نگاهی به روابط شاه و کندی

نگاهی به روابط شاه و کندی

دوره ریاست‌جمهوری کندی مصادف است با سیاست‌های جدید آمریکا که علت آن هم متأثر است از «شکست سیاست‌های سرکوبگرانه و نظامی‌گری امریکا و افزایش فاصله طبقاتی و نفرت روز‌افزون از آن کشور به مثابه علت‌العلل بدبختی‌‌ها و نابسامانی‌ها در کشورهای تحت سلطه.»

کافه تاریخ- مقالات

 

روابط شاه و آمریکا تحت تأثیر مسائل مختلفی قرار داشت و مجموعه‌ای از عوامل، کنش و واکنش دو کشور را شکل داده بود. با این حال تغییر رؤسای جمهور آمریکا، عامل مهمی در اولویت‌های سیاست آمریکا در قبال ایران بود. شاهد این مدعا، نگرش‌های متفاوت روسای جمهور دموکرات و جمهوری‌خواه در رابطه با سیاست‌های اعمالی نسبت به شاه و رژیمش است. یکی از نمونه‌های این تفاوت را می‌توان در دوره ریاست‌جمهوری جان اف کندی دید که با فراز و نشیب‌های زیادی در روابط فیمابین همراه بود.


ریاست‌جمهوری دموکرات‌ها
نظام سیاسی آمریکا متشکل از دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات و بر پایه نظام دو حزبی استوار است. به طور کلی گفته می‌شود جمهوری‌خواهان سیاست خارجی خود با کشورهای حامی آمریکا را بر مبنای مسائل نظامی همچون فروش تسلیحات نظامی و تقویت بنیه دفاعی آنان قرار می‌دهند؛ اما دموکرات‌ها با شعار دفاع از حقوق بشر و اعمال اصلاحات اجتماعی و اقتصادی، اهداف خاص خود را محقق می‌سازند. نکته قابل تأمل در این مورد، تفاوت ابزارهای اعمالی دو حزب است که علیرغم متفاوت بودن به یک نتیجه مشخص و واحد منتج می‌شود که آن هم تأمین اهداف آمریکا است. بدین معنا که سیاست‌های کلان این کشور در ابعاد مختلف از قبل تعیین می‌گردد؛ اما با ابزارهای متفاوت مشخص می‌شود. 
مشخصه این تفاوت را می‌توان در دوران ریاست جمهوری جان اف کندی مشاهده نمود. جان اف کندی در سال 1961 به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا نتخاب شد و تا سال 1963 یعنی تا زمان قتلش در این سمت باقی بود. این دوره کوتاه موجد تحولات سیاسی خاصی در ایران نیز بود که شاید بتوان گفت مهمترین آن اصلاحات اقتصادی و اجتماعی تحت عنوان انقلاب سفید یا انقلاب شاه و مردم است. البته «بررسی اسناد و مدارک موجود نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها، چند ماه پیش از شروع مبارزات انتخاباتی نامزدهای رئیس جمهوری و روی کار آمدن جان کندی، لزوم اجرای برنامه رفورم اقتصادی و اجتماعی را به محمدرضاشاه توصیه کرده و از راه‌های مختلف او را زیر فشار گذاشته‌اند که عمده‌ترین آن، عملیات محرمانه قرنی و همکاران او به منظور ایجاد فضای باز سیاسی، انتخابات آزاد و پیاده کردن طرح اصلاحات اجتماعی مورد نظر واشینگتن بوده است.»1 اقدامات بعدی شاه، پس از افشای توطئه کودتا و بازداشت قرنی و چند تن از همکاران او، انتصاب دکتر امینی به نخست‌وزیری و اعلام برنامه رفورم اجتماعی و اصلاحات ارضی، در راستای همین برنامه بوده است.


انقلاب شاه و مردم
دوره ریاست‌جمهوری کندی مصادف است با سیاست‌های جدید آمریکا که علت آن هم متأثر است از «شکست سیاست‌های سرکوبگرانه و نظامی‌گری امریکا و افزایش فاصله طبقاتی و نفرت روز‌افزون از آن کشور به مثابه علت‌العلل بدبختی‌‌ها و نابسامانی‌ها در کشورهای تحت سلطه.»2 این شرایط در ایران نیز حکمفرما بود و به علت کودتای 28 مرداد، نه تنها نارضایتی سیاسی از شاه افزایش یافته بود، بلکه مردم سیاست‌های سرکوبگرایانه آمریکا را عامل اصلی کودتا می‌دانستند. از این رو بعد از روی کار آمدن کندی، سیاست‌های تحمیلی آمریکا تحت عنوان انقلاب سفید و اصلاحات ارضی به شاه اعلام شد تا ظاهراً با بهبود وضعیت کشاورزان از عمق نارضایتی‌ها کاسته شود. 
بر این اساس «محمدرضا به دستور کندی طرح «انقلاب سفید» را عملی می‌ساخت و لذا یک قالب تبلیغاتی مشخص یافته بود و هر مخالفتی را با این قالب بسادگی تحلیل می‌کرد: هرکس، حتی همه مردم، اگر مخالف دیکتاتوری او بودند مخالف اصلاحات ارضی او تلقی می‌شدند و طبق این قالب، فئودال بودند. کار به جایی رسیده بود که حتی علم ۔ نخست وزیر - اعتراضات دانشجویان تهران را کار فنودال‌ها می‌دانست.»3 اما در عمل این اقدام با هدف کاهش قدرت زمینداران صورت گرفت تا بدین ترتیب هر گونه خطر احتمالی از سوی آنان سرکوب شود. گذشته از این سیاست‌ها که تا حدودی به افزایش قدرت شاه منجر شد، تحولات دیگری نیز در این دوره اتفاق افتاد که ترس و نارضایتی شاه از کندی را به همراه داشت. این موضوع، انتخاب امینی از سوی آمریکا به عنوان نخست‌وزیر و طرح شایعه کودتای او علیه شاه بود.


انتصاب امینی به عنوان نخست‌وزیر
پیش از آنکه اصلاحات ارضی مطرح گردد؛ آمریکا دکتر امینی را به عنوان گزینه موردنظر خود انتخاب نمود تا اصلاحات موردنظر آمریکا را اجرا نماید. این موضوع در کنار اتفاقاتی چون فعالیت سیاسی برخی از احزاب و گروه‌های ناراضی قدرت شاه را با چالش‌ها و سؤالاتی مواجه ساخت. «در سال ۱۳۴۰ نیروهای اپوزیسیون، به رهبری جبهه ملی دوم وارد عمل شدند، هر چند بعلت یک سلسله اشتباهات سازمانی و تاکتیکی در برابر مانورهای شاه، شکست خوردند.»4 این مسائل تأثیر خاصی بر روحیات شاه داشت و روابط او با دولت کندی را وارد مرحله خاصی نمود، به خصوص آنکه بتدریج این شایعه مطرح شد که امینی قصد دارد با کمک آمریکا کودتایی علیه او ترتیب دهد. 
از این رو «محمدرضا پهلوی با اعزام اردشیر زاهدی به عنوان سفیر خود به آمریکا تلاش گسترده‌ای را برای تماس با مقامات عالی و متنفذ دولت کندی به منظور سلب حمایت آنان از امینی آغاز نمود.»5 این تلاش‌ها در نهایت با سفر شاه به آمریکا و متقاعد نمودن مقامات آمریکایی به تأمین خواسته‌های آنان منجر شد؛ «شاه ‌کوشید آمریکایی‌ها را قانع کند که او توانایی انجام اصلاحات مورد نظر آنها را دارد و به استفاده از مهره‌های دیگر نیازی نیست.»6 در نهایت شاه با موفقیت و با قلبی مطمئن به کشور بازگشت؛ اما اقدام دولت کندی در انتصاب امینی به نخست‌وزیری این تلقی را در ذهن شاه و برخی از تحلیلگران ایجاد کرد که دموکرات‌ها مخالف اقدامات او هستند. از این رو بدبینی خاصی در شاه نسبت به دموکرات‌ها ایجاد شد که نمونه آن را می‌توان در دوره ریاست جمهوری جیمی کارتر و پیروزی انقلاب اسلامی مشاهده نمود. 


سخن نهایی
بسیاری بر این باور هستند که روابط شاه با دموکرات‌ها همواره دوره‌ای از چالش‌ها، فشارها و بدبینی‌ها بوده است؛ اما واقعیت آن است که دموکرات‌ها نیز علیرغم طرح شعار حقوق بشر و ایجاد فشار به کشورهای دیکتاتورمأب، همواره با اقدامات خود باعث تقویت رگه‌های ساخت مطلقه این حکومت‌ها بوده‌اند. چنانچه جان اف کندی نیز علیرغم برخی از سیاست‌های تحمیلی بر شاه در راستای اصلاحات اجتماعی و اقتصادی، در نهایت مسر این سیاست‌ها را به گونه‌ای پیش برد که منجربه افزایش قدرت شاه و سرکوب قدرت‌های محلی گردید. 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •