روایتی از شهادت آیت الله سعیدی

روایتی از شهادت آیت الله سعیدی

بعد از درگذشت آیت‌الله بروجردی و مطرح شدن موضوع مرجعیت، شهید سعیدی از جمله کسانی بود که از مرجعیت امام حمایت نمود. وی در جریان مبارزات امام با انجمن‌های ایالتی و ولایتی، انقلاب سفید و لایحه کاپیتولاسیون، به مخالفت با رژیم پرداخت و به جرگه مبارزین امام پیوست.

کافه تاریخ- مقالات

شهید آیت‌الله محمدرضا سعیدی، یکی از مبارزین انقلاب و همراهان امام خمینی، از جمله فعالین سیاسی بود که با اقدامات خود قدرت سیاسی رژیم را به چالش کشید. اقداماتی که واکنش رژیم در قالب دستگیری، شکنجه و در نهایت شهادت ایشان را به همراه داشت. آیت‌الله سعیدی، پیش از شهادت دو بار توسط ساواک دستگیر شد. بار اول بعد از تحمل و گذران زندان، آزاد شد؛ اما در نهایت بعد از دومین بار، ساواک با اعمال شکنجه‌های شدید دستور قتل او را صادر کرد. بر این اساس سؤالی که در این رابطه مطرح است این است گه هدف ساواک از شهادت آیت‌الله سعیدی چه بود؟ وجه تمایز یا تفاوت مبارزات ایشان با سایر مبارزین چه بود که ساواک تصمیم به چنین اقدامی گرفت؟ اینها بخشی از سؤالاتی است که تلاش می‌شود در ادامه به آنها پاسخ داده شود. 


زندگی شهید سعیدی از کودکی تا زمان مبارزه
محمدرضا سعیدی در سال 1308 در نوقان مشهد دیده به جهان گشود. از آنجا که پدر وی نیز روحانی بود، دروس ابتدایی را در نزد پدرش آموخت، سپس برای تحصیلات رسمی راهی قم شد تا در آنجا دروس حوزوی را فرا گیرد. وی در فراگیری دروس حوزوی از حضور اساتیدی چون ادیب نیشابوری، سید حسین بروجردی و امام (ره) بهره برد و بعد از مدت کوتاهی از شاگردان مشهور امام گشت. سعیدی در شاگردی خود نزد امام، به اندیشه‌های سیاسی امام نیز گرایش یافت و با در پیش گرفتن مبارزات سیاسی علیه رژیم شاه، به فعالیت سیاسی در قالب سخنرانی و تبلیغ اسلام پرداخت. این مبارزات در اوایل دهه 40 آغاز شد و در اواخر همین دهه به اوج خود رسید.


قعالیت‌های شهید سعیدی و علل شهادت او
بعد از درگذشت آیت‌الله بروجردی و مطرح شدن موضوع مرجعیت، شهید سعیدی از جمله کسانی بود که از مرجعیت امام حمایت نمود. وی در جریان مبارزات امام با انجمن‌های ایالتی و ولایتی، انقلاب سفید و لایحه کاپیتولاسیون، به مخالفت با رژیم پرداخت و به جرگه مبارزین امام پیوست. آیت‌الله سعیدی علیرغم آنکه در آن دوره دور از وطن بود، رفتار رژیم با امام را محکوم نمود. وی در زمان وقوع این تحولات در یک سفر تبلیغاتی در کویت به سر می‌برد و بعد از اطلاع از این حادثه، طی یک سخنرانی به اتفاقات پیش آمده واکنش نشان داد.1 
در همین راستا، شهید سعیدی در در روز 30 خرداد 1344 نیز طی نامه‌ای به امام، ارادت و همراهی خود با نهضت ایشان را تأکید نمود. در بخشی از این نامه آمده است «قسم به خدایى که قدرت ‏نمایى کرد و خمینى عزیز را آفرید حاضرم معامله کنم یک لحظه دیدارت را به قیمت جانم ولى مى‏‌دانم ثمن بخس است. معامله عزیزى است لکن اگر باب معامله ضیق است باب لطف وسیع است.»2 این در حالیست که برخی معتقدند مسیر مبارزاتی آیت‌الله سعیدی و سایر روحانیون بعد از تبعید امام، منفردانه و پراکنده بود. 
این گروه بر اساس چنین دیدگاهی بر این باور هستند که مبارزات آیت‌الله سعیدی از مبارزات امام متفاوت بود. در پاسخ به این دیدگاه باید گفت گرچه بعد از تبعید امام  موضوع رهبری دینی با مشکلاتی مواجه شد؛ اما اولاً آیت‌الله سعیدی پیش از شروع مبارزات، خود را حامی امام معرفی نموده بود، ثانیاً مسیر مبارزاتی ایشان، ادامه مبارزات امام بود. در راستای همین مبارزات شاهد هستیم که ایشان دو بار توسط ساواک دستگیر و زندانی شد. اولین دستگیری در سال 45 اتفاق افتاد، زمانی که ساواک مشاهده نمود شهید سعیدی بی‌پروا به تبلیغ علیه رژیم می‌پردازد و ترسی از آنان ندارد، او را دستگیر نمود و بعد از مدت کوتاهی آزاد کرد. این اتفاق برای دومین بار هم در سال 1349 اتفاق افتاد. اما این بار ساواک بعد از دستگیری و وارد کردن شکنجه‌های متعدد ایشان را به شهادت رساند. 
در رابطه با علت شهادت وی می‌توان به دلایل متعددی اشاره نمود. اول آنکه «شکنجه ساواک به همه اقشار مربوط می‌شد مخصوصاً روحانیونی که در زعامت امام(ره) خمینی اصرار می‌ورزیدند که می‌توان گفت آیت‌الله سعیدی به همین مناسبت با شکنجه به شهادت رسید.»3 دوم آنکه ایشان به صراحت علیه رژیم تبلیغ می‌کرد و آن را مروج فساد، اسلام‌زدایی و از بین بردن شعائر اسلام معرفی می‌کرد و در مقابل روحانیون را از حامیان اصلی دین دانسته و معتقد بود مردم نیز پیوند گسست‌ناپذیری با دین و روحانیون داشته‌اند؛ اما رژیم باعث جدایی مردم و روحانیون شده است. به خصوص آنکه این تبلیغات بعد از آزادی ایشان بیشتر از قبل شد و همین موضوع سخت‌گیری‌های ساواک بر فعالیت‌ها و مبارزات شهید سعیدی را به دنبال داشت؛ با این حال آیت‌الله سعیدی دست از مبارزات خود برنداشت و با سفر به نجف، به تبلیغات خود علیه رژیم ادامه داد. 
وی بعد از بازگشت به ایران نیز همین رویه را در پیش گرفت «بر آن شد که فریاد بر علیه نظام را به گوش سایرین برساند از این رو نخست به تفرش رفت و در آنجا به افشاگرى فجایع رژیم سفاک پهلوى پرداخت در این زمان بود که از سوى مردم تهران براى اقامه نماز جماعت و سخنرانى در مسجد امام موسى بن جعفر علیه السلام دعوت شد. سعیدى این فرصت طلایى را از دست نداد چرا که پایتخت را محلى خوب براى فعالیت هاى سیاسى و اجتماعى خود دانست»4
محور بیشتر این فعالیت‌ها، بر سخنرانی‌های تند قرار داشت که معمولاً از طریق منابر و مساجد صورت می‌گرفت. فعالیت‌های شهید سعیدی تا جایی پیش رفته بود که نام او رژیم را به وحشت می‌انداخت. «نام غفاری و سعیدی از روحانیون مبارزی که با سخنرانی‌های خود برای رژیم زحمت تولید می‌کردند و در زندان با شکنجه‌های سخت مواجه شدند باعث گردید با سرعت توده‌های مردم از ماهیت رژیم آگاهی بیشتر پیدا نمایند.»5 در این شرایط، ساواک تصمیم گرفت با شکنجه و شهادت ایشان، ضمن برداشتن هرگونه تهدید از سر راه خود، از دیگر مبارزین نیز زهر چشم گرفته و آنان را وادار به سکوت نماید. بر این اساس به تصمیم ساواک، شهید سعیدی در 11 خرداد 1349 دستگیر شد و با تحمل ده روز شکنجه در 21 خرداد 1349 به شهادت رسید. 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •