تاریخ شفاهی

    نیروهای مسلح شاه؛ طبقه ای ممتاز، لوس و نازپرورده

    با توجه به اینکه حکومت پهلوی، حکومتی غیر مردمی بود، به شدت از چهره اجبار استفاده می­کرد. آنان تلاش می کردند تا همیشه از زور و قوای نظامی برای ساکت نگه داشتن مردم استفاده کنند. دلیل آن نیز این بود که دستگاه پهلوی از ایجاد رفاه و آسایش برای مردم ناتوان بود. بر همین اساس ناچار بود تا قوای نظامی را به گونه ای تربیت کند تا آنان به سرکوب مردم بپردازند. جدایی میان آنها و مردم و تجهیز آنها و .... همه و همه نشانگر این رویکرد محمدرضا پهلوی بود. نگاه متفاوت میان نیروهای مسلح و باقی گروه­های مردمی از نگاه، آنتونی پارسونز، سفیر ایران در انگلستان، نیز پنهان نمانده است . . .
    1396/5/25 01:00

    اوج مبارزات کمونیستی در دهه 1340 به روایت موسوی بجنوردی

    سال 1340 حزب ملل اسلامی با رهبری سیدکاظم موسوی بجنوردی و همراهی جمع زیادی از دوستان و یاران همیشه همراهش تشکیل شد. همان طور که می دانیم جریان و گروهی که او به راه انداخت از مبانی و اندیشه های اسلامی بهره می گرفت. این نکته اگرچه به ظاهر عادی به نظر می رسد، اما اگر بخواهیم در بستر آن زمان به این مسئله توجه کنیم از اهمیت ویژه ای برخوردار است . . .
    1396/5/24 01:00

    چرا درجه حرارت بدن ولیعهد هر روز به رضاشاه گزارش می شد؟

    رضاشاه همچون بسیاری از شاهان دیگر برای ادامه سلطنت در خاندان خود اهمیت زیادی قائل بود. شاید از همین رو بود که سلامتی ولیعهد را بیش از دیگران دنبال می نمود و بعلاوه بخاطر او بسیاری از رجال قدرتمند را از کار برکنار کرده و به طور کلی حذف کرد. مثل تیمورتاش. تا مبادا پس از مرگ شاه، از به قدرت رسیدن شاه جلوگیری کنند. جالب اینکه اهمیت مزاج ولیعهد به قدری مهم بود که در سفرهای شاه، کسی می بایست از تهران به طور روزنامه سلامتی او را به شاه تلگراف می کرد . . .
    1396/5/23 01:00

    همه دشمنان شاه خارجی اند!

    حکومت پهلوی بر این باور بود که در میان مردم از مشروعیت زیادی برخوردار است. انگار نه انگار که از مشروعیت نداشته حکومت پهلوی، پس از کودتای 28 مرداد و سرکوب های پس از آن چیزی باقی نمانده بود. این توهم مشروعیت بود که باعث می شد تا حکومت تصور کند همه مخالفینش از دشمنان خارجی ­اش ماموریت مبارزه با حکومت را گرفته ­اند. از این رو بود که حاضر نبود بپذیرد، نیروهای مخالف خود به تئوری پردازی و سازماندهی حزبی پرداخته­ اند:
    1396/5/22 01:00

    صدراعظم ایران خطاب به کاردار انگلیس در تهران: من را از تبعیت دولت انگلیس معاف فرمایید!

    کنلل شیل در زمانی که عباس میراز نایب السلطنه ایران بود در تهران شارژدافر(کاردار) دولت انگلیس در تهران بود. لیدی شیل همسر کاردار، در سفرنامه اش به ایران که در لندن در سال 1856 به چاپ رسیده بود می نویسد: «بعد از عزل میرزا تقی خان امیرکبیر از صدارت عظمی، میرزا آقاخان نوری عریضه ای به شوهرم نوشت . . .
    1396/5/16 00:19

    این ره که تو می روی به گورستان است!

    کینه رضاشاه از مدرس آنقدر بود که به تدریج به این نتیجه رسید او را باید حذف کند؛ بنابراین ابتدا کاری کرد که او نتواند نمایند مجلس شود؛ این کار دشوار نبود و با تقلب در انتخابات ممکن شد. پس از آن او را همچون بسیاری از مخالفین دیگر بازداشت و روانه زندان کردند و در نهایت نیز او را به قتل رساندند. اما پیش از همه اینها و در زمانه¬ ای که رضا پهلوی تازه شاه شده بود این دو در چند نوبت به گفتگو با هم پرداختند و مدرس طی آن به انتقادات شدید از رضاشاه پرداختند:
    1396/5/13 19:40

    بزرگ ترین نقص اخلاقی رضاشاه

    آنقدر که نخبگان ترکیه در آن عصر از آتاتورک به خوبی یاد می کردند، نخبگان ایرانی از رضاشاه به نیکی یاد نمی کردند. اما دلیل این امر چه بود؟
    1396/5/12 01:38

    ماجرای پرون و رضاشاه به روایت حسین فردوست

    چندی پس از بازگشت ولیعهد از سفر سویس جهت تحصیل، ارنست پرون نیز در تهران به او ملحق شد. رضاشاه با اکراه حضور پرون در ایران را پذیرفته بود و از او متنفر بود. قطعا رضاشاه که خود عامل انگلیس بود به این نکته پی برده بود که پرون عامل انگلستان در ایران است.
    1396/5/9 23:14

    وحشت سفیر ایران از نفوذ لمپنیسم درباری

    روایتی از هراس عجیب سفیر ایران در ایتالیا از شعبون بی مخ!

    پدیده لمپنیسم و پیوند آن با دربار پهلوی یکی از وجوه بارز عرصه سیاست ایران در عصر پهلوی دوم بود. ظهور و بروز پدیده شعبون بی مخ و نقش بی بدیل وی در پیروزی کودتای 28 مرداد 1332 گواه این مدعاست. عبدالرضا هوشنگ مهدوی در ماموریت دیپلماتیک خود در سفارت ایران در ایتالیا از وحشت سفیر ایران در رم (پایتخت ایتالیا) از شعبان جعفری اینچنین نقل می نماید . . .
    1396/5/7 20:01

    پاسخ جالب امام به درخواست لغو دیدار با زنان

    از شهید مفتح خواستم به امام بگویند: «دیگر نگذارید خانم‌ها به دیدنتان بیایند» وقتی شهید مفتح این پیشنهاد را مطرح نمود، امام گفت . . .
    1396/5/5 11:54
618