تاراج اموال مردم در لحظه فرار

تاراج اموال مردم در لحظه فرار

با مسلم شدن سقوط پهلوی دوم، محمدرضا شاه نیز به مانند پدرش، با سرنوشت مشابه او یعنی فرار و خروج اجباری از ایران روبرو شد. با این تفاوت که رضاشاه به اجبار متفقین مجبور به تبعید به جزیره بد آب و هوای موریس شد و محمدرضا با فشار مردم، مجبور به فرار و کناره‌گیری از قدرت گردید.

کافه تاریخ- مقالات

 

با مسلم شدن سقوط پهلوی دوم، محمدرضا شاه نیز به مانند پدرش، با سرنوشت مشابه او یعنی فرار و خروج اجباری از ایران روبرو شد. با این تفاوت که رضاشاه به اجبار متفقین مجبور به تبعید به جزیره بد آب و هوای موریس شد و محمدرضا با فشار مردم، مجبور به فرار و کناره‌گیری از قدرت گردید. با این حال هر دو شاه پهلوی هنگام خروج از کشور، ثروت عظیمی را با خود حمل کردند و بخش مهمی از اموال دولتی را به صورت جواهر و یا ثروت نقدی از کشور خارج کردند. البته محمدرضا در این زمینه خوش‌شانس‌تر از پدرش بود و در اوج بحران سیاسی توانست ثروت عظیمی را به خارج از ایران انتقال دهد. 


خروج رضاشاه از کشور و ثروت همراهش
رضاشاه در طول سلطنت خود اموال زیادی را غصب نمود و از آن خود کرد که بخش عظیمی از آن به شکل ملک و زمین بود که به زور از مردم تصاحب شده بود. او در راستای تبدیل خود به ثروتمندترین مرد ایران، «‌ایلات و قبایل زیادی را برای غصب زمین‌هایشان کشتار کرد»1 و از این طریق ثروت زیادی را از آن خود نمود. با این حال بعد از استعفای رضاشاه از قدرت و تبعیدش به موریس، طی یکی از جلسات مجلس بخش مهمی از اموال غصب شده همچون املاک و اراضی خصوصی به مردم بازگردانیده شد؛ اما قسمت عمده‌ای از آن توسط رضاشاه از کشور خارج شد که در نهایت با دسیسه انگلیسی‌ها از دستش خارج شد و هیچ‌گاه هم به ایران بازگشت داده نشد. «انگـلیسی‌های حسـابگیر قسمتی از جواهرات و ذخایر شخصی او را که ظرف هجده سال از غارت اموال یاغیان و سرکش‌های شهرستان‌های ایران از قبیل سیمیتقو و اقبال السلطنه و خزعل و غیره و همچنین پیشکشی‌هایی که در این مدت به او داده شده بود و اشیای قیمتی قدیمی که از بازماندگان رجال سابق کشور چون سپهسالار و مستوفی و بقایای قاجار به دست آورده بود و همراه داشت این انگلیس‌ها با تعویض کشتی آن اشیاء را از اسیر خود گرفتند!»2 
در باب اینکه اشیا و سرمایه خارج شده توسط رضاشاه چه مقدار بود اطلاعات دقیقی در دسترس نیست و بدتر از آن، اینکه علیرغم تلاش برخی از رجال سیاسی برای بازگرداندن و مشخص نمودن بخشی از آن ثروت، همچنان موضوع وجوه نقد رضاشاه در بانک‌های خارجی در هاله‌ای از شک و تردید باقی ماند. براین اساس در ابتدا «مسأله وجوه نقد رضاشاه در بانک‌های خارج مطرح گردید و گفته شد در حدود ششصد میلیون مارک است هر چند دولت اعلام داشت معلوم نیست چنین مبلغی در بانک‌های خارج داشته باشد اما چون کار اعتراض بالا گرفت در بندرعباس اعتراف نامه‌ای از او گرفتند که واگذاری املاک طبق سند صلحنامه تنظیمی اصفهان وجوه نقد و سهام موجود در بانک‌های خارجی را هم دربرمی‌گیرد اما هیچ وقت موضوع وجوه نقد و سهام در بانک‌ها روشن نشد و همچنان در ابهام باقی ماند.»3 بر این اساس رضاشاه با بدشانسی، از ثروتی که در طول 16 سال سلطنت خود با زور و سرکوب از مردم غصب نموده بود بازماند و محکوم به زندگی در فقر و بدبختی شد. 


محمدرضا پهلوی و خروج جواهرات سلطنتی
محمدرضا پهلوی هم به مانند پدرش، فردی ثروت‌اندوز بود. او در طول سلطنت خود به طرق مختلف به جمع‌آوری ثروت پرداخت و این فرصت را از طریق تأسیس نهادها و مؤسسات مختلفی چون بنیاد پهلوی برای اطرافیانش نیز فراهم آورد. به گونه‌ای که بسیاری از اطرافیان شاه در مؤسسات مالی مهم کشور دست برتر را داشتند. با این حال شاه نیز در دوره حکومت خود، در رأس ثروتمندترین فرد قرار داشت و بر خلاف پدرش، موفق شد بعد از فرار مبلغ هنگفتی از این سرمایه را به آمریکا منتقل نماید. 
میزان دقیق این مبلغ به خوبی مشخص نیست چرا که این ثروت به صورت نقد و غیرنقد خارج شد با این حال آمارهای موجود مبلغ آن را تا 5 میلیارد دلار نیز برآورد کرده‌اند. به طور مثال روزنامه نیویورک تایمز در شماره مورخ 10 ژانویه 1979 خود با استناد به منابع بانکی جهان ادعا کرد که فقط میلغی بین 2 تا 4 میلیارد دلار در طول این دو سال آخر از سوی خانواده سلطنتی ایران به آمریکا منتقل شده است.»4 البته انتقال ثروت با بحرانی شدن اوضاع سیاسی کشور آغاز شد و به شیوه‌های متفاوتی چون تبدیل جواهرات سلطنتی به پول نقد صورت گرفت. 
یکی از نمودهای این موضوع را می‌توان در در لحظه فرار شاه مشاهده نمود که با تشریفات و ولخرجی بالایی صورت گرفت. چنانچه طبق شواهد و اسناد به جامانده، هواپیمایی که به منظور فرار شاه تدارک دیده شده بود، بوئینگ اختصاصی به نام شاهین بود. این هواپیما یکی از گرانترین هواپیماهای جهان بود. طبق آمارها بوئینگ 77 متجاوز از 300 میلیون تومان تجهیزات اضافی داشته و به 15 میلیون تومان اشیا زینتی طلا مجهز بود.5 البته همانطور که گفته شد بخش عظیمی از ثروت خارج شده از کشور به صورت دلار بود و بسیاری از جواهرات سلطنتی از طریق فروش در خارج از کشور به صورت نقد درآمد تا انتقال آن آسانتر صورت گیرد. 
علاوه بر شاه، خاندان سلطنتی نیز با درک خطر سقوط حکومت، به کار تبدیل اموال خود به پول نقد و انتقال آن به خارج از کشور مشغول شدند. در این رابطه می‌توان به اشخاصی چون فرح اشاره نمود که اشیای باارزشی همچون نقاشی‌های قدیمی را که در حراجی‌های بزرگ خارجی خریده بود و علاقه زیادی هم به آن داشت، با خود خارج ساخت. بخش دیگری از این سرمایه هم که به صورت املاک متعدد در کشورهای غربی بود، به اشکال دیگر به خانواده پهلوی تعلق گرفت. 

 

سخن نهایی
همانطور که مشاهده شد، ساختار استبدادی و دیکتاتوری پهلوی اول و دوم، عامل مهمی در تجمع قدرت سیاسی و اقتصادی در مرکز شده بود. از این رو، شاه به عنوان ثروتمندترین فرد در رأس قدرت قرار داشت و افراد نزدیک به او خانواده و اطرافیان او نیز به دلیل نزدیکی به شاه، از موهبت ثروت بادآورده برخوردار بودند. بنابراین بعد از سقوط هر دو شاه پهلوی، به استناد اسناد باقی مانده و مورد اشاره، شاهد خروج بخش عظیمی از این ثروت از کشور هستیم. با این تفاوت که شاه اول به دلیل تبعید و غارت اموالش توسط انگلیس، با دست نه چندان پر به موریس رفت؛ اما شاه دوم موفق به خروج بخش عظیمی از جواهرات سلطنتی و ثروت ملی از کشور شد.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •