قاضی محمد و غائله کردستان

قاضی محمد و غائله کردستان

قاضی محمد از ملامصطفی بارزانی و همراهانش دعوت نمود تا به ایران بیایند و در شهرهای کردنشین همچون اشنویه، مهاباد و سایر شهرها مستقر شوند. ملامصطفی بارزانی، که 3 هزار جنگجو و 2 هزار خانوار (حدودأ ده هزار نفر) از بارزانیها را همراه داشت، وارد خاک کردستان ایران شد.

کافه تاریخ- مقالات


همزمان با آغاز تحرکات سیاسی سیدجعفر پیشه‌وری در آذربایجان، قاضی محمد از قضات و افراد بانفوذ مهاباد نیز دست به اقداماتی سیاسی در کردستان زد و با تأسیس حزب دموکرات کردستان، اولین کنگره حزب را برگزار کرد. وی که خواهان دولت خودمختار کردستان بود بعد از چندین سفر به شوروی، تصمیم به ایجاد کردستان مستقل گرفت و با دعوت از چندین هزار کرد خارج از ایران از جمله مصطفی بارزانی و حامیانش، دولت خودمختار کردستان را تشکیل داد و حدود یک سال نیز بر آن حکم راند؛ اما در نهایت تسلیم حکومت مرکزی شد. با این مقدمه در ادامه به بررسی این رویداد و نقش شوروی در دامن زدن بر تحرکات سیاسی قاضی محمد و حامیانش پرداخته می‌شود.


قاضی محمد و آغاز فعالیتهای سیاسی
قاضی محمد به طور رسمی از سال 1323 با پیوستن به جمعیت احیای کرد فعالیتهای سیاسی خود را آغاز نمود و خیلی زود توانست به یکی از چهره‌های سرشناس حزب تبدیل شود. وی در طول این فعالیتها، به شوروی هم دعوت شد و توانست با برخی از رهبران این کشور دیدار کند. اولین و مهمترین این دیدار در سال 1945 و با جعفر باقراف نخست‌وزیر جمهوری آذربایجان رخ داد. طی این دیدار شوروی، قاضی محمد را به ایجاد دولت خودمختار کردستان تشویق نمود. 
درواقع شورویها «با این تصور که سراسر آذربایجان را از قلمرو حکومت پهلوی خارج و به کردستان متصل کنند از شورش کردهای مهاباد جانبداری می‌کردند. در این سیاست هم آذربایجان و هم کردستان در واقع «ژتونهای بازی بودند. چون هر چه تهران در دادن امتیاز نفت مقاومت می‌کرد شورویها بیشتر به هر دو کوره آذربایجان و کردستان می‌دمیدند.»1 قاضی محمد بعد از این دیدار به کشور بازگشت و موضوع دیدار خود با برخی از مقامات شوروی را با اعضای جمعیت احیای کرد در میان گذاشت. وی در گام بعدی تصمیم گرفت با تغییراتی جدید در حزب، آن را با تحولات سیاسی روز تطبیق دهد. همین موضوع مقدمه‌ای برای تشکیل حزب دموکرات کردستان و آغاز تشکیل دولت خودمختار کردستان گردید. 


قاضی محمد و تشکیل دولت خودمختار 
قاضی محمد در راستای تحقق نیات خود، اولین کنگره حزب دموکرات را در آبان سال 1324 در مهاباد برگزار نمود. در این کنگره بیانیه‌ای با 7 ماده صادر شد که برخی از مواد مهم آن عبارت است از اینکه 1. ملت کرد در داخل ایران در اداره امور محل خودمختار و آزاد باشد 2. با زبان کردی خود بتوانند تحصیل کنند 3. انجمن ولایتی کردستان طبق قانون اساسی به فوریت انتخاب شده در تمام کارهای اجتماعی و دولتی نظارت و سرکشی کند. 4. مأمورین دولت باید قطعاً از اهل محل باشند. 5. تمام عایدات و درآمد مناطق لازم است در خود منطقه صرف شود و...2 
به فاصله یک ماه بعد از برگزاری کنگره، قاضی محمد تشکیل حکومت کردستان را اعلام داشت و مجلسی به نام مجلس ملی کردستان قاضی محمد را به نام صدر حکومت ملی انتخاب نمود.3 قاضی محمد در گام بعدی، از ملامصطفی بارزانی و همراهانش دعوت نمود تا به ایران بیایند و در شهرهای کردنشین همچون اشنویه، مهاباد و سایر شهرها مستقر شوند. ملامصطفی بارزانی، که 3 هزار جنگجو و 2 هزار خانوار (حدودأ ده هزار نفر) از بارزانیها را همراه داشت، وارد خاک کردستان ایران شد. این عده با احشام خود از راه کله‌شین وارد خاک ایران شدند و در اطراف اشنویه و پیرانشهر و مهاباد و تکاب و چند جای دیگر به طور پراکنده اسکان یافتند.4 ملا مصطفی بارزانی بعد از ورود به ایران، به عنوان فرمانده کل ارتش ملی کردستان انتخاب شد و حسین سیف قاضی نیز به عنوان وزارت جنگ تعیین گردید. 
علاوه بر این بسیاری از سربازان کرد هم به لباس روسی ملبس شدند و اسلحه به دست گرفتند. در گام بعدی، قاضی محمد به دیدار سیدجعفر پبیشه‌وری، رهبر حزب دموکرات آذربایجان رفت که در آذر ماه همان سال (1324) حکومت خودمختار آذربایجان را تشکیل داده بود. رفت و با حزب دموکرات آذربایجان متحد شد؛ اما این اتحاد دوام چندانی نداشت و رهبران دو حزب خیلی زود بر سر تقسیم برخی از شهرها به اختلاف برخوردند. هرچند در نهایت دو ایالت خودمختار، با وساطت شوروی مجبور به مذاکره و مصالحه شدند. در این شرایط، دولت مرکزی به سازمان ملل متحد شکایت کرد. درواقع شکایت ایران از شوروی بود که از خروج نیروهای خود از ایران امتناع می‌کرد و به دلیل عدم دستیابی بر منابع نفتی، بر تحرکات سیاسی آذربایجان و کردستان دامن می‌زد. 
ایران امیدوار بود با خروج نیروهای شوروی از کشور، بتواند غائله آذربایجان و کردستان را ختم دهد.  البته پیش از آن حکیمی، نخست‌وزیر به اقداماتی چون برگزاری انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی هم متوسل شده بود. انجام این انتخابات در قانون اساسی پیش‌بینی شده بود اما تا آن زمان هرگز برگزار نشده بود. انجمنها از اختیارات کامل در اصلاحات راجع‌به منافع هامه و حق کنترل و حرج و دخل ایالات و ولایات برخوردار بودند و برگزاری آن یکی از خواسته‌های فرقه دموکرات هم بود.5 اما این تدبیر نتوانست تأثیری بر حل بحران داشته باشد؛ زیرا شوروی در پشت پرده وقایع کردستان قرار داشت و تا زمانی که این کشور بر بحران دامن می‌زد؛ امکان حل مسالمت‌آمیز بحران وجود نداشت. قاضی محمد و همراهانش با کمک‌های آشکار و پنهان شوروی توانستند حدود یازده ماه بر ایالت خودمختار کردستان حکومت کنند؛ اما با حل اختلافات شوروی و ایران بر سر موضوع نفت و شکست پیشه‌وری، قاضی محمد هم با مشکلاتی مواجه شد. 
وی با مشاهده نابسامان بودن اوضاع، تصمیم گرفت به تهران برود با مقامات مرکزی صحبت کند؛ اما این سفر ناموفق بود و دستاورد چندانی برای وی نداشت. در کنار این حوادث، اتفاقاتی چون پیوستن ایلهای شکاک و هرکی به قوای دولتی باعث شد تا قاضی محمد، که متحد خود را از دست داده بود و یاری چندانی هم از جانب دولت شوروی نمی‌دید، در ۲۵ آذر ۱۳۲۵ در میاندوآب به سرلشکر فضل الله همایونی، فرمانده نیروهای دولتی، تسلیم شود. بر این اساس در ۲۶ آذر ۱۳۲۵ قوای دولتی وارد مهاباد شدند6 و بر غائله کردستان خاتمه دادند بدین ترتیب حکومت خودمختار کردستان بعد از یازده ماه سقوط کرد و قاضی محمد هم دستگیر گردید و به همراه عده‌ای از همراهانش در میدان شهر مهاباد به دار آویخته شد. 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •