سهم خالی مردم در سرنوشت خود

سهم خالی مردم در سرنوشت خود

نگرانی اصلی ما درباره ایران این بود که رژیم بیش از اندازه به شخص شاه متکی و وابسته شده و خروج او از صحنه چه بر اثر ترور یا مرگ ناشی از حادثه و بیماری خلاء خطرناکی بوجود می‌آورد که پرکردن آن آسان بنظر نمی‌رسید...

کافه تاریخ- تاریخ شفاهی

عدم درک قدرت مردم و سهم آنها در تصمیم‌گیری‌های سیاسی کشور که به نوعی با آینده آنان در ارتباط بود، یکی از موضوعات مهمی بود که شاه هیچگاه به آن توجه نکرد و یا به آن بی‌اعتنا بود. در مقابل، سهم خالی مردم با تکیه شاه بر نهادهای دیگر پر شده بود که بیشتر مبتنی بر زور و سرکوب بودند:
«نگرانی اصلی ما درباره ایران این بود که رژیم بیش از اندازه به شخص شاه متکی و وابسته شده و خروج او از صحنه چه بر اثر ترور یا مرگ ناشی از حادثه و بیماری خلاء خطرناکی بوجود می‌آورد که پرکردن آن آسان بنظر نمی‌رسید. ما چنین احساس می‌کردیم که شاه روزبروز از جامعه‌ای که بر آن سلطنت می‌کند دورتر می‌شود و هر چه منزوی‌تر می‌گردد بیشتر به ارتش و نیروهای امنیتی خود متکی می‌شود و درک این مسئله دشوار بود که شاه چگونه انتظار دارد نقشه‌های او برای یک تحول اجتماعی و اقتصادی بنیادی در ایران بدون ایجاد یک زیربنای سیاسی متناسب تحقق پیدا کند و مردم علیرغم پیشرفت‌های اقتصادی و اجتماعی حق مشارکت در تصمیم گیری درباره مسائلی که با سرنوشت آنها بستگی دارد نداشته باشند.»1
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •