حکومت نظامی در پهلوی دوم

حکومت نظامی در پهلوی دوم

جدی‌ترین نمونه حکومت نظامی را می‌توان در واقعه 15 خرداد و دستگیری امام خمینی مشاهده نمود. به دنبال این واقعه و اوج گرفتن تظاهرات مردمی، با تصویب هیئت وزیران، 50 روز حکومت نظامی در تهران اعلام شد...

کافه تاریخ- مقالات

 

بدون شک بسیاری از ما با واژه حکومت نظامی یا اعلام حکومت نظامی آشنا بوده و در خلال مطالعه تاریخ معاصر ایران بارها با این اصطلاح روبرو شده‌ایم. حکومت نظامی بر شرایطی اطلاق می‌شود که نظامیان با در دست گرفتن کنترل شهر یا کشور، ضمن اعمال برخی مقررات خاص، قوانینی در راستای منع عبور و مرور اعمال می‌کنند. حکومت پهلوی از جمله حکومت‌هایی است که در طول حیات سیاسی خود از این حربه جهت آرام نمودن اوضاع سیاسی و سرکوب مخالفت‌ها استفاده نمود که نمونه‌های آن را می‌توان در بسیاری از تحولات سیاسی مشاهده نمود. با این مقدمه کوتاه، در ادامه به بررسی حکومت نظامی در دوره پهلوی پرداخته می‌شود. 


حکومت نظامی در دوره مشروطه و پهلوی اول
حکومت نظامی در ساده‌ترین تعریف و یا تصویری که هر فرد دارد، شرایطی است که نظامیان، اداره امور را به دست می‌گیرند. این وضعیت گاه به صورت خودسرانه و در نتیجه کودتا صورت می‌گیرد و گاه ممکن است تحت تأثیر وضعیت بحرانی کشور صورت گیرد. بدین معنا که به دلیل افزایش مخالفت‌های سیاسی و هجوم مخالفان به نقاط مختلف شهر یا کشور، قدرت حاکمه وضعیت حکومت نظامی اعلام نماید و با وضع قوانینی خاص، در روزها یا ساعاتی خاص، مقررات منع عبور و مرور اعمال نماید. 
نمونه حکومت نظامی در تاریخ معاصر ایران در موارد متعدد اتفاق افتاده است. به عنوان نمونه در دوره مشروطه، «پس از به توپ بستن مجلس در تهران حکومت نظامی اعلام شد. مطابق با این وضعیت، با سکوت تهران، سایر نقاط نیز از حرکت ایستاد و شاه تصور می‌کرد که توانسته حرکت مردم را سرکوب نماید.»1 در این دوره به دلیل دخالت روس و انگلیس در امور سیاسی کشور، در مواردی شاهد اعلام حکومت نظامی از سوی این دو کشور بوده‌ایم. چنانچه بعد از تعطیلی مجلس دوم، روس‌ها به بهانه واهی شهر تبریز، انزلی و گیلان را مورد حمله قرار دادند و از آنجا که اختیار این شهرها در دست روس‌ها بودند، به دلیل وضعیت فوق‌العاده حکومت نظامی اعلام گردید.2 
رضاخان میرپنج نیز در زمان قدرت‌یابی و کودتای نظامی، از این شیوه برای به دست گرفتن کنترل شهر استفاده نمود. او «بـا صـدور اعـلامیه‌ای بـا عـنوان «حکـم مـی‌کنم» ضمن اعلام حکومت نـظامی، تشکـیل اجـتماعات و انتشار مطبوعات را ممنوع کرد و مردم را تهدید نمود که در صورت هر نوع اقدامی به شدت مجازات خواهند شد».3 دوره پهلوی دوم نیز بارها از حکومت نظامی استفاده شد و شاه جهت آرام نمودن اوضاع و تسلط یافتن بر امور شهر، از حکومت نظامی استفاده کرد.


حکومت نظامی در دوره پهلوی دوم
حکومت نظامی در دوره پهلوی دوم در زمان ترور او در سال 1327 اعمال شد که طی آن دولت در تهران حکومت نظامی اعلام کرد و به دنبال آن، با مظنونین ترور یعنی حزب توده برخورد شد. در دوره مصدق نیز شاهد اعلام حکومت نظامی هستیم. وی زمانی که نخست‌وزیر بود با کنترل ارتش، قانون حکومت نظامی را در مورد مخالفان سیاسی خود وضع نمود که بعدها در زمان سقوط شخص او از نخست‌وزیری نیز به کار رفت. چنانچه بعد از کودتای 28 مرداد، در بسیاری از شهرهای کشور حکومت نظامی اعلام گردید. 
با این حال جدی‌ترین نمونه حکومت نظامی را می‌توان در واقعه 15 خرداد و دستگیری امام خمینی مشاهده نمود. به دنبال این واقعه و اوج گرفتن تظاهرات مردمی، با تصویب هیئت وزیران، 50 روز حکومت نظامی در تهران اعلام شد. در دهه 50 و با بحرانی شدن اوضاع سیاسی کشور نیز بارها از نظامیان جهت سرکوب مخالفت‌ها استفاده شد. بر این اساس در اصفهان و در مرداد 57 وقتی نیروهای نظامی نتوانستند مخالفان سیاسی را کنترل کنند، از نظامیان استفاده کردند. 
کمی بعد از این رخداد، در تهران و در جریان حوادث 17 شهریور نیز از حکومت نظامی استفاده شد. متعاقب تظاهرات وسیع سازمان‌یافته ولی نسبتا آرام در طی ۴ تا ۷ سپتامبر که مستقیماً مقامات دولت را به زیر سؤال کشیده در تاریخ ۸ سپتامبر (۱۷ شهریور) شریف امامی نخست‌وزیر، حکومت نظامی را در تهران و ۱۱ شهر دیگر برقرار ساخت.4 
البته گفته می‌شود تصمیم شاه به اعلام حکومت نظامی با مشاوره و دستور برژینسکی و کارتر اتخاذ شد. فردوست در خاطرات خود پیرامون این موضوع آورده است «دو روز پیش از حکومت نظامی (17 شهریور 1357) اردشیر زاهدی سفیر شاه با پیام حمایت کامل کارتر از اقدامات سرکوبگرانه شاه به تهران آمد و محمدرضا پهلوی پس از دریافت پیام، جلسه‌ای با شرکت سولیوان (سفیر آمریکا) زاهدی و ارتشبد اویسی و شریف امامی تشکیل داد. در این جلسه که با پیام‏های تلفنی برژینسکی تقویت می‏شد، تصمیم سرکوب خونین تظاهرات و اعلام حکومت نظامی اتخاذ شد.»5 
با اعلام حکومت نظامی، وضعیت سیاسی کشور در خفقان شدید فرو رفت و زندگی عادی نیز با محدودیت‌هایی همراه شد. ارتشبد غلامعلی اویسی، فرماندهی کل که به فرماندهی حکومت نظامی برگزیده شد، در این مقام مسئول برقراری نظم و اعمال منع عبور و مرور از 9 شب تا 5 صبح شده بود که تقریباً کاری غیرممکن بود.6 رژیم پهلوی تلاش داشت از طریق حکومت نظامی، اوضاع را آرام سازد و کنترل کشور را در دست گیرد؛ اما نتیجه برخلاف انتظارات بود. «حکومت نـظامی در حقیقت سراشیبی تند سقوط سلسله پهلوی بود؛ زیرا حـماسه بـزرگ ١٧ شـهریور و شهادت تعداد زیادی از زنان و مردان و کودکان ایرانی را بـه هـمراه آورد و مـردم را در مبارزه و سرنگونی رژیم شاه مصمم‌تر کرد.7 
بعد از تظاهرات وسیع مردمی در 17 شهریور و کشتار گسترده مردم، رژیم مجبور به استفاده‌های متعدد از حکومت نظامی شد. چنانچه ارتشبد ازهاری در دوره نخست‌وزیری خود، ضمن اعلام حکومت نظامی، به شدت از این اقدام حمایت نمود و ناقضان آن را تهدید علنی کرد. «ازهاری در اولین نطقی که به عنوان نخست وزیر خطاب به ملت ایراد کرد، استقرار مجدد نظام را هدف عاجل و فوری اعلام کرد. دادگاههای نظامی به فعالیت های ضد رژیم و موارد نقض حکومت نظامی رسیدگی خواهند کرد.»8 
استفاده از حکومت نظامی تا پیروزی انقلاب اسلامی بارها مورد استفاده رژیم شاه قرار گرفت و در دوره نخست‌وزیری بختیار به آن پایان بخشیده شد. البته در دوره نخست‌وزیری بختیار نیز از نظامیان برای ساکت نمودن اوضاع آشفته کشور استفاده شد؛ اما به دلیل خارج شدن کنترل کشور از دست رژیم و بلاتکلیفی نظامیان، هیچ‌گاه مقررات حکومت نظامی اعمال نشد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز قانون حکومت نظامی به طور کلی لغو گردید. 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •