نگاهی به نظریه ولایت فقیه امام

نگاهی به نظریه ولایت فقیه امام

از نظر امام حکومت اسلامی باید حکومت شرع و قانون الهی باشد و هیچ‌کس حق قانونگذاری ندارد. از این رو در دوران غیبت باید فقیه صاحب صلاحیتی به نمایندگی از امام، قرآن و سنت را اجرا کند.

کافه تاریخ- مقالات

 

نظریه ولایت فقیه، مهترین نظریه امام خمینی (ره) بود که در دوران تبعید ایشان در نجف اشرف پی‌ریزی گردید. موضوع ولایت فقیه که در ارتباط با ضرورت تشکیل حکومت اسلامی قرار داشت، پیش از آن و در کتاب کشف‌الاسرار نیز مطرح شده بود؛ اما دوران تبعید فرصت مناسبی را جهت تدوین و طرح جامع این نظریه فراهم آورد. بر این اساس، امام  در دهه 40 با تدوین اصول فقه اسلامی و نظریه ولایت فقیه، به طرح نظریه ولایت فقیه در رساله‌ای تحت همین عنوان یعنی «ولایت فقیه» پرداختند.


اندیشه ولایت فقیه در تاریخ معاصر
ولایت فقیه پیش از امام (ره) در اندیشه برخی از علما و فقهای معاصر اسلام همچون آیت‌الله وحید بهبهانی و آیت‌الله نرافی نیز مطرح شده بود. اکثر علما که به مکتب اصولیون تعلق داشتند، با خاتمه دادن به سیطره فکری اخباریون، توانستند به طرح اندیشه‌های خود و حقانیت وظایف مجتهد در زمان غیبت بپردازند. این موضوع که با «گسترش علایق روحانیون نسبت به مسائل سیاسی داخلی و بین‌المللی و حضور فعال آنها در صحنه تحولات سیاسی از اواخر قرن نوزدهم و تحول در مواضع سنتی آنها همراه بود به تقویت قدرت سازماندهی روحانیون تحت تأثیر تحولات سیاسی آن دوران منجربه گردید.»1 این شرایط در دوره پهلوی دوم و متأثر از سیاست‌های خاص آن دوره، شکل جدی‌تری به خود گرفت و باعث شد تا عده‌ای از روحانیون درصدد تحکیم موقعیت روحانیت برآیند. چنانچه در همین دوران آیت‌الله محمدطباطبایی استدلال کرد که اسلام دارای نظام حکومتی خاص خویش است و ولایت شامل اداره امور سیاسی نیز می‌شود.2 اما صریح‌ترین نظریه سیاسی علما در باب نظریه ولایت فقیه، توسط امام (ره) مطرح شد که مطابق با آن بر ضرورت استقرار حکومت اسلامی تأکید شد. این نظریه قبلاً نیز در کتاب کشف‌الاسرار امام، به طور ضمنی مورد تأکید قرار گرفته بود؛ اما فرصت بسط و تبیین آن تا دهه 40 پیش نیامده بود. 


نجف و طرح نظریه ولایت فقیه
امام در دهه 40 به دلیل اعتراض به موضوع کاپیتولاسیون ابتدا به ترکیه و سپس به نجف اشرف تبعید شد. حضور در نجف با ایجاد فرصت تشکیل کلاس‌های درس و ادامه مبارزات سیاسی باعث شد تا عراق به مرکز فعالیت‌های دینی و سیاسی تبدیل شود. امام با حضور خود در نجف، «کم‌کم این شهر را که قرن‌ها پایگاه تشیع بود، بر مرکز پیام‌ها و طرح ولایت فقیه قرار داد.»3 علت طرح این نظریه در نجف اشرف، شرایط سیاسی خاص آن دهه همچون عملکرد سیاسی حکومت پهلوی، مبارزه آشکار حکومت پهلوی با اسلام و مظاهر آن و رویکرد برخی از روحانیون نسبت به حوادث سیاسی دهه 40 بود. چنانچه دهه 40 را می‌توان دهه سکوت حوزه و روحانیت به دلیل سرکوب شدید از سوی حکومت پهلوی دانست. 
بر این اساس، امام با در نظر گرفتن مجموعه شرایط سیاسی کشور، اندیشه‌های خود در رابطه با ولایت فقیه، در رساله‌ای با همین نام در سال 1348 منتشر شد. شیوه امام در این رساله و در بحث ضرورت ولایت فقیه بر دو پایه عقلی و نقلی قرار داشت. البته به زعم امام، اندیشه ولایت فقیه به حدی روشن و صریح است که نیازی به اثبات آن از نظر عقلی وجود ندارد؛ زیرا تصور آن منجربه تصدیق آن می‌گردد. با این حال امام «ضمن بحث‌های استدلالی بر روش متقن فقهی، به برنامه‌ریزی عملی برای تحقق ولایت فقیه در امر حکومت با طرح راه‌های مشخص و عملی توجه نمود.»4 
ضرورت طرح مسأله ولایت فقیه از نظر امام، به موضوع حکومت اسلامی بازمی‌گشت. به عبارتی از نظر ایشان حکومت اسلامی و ولایت فقیه به نوعی لازمه یکدیگر هستند. ایشان در بخشی از سخنان خود در همین رابطه آورده‌اند «این طور نیست که ما خیال کنیم که ولایتی که در اینجا می‌گویند، آن امامت است و امامت هم در عرض فروع دین است، نخیر؛ این ولایت عبارت از حکومت است، حکومت مجری اینهاست، در عرض هم به آن معنا نیست، مجری این مسائل دیگر است. این انحرافات خیلی زیاد است، نمی‌شود همه اش را احصاء کرد.»5 البته امام به قانون اساسی مشروطه نیز پایبند بوده و آن را قبول داشت و معتقد بود اصل نظارت علما بر مصوبات مجلس می‌تواند مانع از تصویب قوانین ضداسلامی گردد. 
با این حال از نظر ایشان، حکومت پهلوی، حکومت قانون و شرع نبود. از نظر امام حکومت اسلامی باید حکومت شرع و قانون الهی باشد و هیچ‌کس حق قانونگذاری ندارد. از این رو در دوران غیبت باید فقیه صاحب صلاحیتی به نمایندگی از امام، قرآن و سنت را اجرا کند.6 نظریه ولایت فقیه امام درواقع مبین این اصل اسلامی است که دین و سیاست از یکدیگر جدا نبوده و سکولاریسم در آن پذیرفته نیست. بنابراین استقرار حکومت اسلامی که در رأس آن ولی فقیه وجود دارد، از الزامات اندیشه اسلامی است. بر این اساس امام «با طرح این نظریه اثبات نمود که از این تاریخ به بعد، مبارزات مردم ایران تحت رهبری وی دارای اهداف مشخص و برنامه‌های منظم است.»7 
بعد از طرح اندیشه ولایت فقیه، این موضوع به سرعت مورد توجه بسیاری از روحانیون و اندیشمندان اسلامی در داخل و خارج از ایران قرار گرفت. در ایران مفسران و پیروان افکار، اندیشه‌ها و اهداف امام با روشن کـردن اذهـان مـردم و بـه خصوص اقشار دانشگاهی، آگاهی‌های لازم را به جـامعه تـزریق کـردند. «در ایـن مـیان می‌توان از شخصیت‌های بزرگی چون آیت‌الله شهید مـرتضی مـطهری، آیت‌االله شـهید دکتر بهشتی، حجه الاسلام شهید دکتر باهنر، آیت‌الله شهید دکتر مفتح، آیت‌الله طالقانی و ... ــ که از درون حوزه‌های دینی بر خاسته بودند ــ و همچنین دکتر علی شریعتی و ... ــکه خاستگاه او دانشگاه بود ــ نام برد. این شخصیت‌های بـرجسـته در انـتشار افکـار اجتماعی اسلام و تأسیس حکومت اسلامی و روشن کردن افکار مـردم، خـاصه نسـل جوان نقش مؤثر و مفیدی داشتند.»8 چنانچه شریعتی به صراحت اعلام نمود مردم در دوران غیبت موظف هستند رهبر را انتخاب نمایند و وظایف امامت را به او اعطا نمایند. مشابه این دیدگاه را می‌توالن در اندیشه بسیاری از روحانیون و علمای دیگر نیز مشاهده نمود که خود حکایت از مقبولیت اندیشه ولایت فقیه در میان مردم و علما داشت. 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •