نایب ‏رئیس برگزیده شدند.6  نظامنامة انتخابات، گزینش طبقاتى را پذیرفته بود و به همین علت نمایندگان مجلس شوراى ملى، نماینده طبقات مختلف اجتماعى بودند. قاجاریان و مقام هاى حکومتى، که بیشتر آنها ملاکان بزرگ نیز بودند، بین 27 تا 40 درصد تعداد نمایندگان را تشکیل مى‏دادند.7 در ترکیب اجتماعى مجلس نقش مهم طبقة متوسط سنتى نیز بازتاب یافته بود. از کل تعداد نمایندگان، 26 درصد از بزرگان اصناف، 20 درصد روحانى و 15 درصد از تجار بودند.8 طبقاتى که بر پایة نظام نامة انتخابات باید مجلس را تشکیل مى‏دادند، عبارت بودند از: شاهزادگان قاجار، اعیان و اشراف، ملاکین و فلاحین، علما و طلاب، تجار و اصناف.9 البته در هنگام انتخابات این تقسیم ‏بندى در عمل به اجرا در نیامد؛ زیرا مشاهده شد که بین اعیان واشراف و مالکان تفاوتى نیست و، بنابراین، هر سه گروه یاد شده تحت عنوان طبقة مالک نمایندگان خود را برگزیدند.10 دهقانان حق رأى نداشتند و فلاحین و ملاکین و تجار و اصناف هم باید شرایط ویژه ‏اى را مى داشتند تا بتوانند نماینده به مجلس بفرستند.11 بدین ‏ترتیب، منورالفکران به عنوان یک طبقه مطرح نبوده و از پشتوانة اجتماعى لازم برخوردار نبودند تا در نظام نامة انتخابات دربارة شرایط برگزیدن نماینده از سوى آنان سخنى به میان آید. با این همه، تعدادى از منورالفکران به عنوان نمایندة برخى از طبقات یاد شده در نظام نامه، به مجلس راه یافتند.
مجلس با چنین ترکیبى شکل گرفت و کار خود را آغاز کرد. بر پایة همین ترکیب اجتماعى بود که در کشاکش حوادث و تصمیم ‏گیریها دربارة تصویب لوایح، به تدریج آرایش سیاسى مجلس نیز شکل گرفت و سه گروه هواداران دربار، میانه‏ رو و تندرو، جناح‏ بندى سیاسى آن را تشکیل مى‏داد.
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •