سرهنگ احمد اخگر؛ روزنامه ‏نگار، شاعری مذهب‏گرا و سیاستمدار

سرهنگ احمد اخگر؛ روزنامه ‏نگار، شاعری مذهب‏گرا و سیاستمدار

پس از کودتاى 28 مرداد 1332 اخگر به وسیله عمال شاه دستگیر شد و به زندان افتاد و پس از خلاصى از زندان در عین گوشه‏نشینى باز هم از تلاش بازنایستاد و با حضور در انجمنهاى ادبى و چاپ مجدد قرآن مجید، اثر دیگرى تحت عنوان راهنماى قرآن (در علم تجوید) به سال 1332ش. منتشر کرد... و به گنجینه آثار فرهنگى و اجتماعى خود افزود.

کافه تاریخ- مقالات

 احمدخان فرسیو معروف و متخلص به اخگر، فرزند حاجى میرزاابراهیم مشهور به ملاباشى، در شب دوشنبه دوم شوال 1307ق. در شهر تهران و در خانه پدرى خود واقع در خیابان برق کوچه میرزامحمود وزیر مقابل حمام قوام‏الدوله دیده به جهان گشود.  پدرش موسوم به ملاباشى از مجتهدان زمان بود که از راه تعلیم امرار معاش و با قناعت زندگى مى‏کرد. وى چند سالى نیز در کتابخانه مدرسه عالى سپهسالار به کار اشتغال داشته است. مادرش دختر حاج غلامعلى ایرایى (ایرا قریه‏اى است در مشرق اسک لاریجان) بود که حاصل پیوند او با میرزاابراهیم یازده اولاد بوده است. هفت تن از آنها در زمان حیات والدین خود وفات مى‏کنند و یک دختر و سه پسر (از جمله میرزا احمد اخگر) در قید حیات باقى مى‏مانند و به زندگى خود ادامه مى‏دهند. ۱ 
احمد اخگر در سال 1313ق. به اصرار پدرش به مکتب خانه سرگذر سپرده مى‏شود تا در آنجا عمّ جزء و سایر دروس مقدماتى را نزد شیخ احمد مکتبدار فرا گیرد. با گذشت دو سال در سال 1315ق. براى تکمیل تحصیلات خود به مکتبخانه گذر عزت‏الدوله انتقال مى‏یابد و نزد میرزاى گرکانى به تحصیل مى‏پردازد. پس از یک سال و نیم آموختن مقدمات، او را به مدرسه ادب مى‏گذراند. مدرسه ادب در آن موقع نزدیک حمام قبله و در جنوب تهران قرار داشت و یحیى دولت‏آبادى آن را تأسیس کرده بود.  احمد اخگر در مدرسه ادب صبح و عصر و به طور مستمر درس مى‏خواند و نزد معلمانى که براى کار خود انگیزه کافى داشتند به تعلیم قرائت قرآن و فراگیرى دروس ادبیات فارسى و عربى اشتغال داشت.  پس از آن، به علت دورى راه در سال 1316ق. به مدرسه سپهسالار سپرده مى‏شود تا در محضر علماى آن مدرسه، از جمله سید آقابابا پیش‏نماز و حاج میرزا اسداللّه‏ یزدى، به تحصیل علوم دینیه مشغول شود. ۲
در سالهاى بعد، میرزااحمد اخگر با مشورت پدر و نظر برادر بزرگ‏ترش دکتر میرزا على خان بدیع‏الحکما اجازه مى‏یابد که به مدرسه دارالفنون وارد شود تا از آن پس، یعنى در سال 1318ق. به بعد، به تکمیل علم همت گمارد. در این میان قسمت نظامى مدرسه دارالفنون به مدرسه نظام انتقال یافت. همزمان با این واقعه احمد اخگر نیز به آن مدرسه که با ریاست مخبرالسلطنه (حاج مهدى‏قلى خان هدایت) کار خود را آغاز کرده بود وارد شد و در کلاسهاى عالى مدرسه نظام به تحصیل پرداخت. ۳  


سرهنگ اخگر و آغاز مبارزات مشروطه خواهی
با آغاز نهضت مشروطه‏خواهى در ایران، احمد اخگر به صف ملیّون و آزادیخواهان پیوست و با استبداد به مخالفت برخاست، و پس از فتح تهران که در آدینه روز ماه جمادى‏الثانى 1327ق. به دست مجاهدین انجام گرفت،  وى با درجه ملازم سوم (نایب سومى) و فرماندهى یک رسد، در رمضان سال 1327ق. به خدمت ژاندارمرى که به تازگى تحت ریاست مظفر اعلم (سردار انتصار) تشکیل شده بود، در آمد. پس از شش ماه خدمت در ژاندارمرى از آنجا استعفا داد و بعد از چندى که بیکار بود،۴ در سوم اردیبهشت 1328ق. با سمت محاسب در ادامه محاسبات باغات دولتى با حقوق ماهى سیصد ریال استخدام شد اما اخگر باز هم به سبب کم بودن حقوقش به ترغیب میرزا جوادخان سروش همکار و دوست آن زمان خود استعفا داد با این نیت که بار دیگر به تحصیلات خود ادامه دهد. اخگر در فروردین ماه سال 1329ق. به خدمت نظام وزارت جنگ وارد شد و دوره مدرسه کادر را به پایان رساند و پس از پایان آن دوره با درجه وکیل اولى و امتیاز شمشیربندى به فرماندهى رسد دوم یکى از گروهانهاى پیاده‏نظام منصوب شد. ۵
احمد اخگر چون به امور نظام علاقه داشت تصمیم گرفت به ژاندارمرى دارایى ایران، که مورگان شوستر آمریکایى به نام ژاندارمرى خزانه تشکیل داده بود، وارد شود.  در برج جدى 1329ق. با درجه نایب دومى طبق حکم خزانه‏دارى کل اداره ژاندارمرى مشغول به کار شد؛ اما پس از چندى بر اثر اولتیماتوم روسها شوستر به آمریکا بازگشت و  ژنرال یالمارسن و عده‏اى از مستشاران سوئدى براى تشکیل ژاندارمرى وارد ایران شدند و ژاندارمرى سوئدى را تأسیس کردند و احمد اخگر هم، همراه با کلیه افسران  ژاندارمرى شوسترى، وارد ژاندارمرى سوئدى شد و در 30 سنبله 1330ق. طى حکمى به رتبه نایب دومى نظام نائل گردید. ۶
در جریان جنگ اول بین‏الملل، که نیروهاى انگلیس در خاک وطن ما عرصه را بر مبارزان تنگ کرده بودند، شهر برازجان به صورت سنگر و مرکز مجاهدین و محور فعالیتهاى ضدبیگانه درآمده بود.  احمد اخگر با سیصد تن از سربازان تحت فرمان خود در جبهه جنوب به عملیات نظامى برضد قواى انگلیس پرداخت و با همکارى یاورعلى خان پسیان و سایر مجاهدین خطه جنوب، از جمله رئیس‏على دلوارى و میرزاعلى کازرونى در چغارک و اهرم توقف کرد و از هیچ‏گونه یارى به آنان دریغ نورزید. ۷
در این گیر و دار به سال 1334ق. انگلیسیها بر قواى نظامى ایران فایق آمده عرصه نبرد را بر وطن‏پرستان هر چه تنگ‏تر کردند. احمدخان اخگر صلاح کار را در آن دانست که در کسوت درویشى و به طور ناشناس از راه دشتستان به کرمانشاه عزیمت کرده به کمیته دفاع ملى (ریاست رضاقلى خان نظام‏السلطنه مافى) بپیوندد، کمیته‏اى که از نمایندگان مجلس شوراى ملى دوره سوم و اعضاى حزب دمکرات و دیگر رجال و شخصیتهاى ایرانى هواخواه آلمان و عثمانى تشکیل شده بود. ۸
ظاهرا در همین دوران بوده است که احمد اخگر یکى از دیدگان خود را از دست مى‏دهد.  وى در دوره پنجم مجلس شوراى ملى که از بهمن سال 1302 آغاز و تا 22 بهمن 1304ش. ادامه داشت از طرف اهالى بوشهر، دشتى و دشتستان به نمایندگى مجلس انتخاب شد. همزمان با قتل ماژور ایمبرى سرکنسول آمریکا، فوت شیخ عبدالنبى، ترور میرزاده عشقى و تبعید رجال و سران بازار تهران، رضاخان سردار سپه خود را با مخالفت افکار عمومى روبه‏رو مى‏بیند، اما همچنان چاره کار را در برقرارى حکومت نظامى مى‏داند. ۹
  نقطه اوج این تقابل به مجلس شوراى ملى نیز راه یافت. آیت‏اللّه‏ سید حسن مدرس و یارانش براى جلوگیرى از نقشه ریاست جمهورى رضاخان و تحکیم مبارزات سیاسى خود یک فراکسیون چهارده نفره به نام فراکسیون اقلیت در مجلس شوراى ملى تشکیل دادند و عهدنامه‏اى بین خود به امضا رساندند. سید حسن مدرس در جلسه مورخ 7 مرداد سال 1303ش. متن استیضاح رضاخان سردار سپه را به مجلس پنجم تسلیم نمود. احمد اخگر همراه با سید ابوالحسن حائرى‏زاده، عراقى، میرزاعلى کازرونى، آیت‏اللّه‏ سید حسن مدرس، میرزامحمدتقى خان ملک‏الشعراى بهار و سید حسن زعیم کاشانى از جمله امضاکنندگان این استیضاح بودند. البته این استیضاح هیچ‏گاه به عمل در نیامد. از این رو، احمد اخگر، به اتفاق مرحوم مدرس و تنى چند از آزادیخواهان، با رضاخان به مبارزه علنى پرداخت۱۰ و چون از ذوق ادبى برخوردار بود آثار و سروده‏هاى خود را به کمک صاحبان جراید منتشر مىساخت و مخالفت خود را با رضاخان آشکارا بیان مىکرد. نمونه این اشعار سیاسى در روزنامه قرن بیستم، که متعلق به میرزاده عشقى بود، به یادگار مانده است. ۱۱
بدین‏ ترتیب احمد اخگر در مجلس پنجم جزو اقلیت مجلس و در کنار سید حسن مدرس بود؛ اما دانسته نشد بعدا از چه رو، همراه با حائرى‏زاده یزدى و میرزاعلى کازرونى و ...، همفکرى و وحدت نظر خود را نسبت به موضع ‏گیریهاى سیاسى آیت‏ اللّه‏ مدرس از دست داد. ۱۲


فعالیت ادبی، سیاسی و نظامی سرهنگ اخگر در دوره پهلوی اول
پس از انحلال سلطنت قاجار، احمد اخگر به اجبار رضاشاه بار دیگر در نظام و ارتش نوین وارد شد و با سمت ریاست نظام وظیفه غرب کشور به کار پرداخت. در این فاصله به مدت بیست و یک سال بدون ترفیع درجه با منصب سرهنگى تحت مراقبت پلیس سیاسى (در عصر رضاشاه) و مأموران امنیتى در روزگار محمدرضا شاه پهلوى قرار داشت.  با وجود این، سرهنگ احمد اخگر در ادامه مبارزات سیاسى و تلاشهاى فرهنگى و مذهبى خود هیچ‏گاه به جریانات روز بى ‏اعتنا نبود و در دوران حکومت رضاشاه به چاپ و انتشار کتابهاى اخلاقى و آموزشى پرداخت که نمونه آن چاپ قرآن مجید و کتب دیگرى مانند بیچون‏نامه و اسرار خلقت و امثال منظوم مى‏باشد.۱۳ اخگر کتاب بیچون‏نامه و اسرار خلقت را در جواب چون و چراهاى عبدالحسین بهمنى که راجع به آفرینش، از یزدان پاک، شکایت کرده به سال 1315 سروده است، و دیگر شاعران ایرانى نیز از اقصى نقاط ایران به حمایت از احمد اخگر با سروده‏هاى نغز خود پاسخ چون و چراهاى بهمنى را داده ‏اند. ۱۴
افزون بر این، احمد اخگر کتاب امثال منظوم را در سال 1318ش. سروده و تنظیم کرده است که در این اثر قریب پنج هزار ضرب‏المثل گردآورى شده است. طرز نگارش کتاب چنین است که ابتدا سه ‏چهار مثل تقریباً به همان صورتى که در میان عامه رایج است ذکر و بعد مضمون همان ضرب‏ المثلها در یک دوبیتى گنجانیده شده است. این کتاب با همه مهارت و هنرمند‏ى که اخگر در نظم آن به کار برده از نظر اصول ضبط فولکلورها ارزش زیادى ندارد؛ زیرا این گونه تفننهاى ادبى توجه خواننده را از خود ضرب‏ المثل و از زیبایى ساده و طبیعى آن منحرف مى‏کند.  با بروز جنگ جهانى دوم و واقعه شهریور 1320 احمد اخگر در جهت مبارزه با قواى متجاوز شوروى و انگلستان در صدد ایجاد یک تشکل نظامى مخفى برآمد ولى این حرکت را جاسوسان انگلیسى کشف کردند و اخگر که در اصفهان با درجه سرهنگى انجام وظیفه مى‏کرد همراه با سرتیپ کوپال، سرهنگ جهان‏بیگلو و سرهنگ افسطى به بهانه طرفدارى از آلمانیها و با نظر نیروهاى متفق در ساعت 5/8 صبح هشتم شهریور 1322 بازداشت و به بازداشتگاه شهر اراک منتقل شد. ۱۵
اخگر دو سال در زندان اراک به سر برد؛ امّا این دوران براى او فرصت مناسبى بود تا به مطالعه و تحقیق بپردازد؛ خلق آثارى چون کتاب علم عروض و قافیه و ترانه‏هاى اخگر حاصل روزگار حبس او به شمار مى‏رود. سرهنگ احمد اخگر در سیزدهم خرداد ماه سال 1324 بدون دادن تعهد از زندان رهایى یافت.  از آن پس به صنف جریده‏نگاران پیوست و به فاصله دو دوره، از سال 1324 تا 1339، دو بار هفته‏نامه ادبى ـ اجتماعى اخگر و همچنین سالنامه اخگر را منتشر ساخت. ۱۶ سرهنگ احمد اخگر در چهاردهم مرداد سال 1326 بازنشسته شد و فرصت مناسبى یافت تا بتواند همّ خود را در راه تعالى علم و ادب مصروف دارد. ولى علاوه بر تلاشهاى فرهنگى و ادبى از حمایت مخالفان دولت، که در لباس نظامى مشغول مبارزات سیاسى بودند، غافل نبود و با عنوان رئیس کانون وکلاى مدافع ارتش جان عده‏اى را از مرگ نجات بخشید. ۱۷
سرهنگ احمد اخگر یک بار هم به عتبات عالیات سفر کرد و پس از کسب اجازه از آیت‏الله حکیم و آیت‏الله سید ابوالقاسم کاشانى به چاپ قرآن کریم پرداخت که یکى از نفیس‏ترین چاپهایى است که تاکنون از کلام‏اللّه مجید عرضه شده است. دقت در حروف و حرکات، استفاده از کاغذ اعلى و خط خوش نستعلیق از مختصات این قرآن به شمار مى‏رود. این قرآن اولین قرآنى است که به خط نستعلیق نگاشته شده است. 
در جریان ملى شدن صنعت نفت بار دیگر اخگر به صحنه سیاست قدم گذاشت و از طرف مردم بوشهر براى دومین بار به نمایندگى مجلس شوراى ملى در دوره هفدهم برگزیده شد و در کنار دکتر محمد مصدق و آیت‏الله کاشانى جهت تحقق بخشیدن حقوق ملت ایران به صحنه پیکار گام نهاد. اهالى بوشهر در این دوران به او علاقه و اعتماد زیادى داشتند و احمد اخگر نیز از جمله وکلاى مردمى به شمار مى‏رفت که همیشه درِ خانه‏اش براى رفع مشکلات به روى مردم باز بوده است. ۱۸
در سال 1331 دکتر محمد مصدق (نخست‏وزیر) پس از اینکه تصدى وزارت جنگ را از شاه خواستار شد و محمدرضا شاه پهلوى از پیشنهاد او سر باز زد، از سمتِ نخست‏وزیرى استعفا داد. در پى این رویداد، نمایندگان طرفدار جبهه ملى مجلس در بیست و ششم تیرماه 1331 تعهدنامه‏اى را امضا کردند که به تشکیل فراکسیون ملى  منجر شد.در این میان، احمد اخگر، همراه با 29 تن دیگر از نمایندگان هوادار دکتر محمد مصدق، ضمن مذاکراتى درباره مرامنامه و نظامنامه فراکسیون وطن، این فراکسیون را به فراکسیون نهضت ملى، تبدیل کردند.۱۹


فعالیت ادبی، سیاسی و نظامی سرهنگ اخگر در دوره پهلوی دوم
پس از کودتاى 28 مرداد 1332 اخگر به وسیله عمال شاه دستگیر شد و به زندان افتاد و پس از خلاصى از زندان در عین گوشه‏نشینى باز هم از تلاش بازنایستاد و با حضور در انجمنهاى ادبى و چاپ مجدد قرآن مجید، اثر دیگرى تحت عنوان راهنماى قرآن (در علم تجوید) به سال 1332ش. منتشر کرد... و به گنجینه آثار فرهنگى و اجتماعى خود افزود. ۲۰ 
آخرین مطلب سیاسى که درباره سرهنگ احمد اخگر در منابع تاریخى ذکر شده این است که در سال 1342 جبهه ملى در نظر داشت احمد اخگر را در دوره بیست و یکم مجلس شوراى ملى براى نمایندگى شهر بوشهر نامزد کند اخگر پذیرفت؛ اما به علت فرمایشى بودن انتخابات از این تصمیم اعلام انصراف داد و محمدباقر بوشهرى پس از کناره‏گیرى احمد اخگر به مجلس راه یافت. ۲۱


جمع بندی
بارى، سرهنگ احمد اخگر، در مجموع، دهه پایانى عمر خود را در خدمات ادبى سپرى کرد و آنى از نوشتن و خواندن، مشاعره و سرودن شعر فارغ نبود و به خصوص در کار شعر و شاعرى همت و استقامت فراوانى داشت. دیوان شعر او 3000 بیت مشتمل بر غزلیات، چکامه‏ها، رباعیات و قطعات مختلف است که در نوع خود از فصاحت و بلاغت برخوردار بوده از انساندوستى او حکایت مى‏کند.  دیوان او تا به امروز به صورت کامل به چاپ نرسیده اما جزواتى به طور مجزا از این دیوان، استخراج و منتشر شده است.   سرهنگ احمد اخگر، سرانجام، در دوم بهمن ماه سال 1348 و در سن 80 سالگى در بیمارستان شماره 2 ارتش چشم از جهان فرو بست و پیکرش در امامزاده عبداللّه به خاک سپرده شد. 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •