تحولات سیاسی و اجتماعی ایران عصر پهلوی از دیدگاه شهید مطهری

تحولات سیاسی و اجتماعی ایران عصر پهلوی از دیدگاه شهید مطهری

استاد شهید مطهری از عالمان سرآمد معاصر است که از برجستگیهای ایشان توجه عمیق و فنی به مسائل متنوع اجتماعی زمان خویش است . شایسته است دقایق آرای ایشان که برای محققان در زمان ما بسیار کارساز و آموزنده است به نحو مطلوب عرضه گردد...

کافه تاریخ- مقالات

استاد شهید مطهری از عالمان سرآمد معاصر است که از برجستگیهای ایشان توجه عمیق و فنی به مسائل متنوع اجتماعی زمان خویش است . شایسته است دقایق آرای ایشان که برای محققان در زمان ما بسیار کارساز و آموزنده است به نحو مطلوب عرضه گردد. حیات اجتماعی استاد مطهری (ره) از تولد تا شهادت را می توان از جهات مختلف و در ابعاد متفاوت مورد بررسی و تحلیل قرار دارد ، زیرا از یک طرف استاد مطهری خود در یکی از حساس ترین دوران حیات فکری کشورهای اسلامی دیده به جهان گشود و از همان ابتدای جوانی در معرض طوفانهای سهمگین اندیشه های الحادی قرار گرفت و از طرف دیگر زندگی ایشان همواره توأم با شرف و معنویت ، تعقل و تدبر و اندیشه و عرفان الهی بوده است و با بررسی تمام لحظات پر بار حیات استاد، 
می توان به ثمرات ارزنده ای دست یافت .1
الف) دوران کودکی (1298ـ1311 ) : استاد آیت الله مطهری فرزند شیح حسن مطهری در 13 بهمن 1298 مطابق با 12 جمادی الاولی 1338 در قریه فریمان از توابع استان خراسان در یک خانواده اصیل و روحانی بدنیا آمد و تقوا وپاکی را از پدر خویش از همان کودکی آموخته بود . او در طفولیت به مکتب خانه رفت و قرآن و دروس ابتدایی را فرا گرفت .
ب ) دوران تحصیل در حوزه علمیه مشهد (1311ـ1315 ش ) : استاد در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نمود و به تحصیل علوم اسلامی پرداخت . در این دوران تحولی در وجودش رخ می دهد که همه افکار واندیشه ها و اعمال و حرکاتش را تحت الشعاع قرار می دهد . ( همان دغدغه و تفکر درباره اثبات و یا انکار خدا )
ج ) دوران تحصیل در حوزه علمیه قم ( 1316ـ1331 ش ) : وی در سن 16 سالگی وارد حوزه علمیه قم شد تا به تحصیل علوم اسلامی بپردازد و این بار فراز دیگری از زندگی پر فراز و نشیب او رقم خورد که در تکوین شخصیت علمی و روحی او نقش بسیار مؤثری داشت و نکته مهم در این خلال تأثیر بسزایی در شخصیت روحی استاد داشته آشنایی با حاج میرزا علی آقا شیرازی ( قدس سره ) بوده است که در سال 1320 در اصفهان رخ داده است . 
د ) دوران اقامت در تهران ( 1331ـ1358 ش ) : که خود به سه بخش تقسیم می شود :
(1) از سال 1331 تا 1341 : استاد در سال 1331 وارد تهران شده و در سال 1332 مقدمه و پاورقی بر جلد اول اصول فلسفه و روش رئالیسم را به پایان رسانده و از سال 1332 به بعد وارد مبارزات سیاسی شد و تا آخری روزهای حیات خویش ادامه داد . از سال 1334 فعالیت خود رادر دانشکده الهیات و معارف اسلامی شروع نموده و کار تعلیم و تدریس را در آنجا به مدت 20 سال ادامه می دهد . از این سال تا 1339 استاد به تدوین وتألیف کتب مختلف همت می گمارد و در بین سالهای 1337 و 1338 از سخنرانان اصلی انجمن اسلامی پزشکان شدو در سالهای 1339 تا 1341 که فعالیتهای اسلامی گسترش یافت استاد در کنار روحانیون فعال به روشنگری و تبلیغ و کنفرانس در دانشگاهها و مساجد ، جلسات ، مکتب توحید و جلسات گفتار ماه و بسیاری جلسات دیگر می پردازند .
(2) از سال 1342 تا 1351 : استاد در جریان دستگیری طلاب و اعزام به سرباز خانه ها نقش مؤثری داشت . ولی پس از قطع رابطه امام و مردم در سال 1342 در هسته مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران و قم نضج و رهبری مردم را به دست گرفته که وی از مبتکران و سازماندهان این طرح بود . وی همچنین در تأسیس جمعیت مؤتلفه اسلامی نقش بسزایی داشت و پس از تبعید امام (ره) به ترکیه نقش وی گسترده تر شد .
(3) از سال 1351 تا 1357 : به دنبال تعطیلی بعضی مساجد شیخ شهید در سال 1353 ممنوع المنبر شد و این ممنوعیت تا سال 57 ( پیروزی انقلاب ) ادامه داشت . از مهمترین خدمات استاد در طول حیات اجتماعیش ، ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامـی از طریق تدریس وسخنرانی و تألیف کتاب است . گذشته از امام خمینی (ره) شهید مطهری اولین شخصیتی است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدین خلق ایران (منافقین ) » پی برد . وی به توصیه حضرت امام هفته ای دو روز به قم عزیمت نموده و درسهای مهمی در آن حوزه القاء می نماید . در سال 1355 بدنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست زودتر از موعد مقرر بازنشسته  گشت . 
(4) از سال 1357 تا شهادت 1358 : به دلیل شهادت سید مصطفی خمینی (ره) نقش جامعه روحانیت تهران در پیشبرد انقلاب و رهبری آن بسیار مؤثر بود و وسیله ارتباط این جامعه با حضرت امام (ره) شهید مطهری بود. پس از مهاجرت امام خمینی (ره) به پاریس ایشان به پاریس غزیمت نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با امام خمینی (ره) مشورت می کرد . پس از پیروزی انقلاب تا نیمه شب جمادی الاخر سال 1399 قمری ( 11 اردیبهشت 1358 ) که به دست اعضای گروه فرقان به شهادت رسید مسئولیت شورای انقلاب را به عهده داشت2 


تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایران از دیدگاه شهید مطهری
در آثار استاد مطهری تحلیل های مختلفی درباره تحولات و تغییرات ، جنبش ها و قیام ها و نهضتها و انقلابهای سیاسی ـ اجتماعی در دوران گذشته و معاصر ایران وجود دارد که در اینجا فرصت پرداختن به همه آنها نیست . از این رو فقط برای نمونه ، تحلیل او از انقلاب اسلامی و آسیب شناسی آن را به اجمال بررسی می کنیم .
سقوط محمد رضا پهلوی و استقرار جمهوری اسلامی را با توجه به جنبه تکاملی آن و تغییر بنیادها در آن و نیز وجود مشخصه های ارادی بودن ، نفی وضع موجود و استقرار وضع مطلوب ، ایدئولوژی اسلامی و رهبری دینی ، می توان انقلاب اجتماعی نامید. از نظر مطهری مهمترین عواملی که سبب وقوع انقلاب اسلامی در ایران شد از این قرار است: 
(1) استبداد خشن و وحشی و سلب آزادیهای قانونی ؛
(2) نفوذ و سلطه استعمار جدید ، یعنی آمریکای جهانخوار ؛
(3) معارضه با دین و تلاش برای دور نگهداشتن سیاست از دین ؛
(4) کوشش برای بازگرداندن ایران به ارزشهای پیش از اسلام و تلاش برای احیای شعارهای مجوسی و محو شعارهای اسلامی ، از قبیل باستان گرایی و تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی ؛ 
(5) قلب و تحریف میراث گرانقدر اسلامی و صادر کردن شناسنامه جعلی برای این فرهنگ به نام فرهنگ ایرانی؛ 
(6) تبلیغ و اشاعه مارکسیسم دولتی ؛
(7) کشتارهای بیرحمانه ، زندانها و شکنجه ها و تبعیدهای غیر قانونی و وحشیانه ؛
(8) تبعیض و ازدیاد روز افزون شکاف طبقاتی علیرغم ادعای اصلاحات ؛
(9) تسلط عناصر غیر مسلمان در دستگاههای دولتی ؛
(10) نقض آشکار قوانین و مقررات دین مبین اسلام ؛
(11) مبارزه با ادبیات فارسی، که حافظ و نگهبان روح اسلامی ایران است ، به بهانه حذف واژه های بیگانه عربی؛ 
(12) قطع ارتباط با کشورهای اسلامی و برقرار کردن ارتباطات وثیق با دولتهای غیر مسلمان از قبیل اسراییل و آمریکا ؛3
عوامل فوق را می توان در سه گروه کلی تقسیم کرد :
(1) عواملی که جنبه مادی دارند ؛
(2) عللی که ناظر بر جریحه دار شدن غرور انسانی هستند ؛
(3) عواملی که مربوط به جریحه دار شدن عواطف اسلامی اند که علل اخیر بیشترین سهم را در پیروزی انقلاب اسلامی داشتند .4
به نظر استاد مطهری علاوه بر عوامل فوق ، دو عامل دیگر در این پدیده مؤثر بودند : « یکی سرخوردگی از لیبرالیسم غربی و دیگری ناامیدی از سوسیالیسم شرقی . این جاست که نقش آگاهی و بازگشت به خویشتن ملت مسلمان ما و احساس کرامت ذاتی و دریافت خود و فلسفه خود از سوی این مردم مشخص می شود . 
با توجه این که هیچ تضمینی وجود ندارد که یک فرد یا جامعه ، حرکت تکاملی خود را بدون وقفه ادامه دهد ، از این رو مطهری هشدار می دهد، بطوری که پس از گذشت بیش از دو دهه از استقرار نظام جمهوری اسلامی ، هنوز هم آسیب شناسی مطهری از جامعیت و دقت و عمق لازم برای توجه دست اندرکاران جمهوری اسلامی برخوردار است . 5در این باره مطهری به دو دسته از عوامل توجه کرده است : 
(1) عواملی که شرط تداوم انقلاب محسوب می شود ؛
(2) عواملی که آفت انقلاب هستند .
گروه اول عواملی هستند که بی توجهی به آنها موجب به خطر افتادن انقلاب می شود ، مهمترین این موارد از این قرار است :
(1) عدالت اجتماعی ؛
(2) استقلال فرهنگی ؛
(3) معنویت ؛
(4) آزادی تفکر و عقیده ؛
(5) اتحاد ؛
(6) استقلال روحانیت
(7) حضور فعال روحانیت در جامعه ، در عین حفظ قداست ؛
(8) توجه به نیازهای مردم و تأمین آنها ؛
(9) آفت شناسی و آفت زدایی ؛
(10) حفظ رهبری و اطاعت از رهبری و ایمان وخلوص و صراحت در رهبری 6
از عوامل دسته دوم ، یعنی آفات برای انقلاب ، می توان به موارد زیر اشاره کرد :
(1) ترک صحنه از سوی انقلابیون که ممکن است به صورت اختیاری و یا قهری انجام پذیرد . ترک اختیاری به این صورت که انقلاب و جنبش را تمام شده بدانند و یا اینکه احساس خستگی کنند . مطهری برای نمونه به نهضت های پیشین ، از جمله نهضت مشروطه استناد می کند . ترک قهری و اجباری ممکن است از طریق ترور فیزیکی افراد ذی نفوذ ، ترور شخصیت افراد ذی نفوذ و توجه به نیروهای متخصص غیر متعهد اتفاق بیفتد .
(2) رخنه فرصت طلبها ، اعم از افرادسودجو و یا دشمنان خارجی و داخلی ؛
(3) نفوذ اندیشه های بیگانه از سوی دشمنان و یا دوستان نادان ؛
(4) تجدد گرایی افراطی ؛
(5) ابهام در طرحهای آینده و بی پاسخ گذاشتن سؤالات و شبهات .7
جمع بندی
مطالعه و بررسی پدیده تغییر و تحول و جهات تکاملی و ارتجاعی آن و نیز  سرعت آن از نظر شدت و ضعف و میزان تداوم آن و همین طور علل و عوامل آن برای هر ملت و جامعه زنده ای ضروری است ، هم باید مبدأ حرکت را بشناسیم و هم مقصد و پایان راه را ، هم متحرک را باید شناخت و هم محرک یا محرکها را ؛ هم مسیر را باید شناسایی کنیم و هم زمانی را که برای طی مسافت میان مبدأ و مقصد باید سپری کرد . استاد مطهری متفکری بود که انسان را شناخت ؛ انسانی که متحرک این مسیر است و محرکها را نیز که در درون خود او قرار دارند ، به درستی شناسایی کرد و با توجه به تنوع محرکها و قدرت محرکها ، جهت گیری آنها را نیز تشخیص داد و در نتیجه توانست در مسیر تعالی و انحطاط و تکامل و ارتجاع را شناسایی کند و به دیگران بشناساند.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •