هژبر یزدانی و تقویت شبکه اقتصادی بهائیت در جهان

هژبر یزدانی و تقویت شبکه اقتصادی بهائیت در جهان

هژبر یزدانی همچون سایر بهائیان، هیچ تعهد و تعصبی به ایران و ایرانی نداشت و منافع خود را بر هر چیز دیگری ترجیح می‌داد. او با زورگویی و آزار و اذیت بسیاری از روستائیان توانست املاک زراعی گسترده‌ای را در ایران جمع‌آوری کند. موقعیت اقتصادی و اجتماعی هژبر یزدانی از اوایل دهه‌ی 1350 چشمگیر ‌شد و از این تاریخ به بعد با استفاده از رانت‌های بانکی و برخورداری از اعتبارات و وام‌های کلان خصوصاً از بانک ملی و بانک صادرات ایران و خرید سهام شرکت‌ها و کارخانجات مختلف، صاحب ثروتی بادآورده گردید.

کافه تاریخ- مقالات

یکی از چهره‌های جنجالی و مشهور اواخر دوره‌ی سلطنت محمد‌رضا پهلوی، هژبر یزدانی بود. او به واسطه‌ی وابستگی به جامعه‌ی بهائیت و ارتباطی که با دربار پهلوی داشت و با استفاده از رانت‌های دولتی و خرید سهام شرکت‌های مختلف تولیدی- صنعتی و کشاورزی، صاحب ثروت و شهرت بادآورده‌ای گردید. هژبر یزدانی، زندگی خود را از حرفه‌ی گله‌داری و شکار در سنگسر آغاز کرد.1 وی به واسطه‌ی وابستگی به جامعه‌ی بهائیت و حمایت عبدالکریم ایادی و هویدا از او، اقدام به خرید سهام شرکت‌های صنعتی و کشاورزی متعددی نمود و صاحب کارخانجات و ثروت بی‌شماری گردید. 


هژبر یزدانی؛ پشتیبان ابتذال و فساد اقتصادی در پهلوی دوم
موقعیت اقتصادی و اجتماعی هژبر یزدانی از اوایل دهه‌ی 1350 چشمگیر ‌شد و از این تاریخ به بعد با استفاده از رانت‌های بانکی و برخورداری از اعتبارات و وام‌های کلان خصوصاً از بانک ملی و بانک صادرات ایران و خرید سهام شرکت‌ها و کارخانجات مختلف، صاحب ثروتی بادآورده گردید. هژبر یزدانی همچون سایر بهائیان، هیچ تعهد و تعصبی به ایران و ایرانی نداشت و منافع خود را بر هر چیز دیگری ترجیح می‌داد. او با زورگویی و آزار و اذیت بسیاری از روستائیان توانست املاک زراعی گسترده‌ای را در ایران جمع‌آوری کند.2
«هژبر یزدانی با حمایت‌های جامعه‌ی بهائیت به ویژه عبدالکریم ایادی، حبیب‌الله ثابت پاسال و منصور روحانی توانست به ملاک بزرگی تبدیل شود و اراضی وسیعی را در باختران، مازندران، اصفهان، یزد و دیگر مناطق تصاحب کند. وی تنها در یزد چهارصد هکتار از اراضی دولتی را غصب کرده و به نام خود به ثبت رسانده بود».3

روابط بسیار نزدیک هژبر یزدانی با خاندان پهلوی
مؤید نظر فردوست، روابط نزدیک و صمیمانه‌ای است که هژبر یزدانی با خاندان محمد‌رضا پهلوی داشته است. یزدانی برای جلب توجه و رضایت خاندان پهلوی از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کرد و به مناسبت‌های مختلف ارادت خود را با ارسال هدایا و اقداماتی نظیر آن اعلام می‌داشت. برای نمونه در نامه‌ای که از دفتر مخصوص فرح برای هژبر یزدانی ارسال گردیده و در آن به خاطر ارسال و تقدیم هدایا به علیاحضرت شهبانوی ایران، تقدیر و تشکر شده، چنین آمده است: «جعبه‌ی سیگار طلا با تاج برلیان زمرد تقدیمی جنابعالی از لحاظ پیشگاه مبارک علیاحضرت شهبانوی ایران گذشت. حسب‌الامر، مراتب خوشوقتی خاطر معظم‌له (لها) ابلاغ می‌گردد. ضمناً در اجرای اوامر صادره، چون قوطی سیگار قدیمی مربوط به دوره‌ی پهلوی است، عیناً به وزارت فرهنگ و هنر فرستاده شد که با ذکر نام اهداکننده در موزه‌ی پهلوی واقع در کاخ مرمر حفظ و نگهداری کنند».4
و یا در نامه‌ی دیگری که از جانب ارتشبد غلامرضا ازهاری، رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران به هژبر یزدانی نوشته شده، آمده است: «آقای یزدانی، مجلس ضیافت مجلل و باشکوهی که به مناسبت زادروز خجسته‌ی والاحضرت همایون و ولیعهد ایران در هتل «میلتون» ترتیب داده بودید و در آن چندصد نفر مورد پذیرایی گرم و شایان توجهی قرار گرفتند، عشق شدید جنابعالی را به سلسله‌ی جلیله‌ی پهلوی که همگی هر چه داریم از آنهاست، می‌رساند و این احساسات در خور هر گونه تقدیر و تقدیس می‌باشد. لذا وظیه‌ی نظامی خود دانستم که مراتب را به شرف عرض مبارک شاهانه برسانم و اجازه بگیرم از این احساسات بی‌شائبه‌ی جنابعالی کتباً قدردانی نمایم...».5 این گونه بود که بهائیت در دوران محمد‌رضا پهلوی جهش اقتصادی عجیبی یافت. به طوری‌که صراحتاً گفته شده بود: ‌«افراد بهائی در مشاغل مهم و حساس مفیدند، چون علیه او توطئه نمی‌کنند».6
هژبر یزدانی تنها به تصاحب زمین‌های زراعی و غیر زراعی اکتفا نکرد، بلکه وارد عرصه‌ی دیگری از اقتصاد نیز شد و آن تأسیس بانک و شرکت‌های خصوصی بود. بانک‌های ترانه و نونهالان از ابداعات هژبر یزدانی در این دوره بود. بانک بهائیت نونهالان، مأمور پرداخت وام به بهائیان و انجام معاملات غیر قانونی بود.7 سهام کلیه‌ی این شرکت‌ها و بانک‌ها متعلق به جامعه‌ی بهائیت بود.
یزدانی از سال 1350 به بعد به خرید سهام شرکت‌های مختلف پرداخت و از قِبل آن اعتبارات کلانی از شعب مختلف بانک ملی ایران و بانک صادرات دریافت نمود و با همکاری غیرقانونی بانک ملی ایران و برخی بانک‌های دیگر، وام‌های هنگفتی دریافت نمود و از این طریق شرکت‌هایی به نام خود و خانواده‌اش تأسیس کرد، از جمله شرکت کفش اطمینان، شرکت کشاورزی مکانیزه و دامداری کیخسرو، شرکت سهامی قند قزوین، شرکت پوست آریازمین، شرکت سهامی قند شاه‌زند و شرکت سهامی قند شیروان8 نمونه‌های بارز شگردهای هژبر یزدانی بود.
هژبر یزدانی بابت معاملات مختلف، وام‌هایی با بهره‌های متفاوت از 5 درصد وام تولیدی تا 12 درصد اعتبار در حساب جاری دریافت می‌کرد که هیچ‌گاه بانک ملی و ادارات امور اقتصادی و دارائی بر آن کنترلی نداشتند تا مصرف واقعی این اعتبارات و وام‌ها را مورد رسیدگی و بررسی قرار دهند؛ زیرا در همه‌جا هژبر یزدانی از ارائه‌ی دفترها و اسناد خود، خودداری می‌کرد و ترازنامه‌هایی هم که در مورد پرداخت مالیات می‌فرستاد، بیشترشان با واقعیت منطبق نبود، به طوری‌که وزارت اقتصاد و دارایی در مورد مشارکت‌های وی ناچار شد اساساً به تشخیص مالیات اقدام کند. با این حال هژبر از پرداخت میلیون‌ها ریال مالیات به دولت استنکاف می‌ورزید و مطالبات دولت را پرداخت نمی‌کرد.9


هژبر یزدانی و تقویت شبکه اقتصادی بهائیت در جهان 
یزدانی در سال‌های آخر رژیم پهلوی در فکر آن بود که به تقویت پایه‌های اقتصادی شبکه‌ی بهائیت در مناطق مطمئن‌تر جهان بپردازد و سرمایه‌هایی را که در ایران به دست آورده در این راه به مصرف برساند. او میزان وسیعی از سرمایه‌های خود را در استرالیا برای تولید گوسفند به کار انداخت، اما متعاقب این سرمایه‌گذاری مرتکب قتل جهانبخش کنارسری انهاری شد. علت قتل هم این بود که هژبر می‌خواست جهانبخش انهاری با پنجاه میلیون تومان به آمریکای جنوبی برود و مقدمات سرمایه‌گذاری او را با دویست میلیون تومان فراهم کند. مخالفت جهانبخش کنارسری با این کار و شهادت وی علیه هژبر، موجب قتل کنارسری توسط چماقداران یزدانی شد.10
در بررسی کارنامه‌ی ننگین هژبر یزدانی آنچه جالب توجه است، ‌همکاری ساواک به ویژه ارتشبد نعمت‌الله نصیری با وی است. گزارش ساواک مورخ 2/6/1357 در خصوص ملاقات و گفتگوی دکتر مهدویان با دکتر محمود عنایت و احسان نراقی پیرامون مصاحبه‌ی عنایت با شاه مطالبی آورده است. در این گزارش ارتباط یزدانی با نعمت‌الله نصیری رئیس ساواک و عبدالکریم ایادی و ماجرای پیشنهاد رشوه از جانب هژبر یزدانی به یوسف خوش‌کیش11 به طور آشکار تأیید شده است. در پایان این گفتگو، احسان نراقی خطاب به مهدویان می‌گوید: «... برای اطلاع بگویم در چند شرکت عمده‌ی یزدانی، یکی از صاحبان عمده، پسر نصیری است که شش سال بیشتر ندارد...».12 دکتر شیخ‌الاسلام‌زاده در دادگاه انقلاب اسلامی راجع به همکاری ارتشبد نصیری با هژبر یزدانی چنین نقل کرد: «هژبر یزدانی سیصد میلیون تومان وام خواست، زیر بار نرفتم. فردای آن روز هرمز قریب و ارتشبد نصیری تأکید در دادن وام به او کردند، من ندادم. فردای آن روز آزمون در مصاحبه‌ای اعلام کرد، بانک رفاه کارگران به وزارت کار منتقل می‌شود... البته یزدانی 25 میلیون تومان وام گرفت...».13هژبر یزدانی در 24 مرداد 1357 در پی شکایت اداره‌ی سرجنگلداری اردستان از وی، به اتهام ضبط غیرقانونی اراضی ملی بازداشت شد و تا 22 بهمن 1357 در زندان به سر می‌برد، لیکن در پی پیروزی انقلاب اسلامی و گشوده شدن درِ زندان‌های کشور، نامبرده نیز از فرصت به دست آمده استفاده کرد، از زندان متواری شد و سپس به کمک ایادی خود به خارج از کشور گریخت.14

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •