بررسی اجمالی مقاومت علماء و روحانیون در قبال امتیازهای خارجی

بررسی اجمالی مقاومت علماء و روحانیون در قبال امتیازهای خارجی

در دوران قاجار میان دو تفکر توسعه غربی ‌و تفکر پیشرفت مستقل و اسلامی همواره رویارویی بوده و این رویارویی در موارد زیادی به نفع تفکر پیشرفت تمام شده است لکن بعد از قضیه فتح تهران، شرایط به گونه‌ای رقم خورد که در میدان عمل، تفکر توسعه غربی ‌مسلط شد. به بیان دیگر، با ورود عمال خارجی به ویژه انگلیسی‌ها در متن مشروطه و ایجاد فضای دوگانگی شدید با تیتر مشروطه و استبداد، و وارد کردن فریبکارانه بخشی از علماء ایران و نجف به این فضای دوگانگی، زمینه برای تسلط تفکر توسعه غربی ‌در ایران مهیا گردید...

کافه تاریخ- مقالات

در طول دوران قاجار، شاهد شکل‌گیری دهها عهدنامه و قرارداد ننگین از سوی غربی‌ها در ایران هستیم که با یک بررسی اجمالی ، به روشنی از انگیزه واقعی آنها برای مداخله به ظاهر دلسوزانه در ایران پرده‌برداری می‌کند. در تمام این موارد، هدف مکیدن خون ایران و سلطه بر این کشور تا مرز تبدیل آن به مستعمره است و جالب است که در همه موارد، این تنها علماء و روشنفکران دیندار هستند که به تبعیت از علماء، یا مانع از به نتیجه رسیدن این معاهدات شده‌اند و یا به قیمت به جان خریدن انواع مصائب، نسبت به آنها روشنگری و اعتراض نموده اند. در ادامه به چند نمونه از معروف ترین آنها اشاره می‌کنیم. یکم. امتیازنامه روئیتر است که در در زمان سلطنت ناصرالدین شاه منعقد شد و به موجب آن، ساختن هرگونه راه و راه‌آهن و سد از دریای مازندران تا خلیج فارس و بهره‌برداری از همه معادن ایران (به جز طلا و نقره )، ایجاد مجازی آبی ‌و قنات و کانال برای کشتیرانی و کشاورزی، ایجاد بانک و هرگونه کمپانی صنعتی در سراسر ایران، حق انحصار کارهای عام‌المنفعه و بهره‌برداری از جنگلها برای مدت هفتاد سال و استفاده از گمرکات ایران به مدت بیست و پنج سال در ازای پرداخت دویست هزار لیره انگلیسی و سود پنج درصد در اختیار روئیتر قرار گرفت. بعداً در خاطرات سیاسی برخی رجال قاجاری این مطلب ذکر شده است که در جهت حمایت از انعقاد امتیازنامه روئیتر، میرزا ملکم‌خان نیز در کنار برخی دیگر رشوه قابل توجهی دریافت کرده است. با این وجود، پس از افشای مفاد امتیازنامه، و با ورود شجاعانه مرحوم ملا علی کنی از علماء بزرگ تهران و فشار به ناصرالدین شاه این امتیازنامه لغو گردید. جالب است که امتیازنامه روئیتر آنقدر آش غربگرایی را شور کرده بود که حتی مشهور است حتی برخی دیپلمات‌های انگلیسی مانند لرد کرزن، آن را بخشیدن یک پارچه تمامی منابع صنعتی یک کشور است که تاکنون در هیچ مستعمره‌ای نظیر آن اتفاق نیفتاده است.1 دوم. قرارداد تالبوت است که بر اساس آن به مدت پنجاه سال امتیاز تجارت توتون و تنباکوی ایران به مدت پنجاه سال انحصاراً به تالبوت و کمپانی رژی واگذار می‌کرد. در پی این قرارداد، مرحوم آیت‌الله میرزای شیرازی از مراجع عالیقدر عصر، قیام تنباکو را به راه انداخت و با صدور فتوای تاریخی خود، زمینه لغو این امتیازنامه را فراهم کرد. نباید از نظر دور داشت که این قیام و توفیقات آن که البته دامنه آن فراتر از توتون و تنباکو است، تأثیر به سزایی در تداوم مبارزات ضد استعماری در ایران داشته است. سوم. امتیازنامه دارسی بود که در زمان مظفرالدین شاه منعقد گردید. بر اساس این امتیازنامه، اکتشاف، استخراج و تولید و فروش نفت، قیر و گاز طبیعی در سراسر ایران را به مدت شصت سال به شرکت دارسی اعطاء می‌شد.2 این قرار داد در زمان رضا‌خان به ظاهر لغو شد لکن با کمی تغییر، 30 سال دیگر تمدید گردید و سرانجام در ابتدای پهلوی با قیام آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق جلوی استمرار آن گرفته شد هرچند تا آن تاریخ ثروت عظیمی از کشور توسط انگلیسی‌ها غارت گردید. چهارم. قرارداد 1919 بود که در زمان احمدشاه قاجار بین ایران و انگستان منعقد گردید. بر اساس این قرارداد، تمامی امور لشگری و کشوری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوز آنها صورت می‌گرفت. جالب است در یک پاردوکس آشکار، دولت انگلیس در این قرارداد متعهد به محترم شمردن استقلال و تمامیت ارضی کشور می‌شود! در پی این قرارداد جدای از احساس خطر روسیه و ورود آن به مقابه یک معترض جدی، بار دیگر علماء به صحنه آمده و این بار با محوریت آیت‌الله سید حسن مدرس اعتراضات به سرعت گسترش یافت.3 هرچند انگلیسی‌ها بخشی از مفاد قرارداد را اجرایی کردند و همین امر زمینه کودتای 1299 را فراهم کرد لکن اعتراضات علماء و تهییج افکار عمومی علیه این قرارداد، هیچگاه زمینه اجرای کامل آن را در کشور فراهم نکرد. باید توجه داشت که قرارداد 1919 که عملاً کار ایران را تمام می‌کرد و اگر ورود شجاعانه علماء به صحنه نبود، امروز دیگر اثری از ایران مستقل دیده نمی‌شد.


پایان مشروطه و تحمیل توسعه غربی ‌به ایران
هرچند در دوران قاجار میان دو تفکر توسعه غربی ‌و تفکر پیشرفت مستقل و اسلامی همواره رویارویی بوده و این رویارویی در موارد زیادی به نفع تفکر پیشرفت تمام شده است لکن بعد از قضیه فتح تهران، شرایط به گونه‌ای رقم خورد که در میدان عمل، تفکر توسعه غربی ‌مسلط شد. به بیان دیگر، با ورود عمال خارجی به ویژه انگلیسی‌ها در متن مشروطه و ایجاد فضای دوگانگی شدید با تیتر مشروطه و استبداد، و وارد کردن فریبکارانه بخشی از علماء ایران و نجف به این فضای دوگانگی، زمینه برای تسلط تفکر توسعه غربی ‌در ایران مهیا گردید. این اتفاق که پس از فتح تهران، با غرور و حتی خشونت ورزی‌هایی نظیر ترورها، تبعیدها، اعدام‌ها و غیره از سوی مشروطه‌خواهان همراه گردید، خیلی سریع به ضد خود تبدیل شد به‌طوری‌که با کودتای 1299 و حضور رضا‌خان در صحنه سیاسی ایران از نخست‌وزیری تا سلطنت، عملاً نهضت مشروطه را با همه آرمان‌هایش به پایان راه خود رساند.4 البته تبدیل مشروطه به غصب و استبداد، پیش از این از سوی برخی علماء روشن بین مانند شیخ فضل‌الله نوری پیش‌بینی شده بود اما کسی تصور نمی‌کرد با فاصله کمی از به دار آویختن مجتهد اول تهران، ورق برگشته و شرایط برای شکل‌گیری سلطنتی با لعاب مشروطه اما به مراتب مطلق‌تر از سلطنت قاجاریه بر ایران حاکم شود. با اینکه از ناحیه گسترش عینی تفکر توسعه غربی ‌برخی ظواهر کشور تغییر کرد و به اصطلاح مدرن شد لکن باید با بررسی‌های تکمیلی از دوره پهلوی اول تا انقلاب اسلامی، قضاوت کرد که آیا ایران طی نیم قرن روی رشد و ترقی را دیده است یا خیر؟


جمع بندی
در عصر قاجاریه، دو پاسخ متفاوت به مسأله عقب‌ماندگی ارائه شد، یک پاسخ که از ناحیه جریان روشنفکری غربگرا و سکولار ارائه گردید، و بر اساس آن، این جریان، رشد و ترقی ایران را منوط به کنار گذاشتن سنت و دین و نفی استقلال و خوداتکایی و سپس هضم شدن در غرب دانست؛ و پاسخ دیگر که از ناحیه علماء و روشنفکران دیندار مطرح گردید که بر مبنای آن، نه‌تنها تعالیم متعالی و پیشروی اسلام رمز پیشرفت کشور دانسته می‌شد بلکه بر روی ضرورت استقلال و خوداتکایی نیز اصرار می‌گردید. پاسخ دوم یک اصل دیگر را نیز در بطن خود داشت و آن، امکان بهره‌گیری گزینش شده از تجارب غر بی‌البته مبتنی بر احکام و ارزش‌های اسلامی بود که به صراحت از سوی علماء و روشنفکران دیندار طرح می‌شد. آنچه مهم است، محک حقیقت و کارامدی این دو پاسخ در قبال حوادث قاجار و در رأس آن نهضت مشروطه است. در واقع، با وجود آنکه به دلایلی جریان روشنفکری غربگرا و سکولار موفق شد ضمن استحاله نهضت مشروطه و به حاشیه راندن علماء و روشنفکران دیندار، منویات خود را در حرکتی با تابلوی غربگرایی دنبال کند لکن سرانجام این حرکت چیزی جز تحمیل دهها امتیازنامه و قرارداد استعماری ننگین، سپس کودتای انگلیسی 1299 و تبدیل نهضت مشروطه به تحمیل نیم قرن سلطنت پهلوی به مردم ایران نبود. صرف‌نظر از اینکه این تحمیل، با اهداف نهضت مشروطه و مدعیات جریان روشنفکری غربگرا در تعارض بود، کارنامه‌ای را در زمینه رشد و ترقی کشور پیش روی همگان قرار داد که سنجش آن خصوصاً در مقطع پایان حاکمیت پهلوی بر ایران، کار چندان دشواری نیست.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •