خوش‌بینی هایزر به ارتش ایران

خوش‌بینی هایزر به ارتش ایران

فردوست در رابطه با سفر محرمانه هایزر و بی‌اطلاعی مقامات ایران از جمله شخص شاه نوشت «من از ورود هایزر اطلاع نداشتم و محمدرضا نیز اطلاعی نداشت من تنها بعدها بود که از طریق گارد شنیدم که بدره‌ای به محمدرضا اطلاع داده که هایزر 20 روز است که در تهران است. محمدرضا تلفنی از سولیوان سفیر امریکا گله می‌کند و فردای آن روز سولیوان و هایزر به اتفاق هم به دیدار محمدرضا می‌روند. .»

کافه تاریخ- مقالات

 

با اوج گرفتن تحولات سیاسی ایران در سال 57، آمریکا مجموعه‌ای از سیاست‌ها با بسته‌های متفاوت نظامی و حمایتی را به اجرا درآورد. یکی از سیاست‌های حمایتی این کشور، اعزام ژنرال هایزر به ایران در جهت حمایت از شاه در دی ماه سال 57 بود. ژنرال هایزر موظف بود با بررسی و تحلیل دقیق اوضاع سیاسی ایران، راه‌های حفظ رژیم سلطنتی را ارزیابی کرده و حمایت همه جانبه خود از رژیم را اعمال نماید. ژنرال هایزر در طول دوران حضور خود در ایران، دیدگاه‌های متفاوتی از ایران و تحولات سیاسی آن داشت که بخش مهمی از این دیدگاه‌ها در کتاب او منعکس شده است.


ژنرال هایزر که بود؟
رابرت هایزر، ژنرال ارشد آمریکایی در سال 1924 در آمریکا به دنیا آمد و بعد از آن با ورود به عرصه سیاست، تحت عنوان مشاور، نزد چندین رئیس‌جمهور آمریکا خدمت نمود. هایزر در چندین جنگ هم مشارکت داشت و به پاس خدمات و مشارکت در جنگ به چندین مدال افتخار نائل آمد. گذشته از این وی در چندین نوبت به عنوان سفیر، به مأموریت در کشورهای مختلف پرداخت که شاید به جرأت بتوان گفت مهمترین مأموریت او در 14 دی سال 57 به ایران اتفاق افتاد که به صورت کاملاً محرمانه و سری صورت گرفت. 
فردوست در رابطه با سفر محرمانه هایزر و بی‌اطلاعی مقامات ایران از جمله شخص شاه نوشت «من از ورود هایزر اطلاع نداشتم و محمدرضا نیز اطلاعی نداشت من تنها بعدها بود که از طریق گارد شنیدم که بدره‌ای به محمدرضا اطلاع داده که هایزر 20 روز است که در تهران است. محمدرضا تلفنی از سولیوان سفیر امریکا گله می‌کند و فردای آن روز سولیوان و هایزر به اتفاق هم به دیدار محمدرضا می‌روند. .»1 هایزر بعد از ورود به ایران به بررسی تحولات سیاسی کشور پرداخت و دیدگاه‌های خود پیرامون آن حوادث را به ثبت رساند. دیدگاه‌های هایزر پیرامون انقلاب در یک نکته اساسی یعنی خوشبینی به ارتش قابل بررسی است. 

 

خوش‌بینی بیش از اندازه به نیروهای نظامی
هایزر بعد از ورود به ایران، اطلاعاتی را در رابطه با تحولات انقلاب ایران در اختیار آمریکا قرار داد. اطلاعات وی که متأثر از مشاهدات او از وقایع ایران بود، تا حدود زیادی غلط و خوشبینانه بود. مهمترین دیدگاه هایزر پیرامون این موضوع، وضعیت ارتش بود که به عقیده هایزر کاملاً تحت کنترل رژیم قرار داشت و فرماندهان نیز همچنان به شاه وفادار بودند. هایزر در انتقاد به صحبت‌های لردجرج براون وزیر خارجه اسبق انگلیس که گفته بود ژنرال‌های ارتش ایران ثابت کرده‌اند که ضعیف هستند و کمتر از حد امید و انتظار ما از دولت (بختیار) حمایت می‌کنند، اظهار داشته بود این صحبت‌ها مرا شگفت زده کرد... کمی جاخوردم. اما فوراً دریافتم که او گزارش سفیر سولیوان را که بعد از ملاقات با بختیار وقره‌باغی نوشته، خوانده است. به‌طورکلی این گزارش در مورد نیروهای مسلح تعارف‌آمیز نبود. حتی رهبران ارتش هم از چنین حرفی خوششان نمی‌آمد. من با این نظریه تا حد زیادی مخالف بودم. قسمت اعظم آن نادرست بود.2 
هایزر نظرات براون را تحت تأثیر افکار سولیوان می‌دانست؛ زیرا سولیوان به اندازه هایزر خوشبین نبود؛ اما هایزر مخالف دیدگاه سولیوان در رابطه با وضعیت ارتش و سایر مسائل بود. آگاهی از وضعیت ارتش اهمیت زیادی برای آمریکا و سفارت داشت؛ زیرا در اصل هدف اصلی مأموریت هایزر این بود که «ببیند آمریکا برای حفظ وحدت ارتش ایران چه‏ کار می‏تواند بکند تا اینکه مبادا در ارتش شکافی ایجاد شود و کشور به ورطه بحران و آشوب بیفتد و وضعی پیش آید که کسی نباشد که قدرت را در دست بگیرد. بنابراین سفر ژنرال هایزر به ایران فقط و فقط به این دلیل بود و مأموریت دیگری نداشت.»3 
البته هایزر در کنار نگاه مثبت خود به ارتش، به‌خوبی متوجه اشتباهات شاه و رژیم در رابطه با ارتش و نیروهای نظامی نیز بود. ازنظر هایزر، ارتش علیرغم وفاداری به شاه، آمادگی مقابله با مشکلات داخلی را نداشت زیرا به‌زعم او، در سالهای متمادی حکومت شاه و رهبران ارشد نظامی، عمده توجه خود را معطوف به خطرات خارجی و بخصوص خطرات عراق و شوروی کرده بودند. آنها هرگز پیش‌بینی نکرده بودند و شاید خود را آماده نکرده بودند که پیش‌بینی کنند مشکلات داخلی هم می‌تواند عملکرد نیروهای مسلح را مختل سازد.4 اما بتدریج و تحت تأثیر تحولات کشور، دیدگاه هایزر نسبت به شاه و ارتش تغییر نمود. 
هایزر که در ابتدا امید قطعی به حمایت ارتش و نظامیان از شاه و بختیار داشته به تدریج به این نتیجه رسید که حمایت از شاه دیگر عملی نیست و هر لحظه امکان سقوط او وجود دارد. او در نهایت با سولیوان هم عقیده شد که دیگر از شاه چیزی باقی نمانده است و ماندن او در ایران، به عنوان هدف خشم فزاینده عمومی اثر معکوس می‌داشت. تنها اختلاف‌نظر او و سولیوان، در زمینه زمان رفتن شاه بود.5 هایزر که در طول مأموریت خود می‌کوشید به هر طریق ممکن مانع از خروج شاه از کشور و اقدام خشونت‌آمیز نظامیان علیه او و رژیم گردد، تنها راه بازگشت آرامش به کشور را ائتلاف میان دولت بختیار و ارتش می‌دانست. بااین‌حال وی بر آن بود «در صورت ناکامی این تلاش‌ها و سقوط دولت بختیار و ناتوانی آمریکا در سازش با رهبران انقلاب، یک کودتای نظامی برای حفاظت از منابع غرب سازماندهی کند تا حکومت دلخواه آمریکا در ایران به جای اسلام‌گرایان بنیادگرا بر پا گردد.»6 هایزر در پاسخ به وزیر دفاع پیرامون احتمال کودتا گفته بود گروه، تا آنجا پیش رفته بود که ساعت کودتا را هم تعیین کرده بود، اما این اطمینان کامل را دارم که آن شب کودتایی رخ نخواهد داد. گروه حاضر شده بود به بختیار فرصت بدهد. اما نگرانی آنها از بازگشت امام خمینی، تقریبا غیر قابل کنترل است.7 هایزر با تمام خوشبینی‌هایی که به شاه و ارتش داشت، در نهایت دریافت که احتمال حفظ سلطنت و یا راه‌های جایگزین آن همچون کودتا نیز عملاً غیرممکن و محال است. 


سخن نهایی
رابرت هایزر، فرستاده ویژه آمریکا به ایران با هدف ایجاد بسترهای مناسب جهت برقراری ائتلاف میان نظامیان و بختیار وارد ایران شد. وی بر اساس دیدگاه‌های خود به تحلیل خوشبینانه از حوادث ایران پرداخت و بر این باور بود که اعتراضات مردمی تأثیری بر تغییر حکومت نخواهد داشت؛ زیرا به زعم او نظامیان هنوز به شاه وفادار بودند. اما تصورات هایزر اشتباه بود و او به زودی دریافت که رفتن شاه حتمی است، از این رو گزینه کودتا مورد توجه او و تحلیلگران آمریکا قرار گرفت. اما کودتا و احتمال انجام آن نیز برگرفته از نگاه اشتباه هایزر و سایر تحلیلگران آمریکایی بود؛ زیرا نه تنها بخش قابل توجهی از نظامیان نیز به امام و مردم پیوسته بودند؛ بلکه جنبش اعتراضی مردم و رهبری امام (ره) کنترل اوضاع را از دست رژیم و آمریکا خارج ساخته بود. 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •