امینی، مشاور شاه در روزهای انقلاب

امینی، مشاور شاه در روزهای انقلاب

امینی در ملاقات‌هایی که با شاه داشت پیشنهاداتی را برای برون‌رفت از بحران‌ها مطرح نمود که یکی از این پیشنهادها، راه‌حل اتوکریتیک بود. طبق این روش که مبتنی بر انتقاد از عملکرد گذشته حکومت توسط خود حکومت بود، شاه و رژیم می‌بایست به اشتباهات خود اعتراف کرده و و تعهد می‌کردند که در آینده به قانون اساسی وفادار باشند....

کافه تاریخ- مقالات

 

امینی از جمله سیاستمداران دوره پهلوی است که نام او بیشتر با فعالیت‌های سیاسی وی در سمت نخست‌وزیری گره خورده است. دوران نخست‌وزیری امینی دورانی خاص و پر از فراز و نشیب بود. چرا که شاه به دلیل نزدیکی امینی به آمریکایی‌ها به او مظنون بود و تصور می‌کرد که او قصد کودتا علیه رژیم دارد. همین موضوع نه تنها رابطه شاه با امینی را تیره کرد؛ بلکه باعث کنار گذاشتن او از عرصه سیاست گردید. با این حال، امینی در روزهای پرالتهاب سیاسی کشور در سال 57، بار دیگر به صحنه قدرت آمد و در امور سیاسی به شاه مشورت داد. چنانچه بسیاری از او با عنوان مشاور شاه در روزهای سخت رژیم یاد کرده‌اند. با این مقدمه کوتاه در ادامه به تشریح بیشتر این موضوع و تأثیر مشاوره امینی بر اوضاع سیاسی کشور پرداخته خواهد شد.


امینی از نخست‌وزیری تا روابط تیره با شاه
دکتر علی امینی رابطه نزدیک و دوستانه‌ای با آمریکاییان داشت. وی بعد از ترک وزارت عدلیه در سال 1339 به واشنگتن رفت و وضع خود را در آنجا تحکیم نمود در ١٣٣٩ که به تهران از چندی قبل احضار شده بود بـه جـمع‌آوری دوستان خود پرداخت.1 امینی بعد از بازگشت از آمریکا به بسیاری از دوستان خود گفته بود که به زودی نخست‌وزیر مبارزه با فساد می‌شوم. وی با بسیاری از مخالفان شاه همچون احمد قوام نیز رابطه دوستانه‌ای داشت. «قوام السلطنه از دیرباز مخالف شاه بود و چند بار نخست وزیر شده بود.»2 تحت این شرایط، آمریکا امینی را بهترین گزینه برای انجام اصلاحات موردنظر خود یافت و با فشار بر شاه او را به عنوان نخست‌وزیر در سال 1340 تعیین نمود. «سال ١٣٤٠ش. سال مبارزه قدرت میان امینی و شاه بود.»3 مبارزه‌ای که ناشی از بدبینی شاه نسبت به امینی و ترس او از تحقق یافتن شایعه کودتای امینی علیه خود بود. 
شاه بر اساس برخی از مستندات سیاسی به این یقین رسیده بود که امینی به کمک آمریکا خواهان کودتا علیه او هستند، به خصوص آنکه امینی در دوره نخست‌وزیری خود دست به اقداماتی همچون آزادی فعالیت احزاب سیاسی مانند جبهه دوم ملی زده بود. حزبی که در اصل از حامیان دکتر مصدق تشکیل شده بود و شاه او را دشمن قسم خورده خود می‌دانست. حزبی که در عین حال می‌توانست قدرت شاه را تهدید و محدود نماید. این اقدامات در نهایت باعث تیرگی روابط شاه و امینی شد، هرچند شاه، سرانجام آمریکا را متقاعد به برکناری امینی نمود و خطر او برای همیشه برطرف شد، اما تا مرداد 1357 این روابط تیره بود. در این سال، امینی از انزوای سیاسی بیرون آمد و در لحظات ملتهب سیاسی به مشاوره با شاه پرداخت.


مشاوره امینی و شاه در اوج بحران سیاسی
با بحرانی شدن اوضاع سیاسی کشور، بسیاری از رجال و سیاستمداران قدیمی فرصت را غنیمت شمرده و فعالیت سیاسی خود را آغاز نمودند. بر این اساس امینی نیز در پنجم مرداد 1357 با صدور اعلامیه‌‌ای فعالیت سیاسی خود را شروع کرد.4 البته باید به این نکته توجه داشت که ورود امینی به صحنه سیاست، با چراغ سبز شاه صورت گرفت و در برخی از موارد با توسل شاه به برخی از چهره‌های قدیمی همراه بود. شاه با این تصور که امینی هنوز هم با آمریکایی‌ها در ارتباط است «می‌خواست به وسیله او اعتماد آمریکائی‌ها را به خود جلب نماید. از شهریور ۱۳۵۷ تا آذرماه همین سال دکتر امینی و عبدالله انتظام مدیر عامل سابق شرکت نفت تقریبا هر روز به اتفاق یا جداگانه با شاه ملاقات می‌کردند و در روزهائی هم که فرصت ملاقات دست نمی‌داد، شاه تلفنی با آنها مشورت می‌کرد.5 
البته به اعتقاد بعضی از نزدیکان شاه، اعتماد شاه به امینی در حدی نبود که از او به عنوان گزینه نخست‌وزیری استفاده نماید و یا جایگاه سیاسی خاصی برای او در نظر بگیرد، حتی برخی پا را از این هم فراتر گذاشته و معتقدند که شاه هیچگاه به امینی اعتماد نکرد و علت مشورتش با او تنها کنترل کردن وی بود. به عبارتی شاه «بیشتر برای دفع شر و جلوگیری از تحریکات امینی، او را به جمع مشاوران خود پذیرفته و چنین وانمود می‌کرد که در فرصتی مناسب دوباره او را به نخست وزیری منصوب خواهد کرد»6 
با این حال امینی در ملاقات‌هایی که با شاه داشت پیشنهاداتی را برای برون‌رفت از بحران‌ها مطرح نمود که یکی از این پیشنهادها، راه‌حل اتوکریتیک بود. طبق این روش که مبتنی بر انتقاد از عملکرد گذشته حکومت توسط خود حکومت بود، شاه و رژیم می‌بایست به اشتباهات خود اعتراف کرده و و تعهد می‌کردند که در آینده به قانون اساسی وفادار باشند. به طور کلی خواسته‌های امینی از شاه عبارت بودند از: کاهش اختیارات وی از جمله انتقال کلیه اختیارات فرماندهی قوا از شاه به دولت، اجرای قانون اساسی و انجام برخی از برنامه‌های اصلاحی سیاسی و اجتماعی.7 
امینی معتقد بود با ایجاد یک کابینه ائتلافی ملی می‌توان بر بحران فائق آمد. به باور او برای جلوگیری از بحران، شاه باید به مدت نامحدودی کشور را ترک کند، ساواک و حزب رستاخیز منحل شوند و دو مجلس شورای ملی و سنا تعطیل و بلافاصله انتخابات آزاد برگزار شود.8 شاه در ابتدا متقاعد شد نظر امینی را بپذیرد؛ اما خیلی زود به دلایلی از این تصمیم منصرف شد. با این حال، بسیاری از این پیشنهادها بتدریج و تحت تأثیر تغییرات پی در پی دولت به اجرا درآمد. البته مشخص نیست این موضوع تا چه حد متأثر از مشاوره امینی با شاه بوده است؛ چرا که علاوه بر امینی بسیاری از مشاوران نزدیک شاه نیز پیشنهادات مشابه امینی را مطرح نموده بودند. گذشته از اینها، شاه در آن ماه‌ها کاملاً از حفظ قدرت خود ناامید شده بود و می‌دانست که هیچ یک از این پیشنهادات ادامه کار او را تضمین نخواهد کرد. بر این اساس امینی نیز با پی بردن به این واقعیت بتدریج از مواضع حمایتی خود دست برداشت و قبل از پیروزی انقلاب کشور را ترک نمود. 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •