سبک زندگی

    حکایتی جالب از افلاطون

    روزی، آدم نادانی که صورت زیبایی داشت، به « افلاطون» که مردی دانشمند بود، گفت: ” ای افلاطون، تو مرد زشتی هستی”.
    1393/7/18 20:31

    داستان اعرابی و مرد فیلسوف نما

    آیا واقعا عقل و علمی که از آن نه دنیا به دست آید و نه آخرت، سوده ای دارد ؟ حکمتی که از وهم و خیال و سفسطه و مغلطه پدید آمده و کاربردی ندارد نبودش بهتر است. دکان های کلامی و فلسفی و مکتب های گوناگون جز سردرگمی برای بشر چه ارمغانی داشته است ؟
    1393/7/10 21:37

    دختر صدساله

    به عنوان مثال آن که هجده سال دارد هجده هزارتومان و آن که بیست وپنج سال دارد بیست وپنج و دیگری که سی ودوسال دارد به همان مقدار وجه نقد دهم. حال شما به خواستگاری کدام یک آمده اید؟
    1393/7/10 20:00

    حکم حکم نادر و مرگ مفاجات

    در مملکت من برای هر پنج خانواده یک دیگ کافی است !» نادرشاه قبل از هر کاری مالیات سه ساله را به شکرانه فتح هندوستان بخشیده بود به عنف و شکنجه از رعایای بیچاره ستانده آنچه جواهر در خانه مردم بود به بهانه اینکه در دهلی دزدیده شد ! به زور از آنها گرفت و به کلات فرستاد
    1393/7/10 19:54

    امیر کبیر و شاعر متملق

    163سال پیش از این او چکامه بلند و غرّایی در مدح و ثنای امیر کبیر سروده و در وصف امیر، او را جانشین وزیر ظالم قبلی یعنی حاج میرزا آقاسی نامیده بود
    1393/7/10 19:45

    حکایت برق دار شدن شهر چراغ نفتی ها ...

    در جریان حفاری در بغداد ، اولین پیل های الکتریسته جهان را در کلبه یک کیمیاگر اشکانی پیدا کردند ، دیگر خیلی هم سخت نبود گفتن اینکه اشکانیان که آن روزها عراق در مجموعه سرزمین هایشان بود ، اولین کاشفان الکتریسته هستند . گرچه کیمیاگران اشکانی که با کمک پیل های الکتریکی طلاکاری می کردند ، رازهای مگویشان را به آنها که بعد از خودشان آمدند ، انتقال نداند و برای همین بود که طلاکاری با کمک الکتریسته مثل یک افسانه باستانی قدیمی برای همیشه در کلبه کیمیاگران اشکانی مدفون شد .
    1393/7/30 14:03

    چ مثل هیچکس

    هم سگ خرید و فروش می کرد،هم دعواهاش حسابی سگی بود.یک روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا(!) و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه.شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن.....!!
    1393/8/2 13:07

    حکایت استقلال سرزمینی که آفتاب در آن غروب نمی کرد

    جمهوریخواهان، استقرار ده‌ها هزار سرباز ارتش در ایرلند شمالی در طول سه دهه (۲۰۰۰-۱۹۷۰) را ادامه اشغال خاک ایرلند توسط ارتش بریتانیا دانسته و مبارزه‌ای چریکی را علیه آن آغاز کردند.تصمیم اولیه لندن به "عملیات تروریستی" خواندن این عملیات پنهانی، و بازداشت بدون مدت و محاکمه فعالان "آر- آی- ای" (ارتش جمهوریخواه ایرلند) و وحدت طلبان مسلح، به حل مسئله کمکی نکرد.
    1393/7/30 12:56

    حکایت شاهین و کشاورز

    این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد.
    1393/6/28 21:31

    حکایت گربه و خرگوش از کلیله و دمنه

    دراج به خرگوش گفت که در این نزدیکی و بر لب آبگیر، گربه‌ی پارسایی زندگی می‌کند که همیشه در ستایش است و هرگز خونی نریزد و کسی را آزار ندهد و هنگام ریاضت، با آب و گیاه دهان باز کند. داوری از او دادگرتر پیدا نمی‌شود. پس نزدیک او رویم تا کار ما را درست کند.
    1393/6/28 21:28

    گفتگوی شیطان و فرعون

    فرعون به او گفت: آیا بدتر از من و از خودت بر روى زمین سراغ دارى؟
    1393/6/21 21:36
489