تاثیر تحریم نفتی بر اقتصاد ایران

تاثیر تحریم نفتی بر اقتصاد ایران

با افزایش قیمت نفت، ایران به یکی از مهمترین صادرکنندگان نفت به اسرائیل و غرب تبدیل شد. طبق آمارهای موجود «در این سال درآمد نفت به 5 میلیارد و 600 میلیون دلار و در سال بعد به بیش از 18 میلیارد دلار افزایش یافت.

کافه تاریخ- مقالات

 

در سال 1973 اعراب وارد جنگی چند روزه با اسرائیل شدند که از آن به عنوان جنگ اکتبر یا یوم کیپور یاد می‌شود. این جنگ که در ابتدا با موفقیتهای چشمگیر اعراب همراه بود؛ با دخالتهای کشورهای غربی همچون ایالات متحده به نفع اسرائیل تغییر کرد. از این رو اعراب که اعضای سازمان اوپک بودند، با همکاری یکدیگر تصمیم به اقدامی جدید علیه اسرائیل گرفتند و آن سیاست چیزی نبود جز تحریم نفت. 
اعراب به خوبی از نیاز اسرائیل به نفت و تأثیر آن بر اقتصاد این کشور آگاه بودند. بنابراین با تحریم نفت، فصل جدیدی در اقتصاد بسیاری از کشورها از جمله ایران آغاز شد که اولین نمود آن در بالا رفتن قیمت نفت و افزایش درآمد کشور نمایان گشت. بر این اساس، بسیاری از برنامه‌های شاه در این دهه تغییر و بر اساس قیمت نفت تعیین گردید.


جنگ اعراب و اسرائیل و تصمیم برای تحریم نفتی
اعراب طی نبردهای مختلف با اسرائیل، تلاش نمودند بر موضوع فلسطین و سرزمینهای از دست رفته پایان دهند. اما طی بیشتر این جنگها به دلایل مختلفی چون دخالت کشورهای غربی و حمایت آنان از اسرائیل، خیانت برخی از کشورهای عربی و سایر مسائل، این اتفاق محقق نشد و در مواردی همچون جنگ شش روزه 1967 اعراب متحمل شکست و از دست دادن بخشهای دیگری از سرزمین خود نیز شدند. طی این جنگ اسرائیل توانست نواره غزه، صحرای سینا و بخشهای دیگر از سرزمین اعراب را به تصرف خود درآورد. 
اعراب که از این شکست تحقیر شده بودند به دنبال راههایی برای جبران شکست برآمدند. این تصمیم در جنگ 1973 اعراب علیه اسرائیل عملی شد و اعراب توانستند بخشهایی از سرزمینهای از دست رفته خود را طی روزهای ابتدایی جنگ به دست آوردند؛ اما چیزی نگذشت که با کمک تسلیحاتی غرب، ورق جنگ به نفع اسرائیل برگشت و این کشور توانست معادله جنگ را به نفع خود تغییر دهد. بعد از این جنگ اعراب از اهرم نفت به عنوان سلاح سیاسی استفاده نمودند. «در شانزدهم اکتبر 1973م کشورهای عرب عضو اوپک یک اجلاس فوق‌العاده در کویت تشکیل دادند و تصمیم گرفتند تا وقتی اسرائیل از سرزمین اشغالی اعراب خارج نشود، برای مدت نامعلومی هر ماه به میزان پنج درصد از تولید نفت خود را خواهند کاست تا بدین ترتیب غرب و حامیان اسرائیل را برای مجبور ساختن اسرائیل به خروج از سرزمین‌های اشغالی وادار سازند.»1 این سیاست آغازگر بحران نفتی بود که از آن تحت عنوان شوک نفتی 1973 یاد می‌شود. ظاهراً بیشترین سود و استفاده را از این وضعیت کشورهای تولیدکننده نفت از جمله ایران بردند.


افزایش قیمت نفت ایران و تأثیر آن بر کشور
افزایش قیمت نفت توسط سازمان اوپک که متشکل از کشورهای عرب تولیدکننده نفت بود صورت گرفت؛ اما سود آن نصیب کشورهایی چون ایران گردید؛ چرا که با افزایش قیمت نفت، ایران به یکی از مهمترین صادرکنندگان نفت به اسرائیل و غرب تبدیل شد. طبق آمارهای موجود «در این سال درآمد نفت به 5 میلیارد و 600 میلیون دلار و در سال بعد به بیش از 18 میلیارد دلار افزایش یافت. درحالیکه تولید روزانه از 6/021 میلیون بشکه و میزان درآمد به مرز 20/7 میلیارد رسید.»2 افزایش قیمت نفت تأثیر زیادی بر برنامه‌های سیاسی و اقتصادی شاه گذاشت. مسلم است اولین تأثیر این موضوع بر هزینه‌های نظامی و خرید تسلیحات بود.
با افزایش درآمدهای نفتی ایران در فاصله سالهای 1354 تا 1358، 6/6 میلیارد دلار تسلیحات آمریکایی خریداری شد... هزینه‌های نظامی سالانه از 70 میلیون دلار در سال 1339 به 5500 میلیون دلار در سال 1353 و به 9000 میلیون دلار در سال 1356 افزایش یافت.»3 برنامه‌های پنجساله نیز از دیگر بخشهایی بود که به شدت تحت تأثیر قیمت نفت قرار گرفت و تغییر یافت. چنانچه «میزان اتکای برنامه سوم اقتصادی (1341- 46) بر درآمدهای نفتی 62 درصد بود، حال آنکه این میزان در مورد برنامه پنجم (1352- 1357) به 80 درصد رسید.»4 
متأسفانه این برنامه‌ها پیش از آنکه متأثر از نیازهای جامعه و واقعیات اقتصادی کشور باشد؛ تحت تأثیر نفت و درآمدهای آن بود و باعث برهم خوردن تعادل اقتصادی گردید. بخش دیگری از درآمدها نیز صرف طرحهای بزرگ اقتصادی و بلندپروازیهای شاه گردید و در کوتا مدت بر سرمایه‌گذاری شرکتهای بزرگ صنعتی نیز تأثیر گذاشت؛ اما این سرمایه‌گذاریها به جای آنکه به نفع تولید و اقتصاد ایران باشد، به سود شرکتهای بزرگ سرمایه‌گذار بود. بر این اساس، افزایش قیمت نفت ظاهراً ناشی از نیاز ارزی ایران و کشورهای عربی به خرید تسلیحات تأمین طرحهای صنعتی بود ولی درواقع افزایش سرمایه‌گذاریهای شرکتهای بزرگ نفتی در سایر منابع انرژی از جمله انرژی خورشیدی و هسته‌ای و هزینه‌های بسیار سنگین این سرمایه‌گذاریها افزایش قیمت نفت را بیشتر توجیه می‌کند؛ هرچند افزایش قیمت نفت اساساً سودهای هنگفتی را نصیب شرکتهای بزرگ نفت می‌کرد.5 
گذشته از این موارد، بخش عظیمی از درآمدهای کشور صرف واردات کالاهای لوکس و تجملاتی شد و به نیازهای تجملاتی گروههای پردرآمد اختصاص یافت. البته برخی از این واردکنندگان توانستند از این طریق سود سرشاری را هم نصیب خود نمایند؛ اما طبقات و دهکهای پایین جامعه از آن نیازهای اولیه خود نیز بی‌نصیب ماندند. چنانچه «مردم در حاشیه شهرها و روستاها، از کمترین امکانات رفاهی مثل آب، برق، جاده، بهداشت و مدرسه مـحروم بودند.»6 به طور کلی افزایش قیمت نفت سیاستهای غیرعقلایی و غیراقتصادی دولت را به همراه داشت و همین موضوع نتایج سوئی را بر اقتصاد و سیاست کشور تحمیل نمود. 
به عبارتی «غیرعقلایی بودن سیاست نفتی دولت و انگلی بودن نخبگان حاکم و ناهماهنگیهای میان سازمانهای حکومتی، وابستگی ایران را به مراکز قدرت سیاسی و صنعتی بیشتر کرد و همراه با دیگر عوامل مادی و فرهنگی بین طبقات جامعه و دولت فاصله انداخت.»7 بدین معنا که افزایش قیمت نفت پیش از آنکه باعث شکوفایی اقتصادی کشور گردد، به دلیل تخصیص ناعادلانه و غیرکارشناسی، نارضایتی بخشهای وسیعی از مردم را به همراه داشت و این شرایط در کنار مشکلات سیاسی، حجم وسیعی از انتقادات و نارضایتیها را متوجه رژیم ساخت و در نهایت انقلاب اسلامی را با مشارکت مردم از همه گروهها و طبقات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به همراه آورد. 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •