عکس

    روایت سید‌حبیب حبیب‌پور از شهید «سیدحسن کاظمینی»

    دیدی عاقبت شهید شدم!

    «سیدحسن کاظمینی» پس از تمرین به سراغ سید مصطفی رفت و با اصرار از او خواست که در تئاتر نقش شهید را بازی کند؛ درخواستی که پذیرفته نشد؛ چند روز بعد و پس از عملیات سیدحسن به سید مصطفی گفت: دیدی عاقبت شهید شدم؟!
    1393/3/9 21:13

    «شهدا چه کسانی هستند؟» به قلم شهید «بهمن پوردیان»

    شهدا زبان دردهایند؛ در میان بت‌ها ابراهیم و در میان بلاها ایوب‌اند

    شهدا، به جوش می‌آورند خون‌های سرد و بی‌حرکت را، به هوش می‌آورند قلب‌های غافل و خوابیده را و به نوش می‌سازند لب‌های خشک و تشنه را؛ شهدا، در میان بت‌ها ابراهیم‌اند، در میان فرعون‌ها موسی‌اند و در میان بلاها ایوب‌اند.
    1393/3/9 21:10

    وبلاگ بیدارها

    آنچه آینه‌ها نشان می‌دهند دروغ نیست!

    آنچه در کتاب «رهایی از تکبر پنهان» مورد توجه قرار می‌گیرد این است که حتی بسیاری از ویژگی‌های به ظاهر مثبت و اعمال حسنه ما نیز در خدمت تکبر پنهان ما هستند حتی تواضع و اخلاص ما!
    1393/3/9 21:06

    وبلاگ مجاهدین اسلام

    تهران، شهر خاکستری!

    اینجا تهران، همه چیز در حال تحول است، حتی جای درخت با تیر چراغ راهنما و بعضاً تیر برق عوض شده، اما شهری است دوست داشتنی که همچنان در کوچه پس کوچه‌هایش گمنامانی هستند که هدفشان همچون تلاششان از بین بردن منکرات و محرمات است.
    1393/3/9 21:04

    روایتی از مسعود ده‌نمکی در وبلاگ شخصی‌اش

    خدا را شکر این فقط خواب بود!

    از تعبیر شدن ادامه خوابم حیران و نگران بودم؛ هزار فکر در سرم گذشت، مگر می‌شود روزی امام در بین ما نباشد پس این همه دعای مردم و متصل شدن قیام به نهضت امام زمان چه‌ می‌شود؟
    1393/3/9 21:01

    وبلاگ آهستان

    یک پدر منتظر، یک مادر چشم به راه، یک نوزاد بی‌پدر…

    روایت حماسه‌ها و مظلومیت‌ها، آن اشک‌ها و خون دل‌ها، آن جدایی‌ها و صبوری‌ها کار آسانی نیست؛ مرد میدان می‌خواهد که آن حماسه‌ها را در حد و اندازه آنها روایت کند.
    1393/3/9 20:59

    وبلاگ حقیقت محض

    ماجرای سفر به دنیای ناشناخته

    مواجهه با دنیای ناشناخته، آنقدر برای کودک دشوار است که کاری جز گریستن با تمام وجود، از او برنمی‌آید؛ او گریه می‌کند، اما اطرافیانش خشنودند؛ این سفر دشوار، برای مسافرانی که پیش از او این مسیر را پیموده‌اند مایه‌ مسرت است.
    1393/3/9 20:57

    وبلاگ دست‌نوشته‌ها

    چهارم خرداد بهانه‌ای برای توسعه دزفول

    ثبت روز دزفول در تقویم رسمی کشور معنایش این است که دزفول با شهرهای دیگر از جهاتی متفاوت است؛ این تفاوت باید ثمره و امتیازاتی برای شهرمان داشته باشد و لازم است از این فرصت در جهت توسعه دزفول استفاده شود.
    1393/3/9 20:54

    حماسه آفرینی زنانه در روزهای مقاومت

    در هر کوچه شهر زنی چادر را بر کمر گره زده بود

    حماسه آفرینی زنانه بر دل می‌نشیند و خاطرات را رنگ می‌بخشد، حماسه‌ای که غرق لطافتی برگرفته از عشق مادرانه، دلسوزی خواهرانه و شجاعت زینبی است؛ شجاعتی که او را تا خطوط مقدم جبهه به عشق فرزندان می‌کشاند.
    1393/3/9 20:52

    خاطره‌ای از نخستین مرحله آزادسازی خرمشهر

    آن شب خیلی به ما سخت گذشت

    هوا روشن شده بود و دشمن گردان ما را زیر آتش شدید گرفته بود؛ ما از دو طرف محاصره شدیم و دشمن اجازه نداد تا نیروهای خودی به ما ملحق شوند؛ طوری شد که مجبور شدیم 2 کیلومتر عقب نشینی کنیم.
    1393/3/9 20:50

    وبلاگ مظلومین شیمیایی ایران

    چرا یک جانباز شیمیایی مظلوم است؟

    یک جانباز قطع نخاع در حقیقت ویلچر یار و مددکارش است، یک جانباز قطع عضو عصا او را یاری می‌دهد؛ اما آیا کسی می‌تواند جای یک جانباز شیمیایی نفس بکشد؟
    1393/3/9 20:48
935