نوع نگاه شوروی به مصدق

نوع نگاه شوروی به مصدق

دیدگاه کلی شوروی نسبت به دکتر مصدق، تلفیقی از سیاست محتاطانه، صبر و گاه بی‌اعتنائی بود. «اتحاد شوروی از یک سو به خاطر ملاحظات بین‌المللی و از سوی دیگر متأثر از موضع‌گیری‌های چندگانه حزب توده نمی‌خواست و یا نمی‌توانست در برابر نهضت ضداستعماری ایران آشکارا موضع مخالف و یا موافق داشته باشد. تنها موضع قابل توجه حمایت مطبوعات اتحاد جماهیر شوروی در آغاز مبارزه ملت ایران برای استیفای حقوق خود از شرکت نفت بود»

کافه تاریخ- مقالات

 

بعد از آنکه نظام بین‌الملل میان دو بلوک شرق و غرب تقسیم شد، روابط ایران و شوروی با فراز و نشیب‌های فراوانی مواجه شد. زیرا شاه با تمایل به غرب، به نوعی خود را بی‌نیاز از حمایت‌های بلوک شرق دانست. با این حال مواضع شوروی نسبت به ایران و برخی از رهبران آن همچون دکتر مصدق، سیاست یکسانی نبود و متفاوت از سیاست کلی این کشور نسبت به رژیم پهلوی بود؛ چرا که دکتر مصدق با ملی اعلام کردن صنعت نفت، پیشگام مبارزه با استعمار غرب گردید و به نوعی در مواجهه با رژیم قرار گرفت. بر این اساس سیاست شوروی در برابر دکتر مصدق از سیاست صبر و انتظار تا سیاست حمایت از او قابل مشاهده است.


سیاست شوروی در زمان ملی شدن نفت
شوروی تا پیش از ملی شدن نفت و حتی پس از آن، به دلیل شکست در تصویب قرارداد سادچیکوف- قوام، نگرش مثبتی به ایران نداشت و همواره با سوظن به آن می‌نگریست. «بدگمانی و بی اعتنائی به دنبال رد موافقتنامه قوام سادچیکوف در ۲۹ مهر ۱۳۲۶، روابط ایران و شوروی وارد یک مرحله بحرانی شدید گردید و دولت شوروی با ارسال یک سلسله یادداشت‌های تهدیدآمیز و با اشاره به مواد ۵ و ۶ عهدنامه ۱۹۲۱، ایران را تهدید به وارد کردن قشون و قطع مناسبات سیاسی کرد.»1 
این دوره با تبلیغات منفی این کشور نسبت به ایران و رقیب دیرینه آنها انگلیس نیز همراه بود. سیاست سؤظن و بدبینی شوروی متوجه رهبران نهضت ملی ایران همچون دکتر مصدق نیز بود؛ زیرا «اتحاد جماهیر شوروی روی هم رفته نظر خوشی به ملیون ایران و شخص دکتر مصدق نداشت؛ چرا که آذر 1323 موجب طرح و تصویب قانون منع اعطای امتیاز نفت به شرکت‌های خارجی شده بود، قانونی که تلاش شوروی‌ها در دست‌اندازی به منافع نفتی شمال ایران را خنثی کرد.»2 
با این حال در سال 1329 روابط میان دو کشور تا حدودی بهبود یافت و دلیل آن نیز رویکرد نخست‌وزیر وقت یعنی رزم‌آرا بود که به دلیل گرایش به انگلیس درصدد بریدن پای آمریکایی‌ها از صحنه سیاسی ایران شد و همین موضوع منجربه تغییر رویکرد شوروی به ایران را به همراه داشت. با این حال دیدگاه شوروی بعد از ملی شدن صنعت نفت و نسبت به شخص دکتر مصدق با تغییرات خاصی همراه بود. چنانچه با ملی شدن صنعت نفت، سیاست این کشور از بدبینی و تنفر، به سیاست صبر و انتظار و گاه بی‌اعتنائی تغییر کرد.


سیاست صبر و انتظار در برابر دکتر مصدق
شوروی از زمان ملی شدن صنعت نفت تا کودتای 1328 با در پیش گرفتن سیاست صبر و انتظار، منتظر ماند تا نتیجه نهایی عملکرد دکتر مصدق را مشاهده نماید. البته گاه سیاست تشویق و حمایت جایگزین صبر و انتظار می‌شد و به شیوه‌های مختلف منجربه پشتیبانی از مصدق می‌شد. بر این اساس «شوروی توانست با طرفداری از حکومت ملی و نهضت ضدانگلیسی ملی کردن صنعت نفت در ایران نقش فعالتری بازی کند و با حمایت‌های سیاسی و اقتصادی، نیروهای انقلابی ضدآمریکایی را یاری دهد.»3 
البته مشی تئوریک حامیان داخلی شوروی یعنی حزب توده در راستای سیاست‌های این کشور نبود و حتی در مواردی در تناقض آشکار با آن قرار داشت. چنانچه «کمیته مرکزی حزب توده ایران دکتر مصدق را نه زمامداری ملی و ضداستعماری می‌شناخت و نه نماینده بورژوازی ملی ایران. بلکه برعکس معتقد بود که هدف نهائی دکتر مصدق چیزی جز تحکیم نفوذ امپریالیزم در کشور ما نیست.»4 با این حال دیدگاه کلی شوروی نسبت به دکتر مصدق، تلفیقی از سیاست محتاطانه، صبر و گاه بی‌اعتنائی بود. «اتحاد شوروی از یک سو به خاطر ملاحظات بین‌المللی و از سوی دیگر متأثر از موضع‌گیری‌های چندگانه حزب توده نمی‌خواست و یا نمی‌توانست در برابر نهضت ضداستعماری ایران آشکارا موضع مخالف و یا موافق داشته باشد. تنها موضع قابل توجه حمایت مطبوعات اتحاد جماهیر شوروی در آغاز مبارزه ملت ایران برای استیفای حقوق خود از شرکت نفت بود»5 
البته اتخاذ این سیاست تا حدودی با عملکرد متناقض دکتر مصدق نیز مرتبط بود، چرا که مصدق علیرغم در پیش گرفتن موازنه منفی، گاه با اعتماد به آمریکا، دست یاری به سوی این کشور دراز کرده و درصدد بود با میانجیگری آمریکا، بر بحران نفت ایران فائق آید. به طور کلی می‌توان گفت موضع شوروی تا قبل از کودتای 28 مرداد همان موضع ثابت انتظار و سکوت بود؛ با این حال جالب است که بدانیم با وقوع کودتای 28 مرداد و برکناری دکتر مصدق از قدرت و وارد شدن آمریکا به صحنه سیاسی کشور، شوروی نه تنها همکاری خود با ایران را قطع نکرد، بلکه به سیاست گسترش همکاری با ایران پرداخت. 


حمایت از مصدق تا مخالفت با پهلوی
طبیعی است کودتای 28 مرداد که به برکناری مصدق از قدرت انجامید، به مذاق شوروی خوش نیامده و باعث تغییر دیدگاه این کشور نسبت به دولت جدید و شخص مصدق گردد. چرا که کودتا باعث تحکیم جایگاه رقیب اصلی این کشور یعنی آمریکا در صحنه سیاسی ایران گردید. زیرا ایران کشوری بود که از نظر استراتژیک برای هر دو کشور اهمیت خاصی داشت و نفوذ بر آن می‌توانست برگه برنده‌ بزرگی محسوب شود. به خصوص آنکه بعد از کودتا، بسیاری از فعالان حزب توده دستگیر و یا زندانی شدند. بر این اساس کمی بعد از کودتا، «پلیس دفاتر حزب توده را اشغال کرد، اموال آنها را ضبط و بیش از دویست تن از رهبران و فعالان حزب را دستگیر کرد. طی ماه‌های بعد، بیشتر این رهبران در دادگاه‌های نظامی محاکمه شدند.»6 
با این حال علیرغم تحولات صورت گرفته، سیاست شوروی در قبال تحولات ایران، بر مبنای علاقمندی به روابط دو جانبه قرار گرفت. این سیاست در وهله اول متأثر از تحولات داخلی شوروی یعنی مرگ استالین و تغییر رهبر این کشور بود که منجربه آن شد که کادر حزبی جدید عنوان نماید از آنجا که «در دوره نهضت ملی و حکومت دکتر مصدق و حمایت از سیاست مماشات‌طلبانه صبر و انتظار، سودی عاید شوروی نشده است، پس بهتر است با سقوط مصدق، به گسترش روابط با ایران دست زد.»7 در وهله دوم، شوروی توان رویارویی مستقیم با ابن موضوع را نداشت. از این رو شاهدیم که این کشور به جای اتخاذ سیاست رویارویی مستقیم با ایران، به گسترش روابط خود در زمینه‌های مختلف پرداخت و با اعزام نمایندگان خود به ایران چندین موافقتنامه مهم اقتصادی و بازرگانی را به امضا رسانید. 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •