امام خمینی(ره) و استعمار انگلیس در جهان اسلام

امام خمینی(ره) و استعمار انگلیس در جهان اسلام

امام خمینی، به عنوان یک شخصیت مبارز ضد استعمار، دیدگاههای مهمی در خصوص استعمار انگلستان در ایران و جهان اسلام داشته‌اند. این دیدگاهها دوره زمانی سلطنت قاجار تا پس از انقلاب اسلامی را در بر می‌گیرد. نظرات ایشان از اعتبار زیادی برخوردار است و با دیدگاههای تاریخی بسیاری از محققان تاریخ معاصر همسانی دارد؛ و در مواردی نیز بدیع است...

کافه تاریخ- مقالات


حضور سیاسی انگلیس در ایران از دوره قاجار تا انقراض سلسله پهلوی، که مدتی نزدیک به 180 سال را دربر می‌گیرد، یکی از پردامنه‌ترین موضوعات تاریخی است که ذهن و فکر محققان و مورخان را به خود مشغول کرده است. این حضور، که از پیش از دولت قاجار با اهداف اقتصادی آغاز گشت، به تدریج در دوره قاجار به نفوذ و سلطه سیاسی انگلیس در ایران انجامید و اگرچه ایران رسماً و مستقیماً مستعمره این دولت نبود اما حالتی نیمه‌مستعمره داشت. با وجود جنبشهای سیاسی، نظیر جنبش تنباکو و نهضت مشروطیت، این سلطه کاهش نیافت و انگلیس در مهم‌ترین رویدادهای سیاسی ایران در قرن بیستم، عملکرد تعیین‌کننده‌ای داشت که در انقراض قاجاریه و تأسیس سلسله پهلوی آن را به وضوح مشاهده می‌کنیم. سلطه سیاسی و اقتصادی انگلیس در سرتاسر دوران پهلوی تداوم داشت با این تفاوت که پس از جنبش ملی شدن صنعت نفت، که به کودتای 28 مرداد 32 انجامید ، وظیفه درجه اول انگلیس به دولت آمریکا سپرده شد و انگلیس به قدرت ذی‌نفوذ اما درجه دوم در ایران تنزل یافت. دوران طولانی‌مدت نفوذ و سلطه سیاسی انگلیس در ایران، به لحاظ تنوع موضوعات، از بایسته‌های پژوهشهای تاریخی است. تأثیرات زیانبار این سلطه ــ که در ابعاد فرهنگی، فکری و دینی جامعه ایران مشهود بود، کماکان نیز وجود دارد.


امام خمینی و مبارزه با استعمار انگلیس
سلطه انگلیس بر ایران مورد توجه سیاستمداران و دولتمردان ایران بود و آنان نسبت به آن نمی‌توانستند بی‌اعتنا باشند. رجال سیاسی ایران، بسته به نگرش خود، با این سیاست ارتباط برقرار کردند؛ بسیاری از سیاست انگلیس حمایت می‌کردند و برخی از رجال ملی نیز با وابستگی به سیاست انگلیس مخالفت می‌نمودند.
امام خمینی، ابتدا به عنوان یک روحانی، خارج از گود سیاست نسبت به حضور و نفوذ سیاسی انگلیس در ایران دارای نگرش منفی بود و، پس از ورود به دنیای سیاست و آغاز مبارزه با رژیم پهلوی، بخش مهمی از مبارزات خود را مصروف حامیان سیاسی رژیم‌ شاه ازجمله دولت انگلیس نمود. مقطع سیاسی‌ای که امام وارد مبارزه با رژیم شد، یعنی دهه 1340ش به بعد، زمانی است که دولت آمریکا از جایگاه برتری نسبت به انگلیس در امور داخلی ایران برخوردار بود؛ لذا امام بیشترین انتقادات در وابستگی رژیم به  بیگانگان را به دولت آمریکا اختصاص داد. اما این امر موجب بی‌توجهی ایشان نسبت به نفوذ سایر قدرتها، به ویژه دولت انگلیس، در ایران دوره پهلوی نشد.1 لذا انتقادات امام در خصوص سلطه استعماری بیگانگان، پس از آمریکا، شامل انگلیس می‌شود.  علاوه بر این، به سبب سابقه ممتد استعمار انگلیس در ایران و آثار مخرب فرهنگی و سیاسی این مسئله، علاوه بر تعدد اشارات امام در تقبیح سلطه انگلیس، اشارات ایشان به ابعاد مختلف استعمار انگلیس دارای تنوع موضوعی نیز هست.
امام خمینی(ره) در سخنرانی مورخ 18شهریور1343 بخش مهمی از دیدگاههای خودر در مورد استعمار انگلستان مربوط به دخالت این دولت استعماری در دنیای اسلام و کشورهای اسلامی را بیان نموده است. تجزیه امپراتوری  عثمانی و استعمار و ستمگری در سرزمینهایی نظیر هند و پاکستان درسالهای دورتر و تجاوز به لبنان و حمایت از اسرائیل در سالهای نزدیک،2 از مواردی است که امام به آنها اشاره کرده و نیز به برخی از سیاستهای استعمار انگلیس، به ویژه ایجاد اختلاف در میان مسلمانان، توجه و تنبه داده‌اند.


دیدگاه ضد انگلیسی در دوران انقلاب و پس از پیروزی
در دوران تبعید امام درعراق و در لابه‌لای بیانات و سخنرانیهای ایشان مطالبی در تقبیح نفوذ استعماری انگلیس درایران ملاحظه می‌شود. نفوذ و سلطه اقتصادی انگلیس در ایران و کمکهای نظامی به رژیم پهلوی از موارد مهمی است که امام در تبیین وابستگی رژیم پهلوی به بیگانگان مطرح کرده است. در ایام حضور در فرانسه، دیدگاه ضد استعماری امام کماکان بدون پرده‌پوشی ادامه یافت. بعد از امریکا، سیاستهای استعماری انگلیس 3،  شوروی، چین و حتی فرانسه مورد انتقاد شدید امام قرار گرفت. امام، در تبیین علل انقلاب، انزجار مردم ایران از سلطه اجانب ازجمله انگلستان بر کشور را به عنوان علت نارضایتی نام می‌بردند. توطئه‌های انگلستان در دوران انقلاب از هشدارهای مهمی بود که ایشان به ملت ایران می‌دادند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل آنکه انقلاب موجب قطع منافع دولتهای استعماری شده بود، امام در توطئه‌های ضد انقلابی انگلیس را بسیار مؤثر می‌دانستند.4
امام خمینی، به عنوان یک شخصیت مبارز ضد استعمار، دیدگاههای مهمی در خصوص استعمار انگلستان در ایران و جهان اسلام داشته‌اند. این دیدگاهها دوره زمانی سلطنت قاجار تا پس از انقلاب اسلامی را در بر می‌گیرد. نظرات ایشان از اعتبار زیادی برخوردار است و با دیدگاههای تاریخی بسیاری از محققان تاریخ معاصر همسانی دارد؛ و در مواردی نیز بدیع است. این دیدگاهها ناشی از چند عامل است: 1. مطالعات تاریخی عمیق 2. آشنایی با رجال سیاسی وطنخواه و ضد انگلیسی 3. حضور در متن برخی از حوادث و رخدادها 4. تأمل ژرف در مسائل سیاسی.5
در ارتباط با نگرش تاریخی امام و نگاه ضد انگلیسی او به دو گونه می‌توان بررسی انجام داد: در یک نگاه به آثار ایشان می‌توان گفته‌ها و نوشته‌های او را با مراجعه به منابع تاریخی مستند کرد و این دیدگاهها را تقویت نمود. نوع دیگر نگاه به آثار ایشان استناد به آنها به عنوان منابع و مستندات تاریخی است؛ به این معنی که استناد محققان در دریافتهای تاریخی با عنایت به نظرات امام باشد؛ چرا که موارد مهمی از دیدگاههای امام می‌توانند به عنوان مستندات و منبع تاریخی مورد استفاده محققان تاریخ معاصر قرار بگیرند. سرانجام اینکه امام، مانند یک طبیب که پس از تشخیص بیماری نسخه ارائه می‌کند، برای قطع وابستگی به انگلیس و غرب رهنمودهایی ارائه داده‌اند که شایسته است همه اقشارملت ایران از مسئولین و دست‌اندرکاران تا صنوف مختلف، به‌ویژه جوانان، این رهنمودها را مورد توجه جدی‌تری قرار دهند.6

مطالب مرتبط
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •