علت مرگ علی اکبر داور

علت مرگ علی اکبر داور

علی‌اکبر داور، از رجال سیاسی دوره رضاشاه پهلوی، از جمله افرادی است که در به قدرت رسیدن رضاشاه نقش مهمی ایفا نمود و توانست در پست‌های متعددی همچون پست وزیر عدلیه، مالیه و فرهنگ در کابینه‌های مختلف به خدمت بپردازد. وی را بنیان‌گذار دادگستری نوین در ایران نیز دانسته‌اند؛ او در اموری چون اصلاح قانون مالیات نیز دست برتری داشت. با این حال داور علیرغم خوش‌خدمتی، به طرز مشکوکی درگذشت.

کافه تاریخ- مقالات

علی‌اکبر داور، از رجال سیاسی دوره رضاشاه پهلوی، از جمله افرادی است که در به قدرت رسیدن رضاشاه نقش مهمی ایفا نمود و توانست در پست‌های متعددی همچون پست وزیر عدلیه، مالیه و فرهنگ در کابینه‌های مختلف به خدمت بپردازد. وی را بنیان‌گذار دادگستری نوین در ایران نیز دانسته‌اند؛ او در اموری چون اصلاح قانون مالیات نیز دست برتری داشت. با این حال داور علیرغم خوش‌خدمتی، به طرز مشکوکی درگذشت. برخی فوت او را خودکشی دانسته و برخی معتقدند که وی مشمول ترور سیاسی مخالفانش شد. با این حال عده‌ای نیز انگشت اتهام را به سوی رضاشاه بلند کرده و معتقدند داور به دلیل فشار سیاسی رضاشاه مجبور به خودکشی شد.


داور که بود و چه کرد؟ 
علی‌اکبر داور در سال 1264 در تهران متولد شد و بعد از پشت سر گذاشتن تحصیلات ابتدایی خود در تهران، موفق شد جهت تکمیل تحصیلات خود تا مقطع دکترا روانه سوئیس گردد. داور بعد از بازگشت به ایران به مجلس راه یافت و در دوره رضاشاه توانست نقش مهمی در بنیان گذاری پایه سلطنت او ایفا نماید. گفته می‌شود داور کسی بود که در روز نهم آبان 1304 ماده واحده انقراض سلسله قاجار را اعلام داشت و به سختی از آن در مقابل مخالفانی چون مدرس و مصدق دفاع کرد. چنانچه وقتی مصدق به عنوان مخالف در مقابل آن ایستاد، داور عنوان نمود «من خدا را شاهد می‌گیرم که تغییر این مواد موافق مصالح مملکت است»1 داور معتقد بود سیستم پادشاهی آن هم از نوع محدود بهترین گزینه برای اداره ایران است. «وقتی آقای پهلوی شاه بشوند و البته شاه هم خواهند بود، موافق قوانین ممالک متمدنه و به طوری که مشروطیت ایران هم تصویب می‌کند، غیرمسئول و فقط شاه، نه شاه و رئیس الوزراء و رئیس قوا و وزیر جنگ؛ قطعاً باز در عمل اثرات وجود ایشان بسیار است.»2 
داور با حمایت گسترده از رضاشاه توانست به سیستم سیاسی او راه یابد و عهده‌دارسمت‌های متعددی از جمله وزارت مالیه، عدلیه و... گردد. او در کنار این سمت‌ها نقش بسزایی در تغییر و تحول نهادهایی همچون نهاد دادگستری داشت. مخبرالسلطنه درباره کوشش‌های داور در این عرصه‌ها در کتاب خود آورده است «در وزارت عدلیه اختیاراتی از مجلس گرفت و اصلاحاتی کرد و یکدوره قانون بدفتر آورد، اواخر هم وزارت مالیه داشت، به تقرب مفتخر بود، از او تظاهر بزندقه ندیدیم و به عفت قائل بود. بعضی مالیات‌ها که بضرورت شاید هم به اجبار بمجلس می‌برد و می‌گذراند دلخوری در جماعتی تولید کرده بود.»3 داور در شرایطی که خدمت زیادی به کشور و حتی رضاشاه کرده بود ناگهان در 20 بهمن 1315 با خوردن تریاک اقدام به خودکشی کرد.


چرا داور خودکشی کرد؟
در باب مرگ داور نظریات متعددی بیان شده است. برخی علت خودکشی او را ناشی از افسردگی وی دانسته و معتقدند از آنجا که وی نتوانست به اهداف موردنظر خود دست یابد، دست به خودکشی زد. از جمله این اصلاحات سیستم سیاسی مورد نظر و نیز سایر نهادهای ایجاد شده بود. چنانچه کوشش وی در زمینه صادرات و واردات، با مشکلات عدیده‌ای مواجه شد. در این رابطه، داور «در آغاز به منظور انحصار صادرات و واردات به ایجاد شرکت‌های دولتی، که بخش مهمی از سرمایه‌های آن‌ها را دولت می‌داد، اهتمام ورزید. به زودی معلوم شد که این شرکت‌های انحصاری کارایی رضایت‌بخشی ندارند. در اثر نبود مدیریت شایسته و وظیفه‌شناس، نابسامانی غیرقابل تصور بر آنها حکمفرما شد و آن شرکت‌ها به حال خود‌‌ رها شدند.»4 
در عرصه حکومتی نیز داور امیدوار بود بتدریج شاهد یک حکومت سلطنتی محدود باشد؛ اما گذشت زمان برعکس انتظارات او پیش رفت و در نهایت حکومتی مطلقه پدیدار شد. علاوه بر این موارد دلایل متعدد دیگری نیز در رابطه با خودکشی داور ذکر شده است. «از جمله تأمین نشدن بودجه در موعد مقرر، دادن ارز به فردی بدون اطلاع رضاشاه. همچنین گفته شده ترس و نگرانی دائم وی از دسیسه‌های محمدحسین آیرم، رئیس کل شهربانی، یکی از عوامل اصلی خودکشی داور بوده است»5 
سرلشگر محمدحسین آیرم که رئیس نظمیه بود در کار پرونده‌سازی‌های جعلی مشغول بود و از این لحاظ توانسته بود نظر مساعد رضاشاه را جلب نماید. گفته می‌شود آیرم برای داور نیز پاپوش درست کرده بود و با انتشار شب‌نامه‌هایی، راه اصلاح مملکت را حذف داور اعلام نموده بود. قطعاً می‌توان به راحتی به این موضوع پی برد که رضاشاه نیز از چنین پاپوشی بی‌اطلاع نبوده است و شاید خود دستور به چنین کاری داده بود. علیرغم این مسائل، برخی نیز معتقدند عامل اصلی «خودکشی داور، خستگی و ضعف جسمی و روانی ناشی از فشار بیش از حد کار بود که بخشی از آن به دلیل توقعات روزافزون شاه و بخش دیگر، به سبب علاقه داور به اصلاح امور و ترقی ایران بود به دستور شهربانی، روزنامه ها علت مرگ داور را سکتة قلبی اعلام کردند.»6
اما اگر بخواهیم مرگ داور را به خودکشی و خستگی روحی و جسمی محدود کنیم قطعاً بخش مهمی از واقعیت را نادیده گرفته‌ایم. زیرا قسمتی از این ماجرا به رضاشاه و نقش او در ایجاد فشار بر داور بازمی‌گردد و این موضوع را می‌توان از واکنش رضاشاه پس از شنیدن خبر مرگ داور به خوبی دریابیم. بر این اساس «واکنش شاه در قبال این واقعه بسیار شدید بود و همین واکنش شدید موجب گردید که وی موضعی کاملا متضاد با سیاست برنامه‌ریزی شده از سوی مرحوم داور اتخاذ کند که همین امر تمام تلاش‌ها و کارهای نیمه تمام وی را بر باد داد. رضاشاه بدون اینکه کارهای مرحوم داور را مطالعه و بررسی نماید و بدون اینکه نکات مثبت برنامه او را در نظر بگیرد، دست به تغییر دادن سیاست اقتصادی‌ای زد که قطعا زیان‌های مالی هنگفتی به بار آورد.»7
سخن نهایی
داور همه خدماتی که به حکومت پهلوی کرد، به عاقبتی بد روبرو شد. خودکشی. او تغییرات زیادی در قوه قضائیه ایجاد کرد و پیش از آن تلاش بسیاری در جهت دستیابی رضا پهلوی به پادشاهی داشت. عاقبت او و روشنفکران همراه او نشان داد که رضاشاه خودکامه ای تمام عیار بود.
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •