نگاهی کوتاه به نخست وزیری فضل الله زاهدی

نگاهی کوتاه به نخست وزیری فضل الله زاهدی

مقارن با تحولات کودتا و سقوط دکتر مصدق، تغییراتی در چینش دولت صورت گرفت و افرادی چون فضل الله زاهدی که نقش اساسی در پیروزی کودتا داشتند، در رأس دولت قرار گرفتند. زاهدی در دوران نخست‌وزیری خود مأمور تحقق برخی از خواسته‌ها و اهداف شاه شد و تقریباً توانست در این زمینه موفق عمل کند؛ اما ...

کافه تاریخ- مقالات

مقارن با تحولات کودتا و سقوط دکتر مصدق، تغییراتی در چینش دولت صورت گرفت و افرادی چون فضل الله زاهدی که نقش اساسی در پیروزی کودتا داشتند، در رأس دولت قرار گرفتند. زاهدی در دوران نخست‌وزیری خود مأمور تحقق برخی از خواسته‌ها و اهداف شاه شد و تقریباً توانست در این زمینه موفق عمل کند؛ اما این اقدامات تداوم قدرت او در حکومت پهلوی را تضمین نکرد و طولی نکشید که زاهدی از قدرت برکنار شد. این اتفاق که با دخالت کشورهایی چون انگلیس صورت گرفت، تحت تأثیر دلایل مختلفی قرار داشت که در ادامه به توضیح مختصری از آنها پرداخته شده است. 

فضل‌الله زاهدی و اقدامات او بعد از کودتا
زاهدی پیش از کودتای 28 مرداد روابط دوستانه‌ای با دکتر مصدق داشت و زمانی که عهده‌دار سمت شهربانی شد به جبهه ملی کمک کرد تا در مقابله با رزم‌آرا، پیروز انتخابات گرددد. همین اقدام باعث نزدیکی دکتر مصدق و زاهدی گردید؛ اما این روابط دوستانه خیلی زود جای خود را به کینه و دشمنی داد و زاهدی به یکی از براندازان دولت مصدق بعد از قیام 30 تیر 1331 تبدیل شد. «زاهدی سرسختانه برای براندازی دولت تلاش می‌کرد، از این رو دکتر مصدق به فکر بستن مجلس سنا افتاد و به موجب طرحی که در آبان ۱۳۳۱ش. به تصویب مجلس شورا رسانید، مجلس سنا را منحل کرد. پس از انحلال آن زاهدی مورد پیگرد قانونی قرار گرفت. یکبار هم در ۴ اسفند ۱۳۳۱ش. به استناد قانون حکومت نظامی بازداشت شد؛ اما چون بازداشت زاهدی در میان ارتشیان برای دولت بازتابی نامطلوب داشت، آزاد شد.»1 
زاهدی در زمان تدارک کودتا توسط شاه و غرب تلاش زیادی در راستای شکست دکتر مصدق و دستگیری او به کار برد؛ اما بعد از عدم موفقیت، مدتی از بیم دستگیر شدن، در مخفیگاهی پنهان شده و در آنجا پناه برد. بعد از پیروزی کودتاگران، زاهدی به پاس اقدامات ارزنده خود در مقابله با دولت دکتر مصدق، از سوی شاه به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد تا لقب اولین نخست‌وزیر بعد از کودتا را از آن خود کند. روزولت در رابطه با انتخاب زاهدی به عنوان نخست‌وزیر در خاطرات خود آورده است «در مورد مسئله تغییر مصدق ما نشانه‌های قدرتمندی داریم که انتخاب شاه تیمسار فضل‌اله زاهدی است... او شجاع و بطور مطلق نه تنها به پدرش بلکه به شاه وفادار است. او یک فرد ارزشمند و کاملاً مطمئن برای تماس با ژنرال خواهد بود. افسران و افراد کشوری دیگری وجود دارند که می‌توانند نقش مهمی بازی کنند. اینها کسانی هستند که نسبت به آنها شاه و دوستان انگلیسی ما که از دور مراقب و کمک کار هستند اطمینان کافی و کامل دارند.»2 با این حال علیرغم اعتماد شاه و غرب به زاهدی، وی خیلی زود در 16 فروردین 1334 از سمت خود برکنار شد. اولین علت برکناری زاهدی، اختلاف شدید او با شاه بود.


دلایل برکناری زاهدی از نخست‌وزیری
زاهدی بعد از آنکه به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد تلاش زیادی در جهت قدرتنمایی خود به کار برد. از جمله اقدامات وی می‌توان به گسترش ارتباط با رؤسای کشورهای خارجی اشاره نمود که از دید شاه اقدامی یکجانبه‌گرایانه از سوی زاهدی تلقی می‌شد. زاهدی «در چهارم شهریور ۱۳۳۲ در نامه‌ای به پرزیدنت آیزنهاور اعلام داشت که قصد حکومت او بهبود وضع بین‌المللی ایران است. هرچند زاهدی در نامه خود ذکری از تجدید مناسبات ایران و انگلیس نکرد، ولی کاملاً روشن بود که می‌خواهد ایالات متحد را مطمئن سازد که دیر یا زود مناسبات سیاسی ایران و بریتانیا تجدید خواهد شد.»3 
علاوه بر این زاهدی در بسیاری از ارکان کشور سلطه یافته بود و روز به روز بر قدرت خود می‌افزود. بر این اساس «شاه که نمی‌توانست، حضور یک نخست وزیر قدرتمند را تحمل کند و پس از هفته‌ها تردید و نگرانی به او فهماند که با احترام باید نخست وزیری را کنار بگذارد.»4 در این شرایط انگلیس هم که تا حدودی نسبت به زاهدی بدبین بود به شاه پیوست و از او حمایت کرد؛ چرا که در زمان جنگ جهانی دوم، زاهدی با گرایش به آلمان و هواداری از نازی‌ها، برخلاف منافع متفقین به جاسوسی برای آلمان پرداخته بود. موضوعی که حتی تبعید زاهدی به فلسطین را نیز به دنبال داشت. 
از این رو انگلیس منتظر ماند بعد از حل موضوع نفت، اقدامات لازم جهت برکناری او را فراهم سازد. بنابراین به محض آنکه موضوع نفت تمام شد، «انگلیسی‌ها فشار آوردند که حکومت زاهدی که وظیفه‌اش را انجام داده و ضمنا بسیار منفور افکار عمومی بود از کار برکنار شود و بقیه کارها را هواداران قدیمی سیاست انگلیس در دست بگیرند که مهم‌ترین آن عضویت ایران در پیمان منطقه‌ای بغداد بود که جانشین «بوینستان» سال‌های بعد از جنگ و فرماندهی خاورمیانه سال‌های ۱۹۵۰ بشمار می‌رفت.»5 در کنار این موارد، باید به نفرت افکار عمومی از شاه و کودتاگران نیز اشاره نمود که تأثیر بسزایی در تصمیم شاه و غرب داشت. 
بعد از کودتا افکار عمومی تنفر خاصی نسبت به شاه و دولت کودتا پیدا کردند و همین موضوع شاه و آمریکا را بر آن داشت تا با انجام برخی از اصلاحات تا حدی از فضای منفی و تنش‌های سیاسی بکاهند. یکی این اصلاحات و تغییرات، برکناری زاهدی بود که با تصمیم مشترک شاه و آمریکا گرفته شد. البته خود زاهدی نیز در تصوراتی غلط بر این باور بود که افکار عمومی و اشخاصی چون آیت‌الله کاشانی حامی او هستند. «اما طولی نکشید که تصور غلط او آشکار گردید و در اولین روزهای بعد از 28 مرداد شنیده می‌شد که کاشانی رویه دولت در محدودیت‌هایی که با جکومت نظامی ایجاد کرده را مورد اعتراض قرار داده و از دستگیر کردن افراد برخلاف قانون ناراضی است.»6 
بدین ترتیب طرح برکناری زاهدی از نخست‌وزیری کلید خورد و از او خواسته شد تا از مقام خود استعفا دهد. زاهدی در ابتدا از پذیرش این حکم امتناع می‌کرد؛ اما در نهایت تحت فشار رژیم و مداخله آمریکا و انگلیس مجبور به کناره‌گیری از نخست‌وزیری گردید. بعد از آن زاهدی به هیچ سمت رسمی منصوب نگردید و در نهایت با سفر به سوئیس و اقامت در آنجا به زندگی شخصی خود پرداخت.  

سخن نهایی
فضل‌الله زاهدی بعد از کودتا با دو هدف عمده حل مسئله نفت و سرکوب نهضت ملی به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد و توانست در هر دو زمینه نیز موفق عمل نماید. وی تا زمانی که مطیع اوامر و سیاست‌های شاه بود، تهدید و خطری محسوب نمی‌شد؛ اما بعد از آنکه در برخی از زمینه‌ها به صورت مستقل و فراتر از دستوران شاه اقدام نمود، پایان کار خود را رقم زد و مجبور به کناره‌گیری از قدرت شد. 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •